آموزش ترجمه قرآن (جلد2) - برهانیان، عبدالحسین - الصفحة ١٤٩
امّا در اين باب و در باب افتعال هم، مىتوان يك اسم كه بر بيش از يك نفر دلالت مىكند بياوريم و يا اسم دو فاعل را ذكر كنيم.
ضارَبَ عَلِىٌّ حَسَناً (على و حسن با هم زد و خورد كردند)
تَضارَبَ الرَّجُلانِ (آن دو مرد با هم زد و خورد كردند)
تَضارَبَ زَيدٌ وَ بَكْرٌ (زيد و بكر با هم زد و خورد كردند)
- مطاوعه (اثر پذيرى فعل): باعَدْتُه فَتَباعَدَ او را دور كردم پس دور شد.
- تظاهر كردن: تمارض: خود را به مريضى زد.
- تدريج: تَوارَدَ الْقَوْمُ (جمعيت به تدريج وارد شدند)
نكاتى در اين باب:
هرگاه فاءالفعل در باب «تفاعل» يكى از حروف «تاء، ثاء، جيم، دال، ذال، زاء، سين، شين، صاد، ضاد، طاء و ظاء» باشد «تاء» تفاعل در فاءالفعل ادغام گردد و براى حذف سنگينى تلفظ همزه مكسورى در ابتداى صيغههاى ماضى و امر حاضر مىآوريم.
تَتارَكَ اتَّارَك، يَتَّارَكُ، اتَّارَكْ تَثاقَلَ اثَّاقَلَ، يَثَّاقَلُ، اثَّاقَلْ تَدارَكَ ادَّارَكَ، يَدَّارَكُ، ادَّارَكْ در اين باب نيز (همانند باب تفعّل) مىتوانيم در صيغههايى كه دو «تاء» جمع مىشود «تاء» دوم را بيندازيم. مانند: تَتَذَكَّرُ تَذَكَّرُ