آموزش ترجمه قرآن (جلد2) - برهانیان، عبدالحسین - الصفحة ١٨٨
كلمات اصلى ريشه لغت معنا تعداد ريشه لغت معنا تعداد اصلى اصلى - اذْهنگامى كه، ٢٣٨- الا آگاه باشيد ٥٤ در اين صورت ا ل ل الّابه جز ٦٢٤- امَّا اما ٥٩ - امَّايا- اگر ٢٩- انْاگر- نه ٦٩٥ - لَوْلا اگر نبود (براى تنبيه) ٧٥ حروف حرف كلمهاى است كه با اضافه شدن به اسم- فعل داراى معنا مىشود برخى از حروف مختص اسم «١» و برخى مختص فعل «٢» و برخى مشترك «٣» بين اين دو مىباشند. از بين آنان در اين جا مواردى را مطرح مىكنيم كه علاوه بر داشتن نقش قابل ملاحظه در ترجمه، كاربرد معتنابهى نيز در قرآن داشته باشند. «٤» در ابتدا به برخى معانى «باء» و «من» (از حروف جاره) اشاره مىكنيم:
باء: استعانت، سبب و مقابله از معانى اين حرف است و گاهى نيز زائد مىباشد.
استعانت مانند وَاضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ (٢/ ٦٠)
سبب: مانند وَ لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْاذى (٢/ ٢٦٤)
مقابله مانند: انَّ الَّذينَ اشْتَرَوُا الْكُفْرَ بِالْايمانِ (٣/ ١٧٧)
زائد: وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (٢/ ١٤٠)