آموزش ترجمه قرآن (جلد2) - برهانیان، عبدالحسین - الصفحة ١٢٨
خلاصهاى از درسهاى گذشته (١٨- ٢٥)
هرگاه «قد» و «كان» بر سر فعل ماضى يا مضارع وارد شود ساختارهاى جديدى پديد مىآيد كه در زبان فارسى به نامهاى ماضى بعيد، استمرارى و نقلى شناخته مىشود: كان+ فعل مضارع ماضى استمرارى مانند كان يذهب: مىرفت.
كان+ فعل ماضى ماضى بعيد مانند كان ذهب: رفته بود.
قد+ فعل ماضى فعل ماضى نقلى مانند قَدْ ذَهَبَ: رفته است. «١» «قد» هرگاه با فعل مضارع همراه شود معناى توقع و تقليل مىدهد مانند قَدْ يضرب:
گاهى مىزند. «٢» - در مضارع معلوم «مثال» اغلب اوقات فاءالفعل حذف مىگردد. «٣» مانند:
يَوْعِدُ يَعِدُ تَوْجِدُ (تَجِدُ) حرف عله (واو- ياء) ماقبل مفتوح تبديل به «الف» مىگردد: مثال: قَوَلْ قالَ بَيَع باعَ - در مضارع اجوف حركت حرف علّه به حرف صحيح ساكن ماقبل منتقل مىگردد:
يَقْوُلُ يَقُولُ يَبْيِعُ يَبِيعُ - در ناقص هرگاه حرف ما قبل «واو» مكسور باشد و يا در صورت مفتوح بودن؛ حرف چهارم به بعد قرار گيرد؛ «واو» تبديل به ياء مىگردد:
دُعِوَ دُعِىَ يُدْعَوُ يُدْعى - هرگاه برخى از افعال ثلاثى مجرد را بر وزن افْعَلَ يُفْعِلُ بياوريم يك ساختار جديد كه با معنا و مفهوم جديدى پديد مىآيد.
مثال: ضَحِكَ (خنديد) اضْحَكَ (خنداند)