دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٥٠٥
| جرمی جلد: ١٧ شماره مقاله:٦٥٠٥ |
جَرْمی، ابوعمر صالح بن اسحاق (د ٢٢٥ق/٨٤٠م)،
نحوی و لغتشناس. نسبت او برگرفته از جَرْم، نام یکی از قبایل یمنی است (نک :
سمعانی، ٣/٢٥١). گویند چون وی مدتی در میان این قبیله میزیسته، یا از موالی جَرْم
بن رَمّان (رَبّان یا زَبّان و یا ریّان) بوده، به این نام منسوب شده است. برخی نیز
او را از موالی جَبَلة (یا بَجیلَة) بن انمار دانستهاند و نسبت بَجَلی او از همین
جا ست (سیرافی، ٩/٧٢؛ یغموری، ٩٥؛ زبیدی، ٧٦؛ خطیب، ٩/٣١٤؛ سمعانی، ٣/٢٥١، ٢٥٤؛ ابنخلکان،
٢/٤٨٦). وی نخست در بصره میزیسته (یاقوت، ١٢/٥)، و سیرافی (همانجا) او را در زمرۀ
نحویان بصره قرار داده است. وی در بصره به مجالس نحویان و لغویان آمدوشد داشت (ضیف،
١١١).
گویند جرمی سیبویه را ندید، اما در عوض استاد او یونس ابن حبیب (د ١٨٢ق/٧٩٨م) را
ملاقات کرده، و شاید نزد او نحو نیز آموخته باشد (سیرافی، یاقوت، همانجاها؛ قفطی،
٢/٨٠؛ سیوطی، بغیة...، ٢/٨). جرمی الکتاب سیبویه را نزد اخفش خواند (سیرافی، همانجا).
در برخی روایات نیمهافسانهای، آوردهاند که اخفش سر آن داشت که مدعی تألیف الکتاب
گردد، اما جرمی که گویا توانگر بود، از اخفش خواست که در ازای مبلغی، الکتاب را به
او و دوستش مازنی تدریس کند. چون از راز و رمز الکتاب آگاه شدند، خود آن را به نام
سیبویه به دیگران آموختند و مانع آن شدند که اخفش آن را به خود نسبت دهد (ابنانباری،
نزهة...، ٩٢). جرمی همچنین نزد لغتشناسانی بزرگ چون ابوعبیده (د ح ٢١٠ق)، ابو زید
انصاری (د ٢١٥ق) و اصمعی
(د ٢١٦ق) دانش آموخت (سیرافی، همانجا؛ ابنندیم، ٦٢). وی دیوان هذلیین را نزد اصمعی
خواند (ابنخلکان، ٢/٤٨٥).
منابع به دیدگاههای نحوی و لغوی او نیز اشاره کردهاند (مثلاً نک : ابنجنی،
١/٢٠٣، ٢/٧٤؛سیوطی، همع...، ١/٣٩، ٤٨، جم ؛ بغدادی، ١/٤٠، ٢/١٥١، جم ). از جمله
دیدگاههای او این است که برخلاف سیبویه اعراب اسمهای مثنیٰ و جمع مذکر سالم و نیز
اسامـی پنجگانـه (اسماء خمسه) را لفظی نمیداند (نک : ابوالبقاء، ١/١٠٣؛ سیوطی،
همان، ١/٤٨؛ ضیف، ١١٣-١١٤). جرمی در اوایل دهۀ نخست سدۀ ٢ق وارد بغداد شد و به
تدریس نحو پرداخت (همو، ١١٢). او که به نحودانی و لغتشناسی خود اعتقاد تمام داشت (نک
: زجاجی، ١٩١؛ یغموری، ٢١٤)، در بغداد جایگاهی والا یافت تا آنجا که اصمعی، بیمناک
از اقبال بیشتر مردمان به او، دیگر نتوانست وجود او را برتابد و در جلسات گوناگون
کوشید تا او را از نظر علمی ناتوان جلوه دهد (زجاجی، ٦٥؛ ابنجنی، ٣/٣٠٠؛ حریری،
١٠١؛ قس: صفدی، ١٦/٢٤٩-٢٥٠؛ که به جای اصمعی، ابوعثمان مازنی آمده است؛ سیوطی،
المزهر، ٢/٣٧٨). جرمی در بغداد با فرّا دربارۀ عامل رفع در مبتدا مناظره کرد و بر
او غلبهیافت (نک : خطیب، ٩/٣١٤-٣١٥؛ نیز: ابنانباری، الانصاف، ١/٤٩).
مبرد و توزی از شاگردان جرمی بوده، و الکتاب سیبویه را نزد او خواندهاند (زبیدی،
١١٩؛ ابنندیم، ٦٤؛ ابنانباری، نزهة، ١١٩). از آنجا که ساختارهای منطقی نحو با
ساخت اصول فقه تشابه بسیار نزدیک دارد، ناچار بسیاری میخواستند از راه دانش نحو بر
قیاسهای فقهی آگاهی یابند. در اینباره روایتهایی داریم از جمله: جرمی مدعی است که
طی ٣٠ سال به کمک نحو و الکتاب سیبویه فتوای فقهی داده است. مبرد این سخن را برای
کسانی که از آن اظهار شگفتی کردهاند، چنین توجیه کرده است: جرمی با حدیث آشنا بود
و زمانی که الکتاب سیبویه را فرا گرفت، در دین و حدیث درایت یافت، زیرا الکتاب
سیبویه، دقت نظر و دورنگری بـه انسان میآموزد (نک : زجاجی، ١٩١). یک روایت میشناسیم
که این نظر را تأیید میکند: گویند در مجلسی با حضور گروهی از فقیهان، جرمی گفت در
باب فقه هر چه میخواهید بپرسید تا من بر قیاس نحو پاسخ گویم. از او پرسیدند حکم
کسی که در اقامۀ نماز اشتباهی کرده، و دو سجدۀ سهو به جا میآورد و باز خطا میکند،
چیست؟ گفت: هیچ نکند؛ سپس در پاسخ کسانی که علت این اظهارنظر را پرسیدند، گفت: از
باب ترخیم، زیرا مرخّم، ترخیم نمیشود (همو، ١٩٢).
جرمی بنا به روایت زبیدی (ص ٧٧) گفته است که الکتاب سیبویه بر ٠٥٠‘١ بیت شعر شامل
است و تنها نام شاعران ٥٠ بیت بر او مجهول مانده است.
ابوزید انصاری او را به سبب مجادلات بیش از حد در نحو و سرخی چشمانش «کَلب»، «نَبّاح»
و «مُهارِش» لقب داده بود (جاحظ، ١/٣١٥؛ ابوطیب، ٤٣؛ صفدی، ١٦/٢٤٩؛ سیوطی، بغیة،
همانجا، المزهر، ٢/٤٢٨).
گزارشی نیز از سفر او به اصفهان و اقامت طولانی در آنجا پس از بازگشت از مناسک حج
به همراه فیض بن محمد ثقفی
(یا عصام بن فیض؟) و دریافت ٢٠ هزار درهم هنگام ورود و سالانه ١٢ هزار درهم جهت
آموزش نحو، در دست است (مافروخی، ٣٥؛ ابونعیم، ٣٤٦-٣٤٧؛ ابوالشیخ، ٢/٢٠٣). مبرد او
را در مقایسه با نحویان هم روزگارش، ژرفاندیشتر خوانده است (نک : ابوطیب، ٧٧).
برخی از منابع وی را مردی دیندار و معتقد وصف کردهاند (قفطی، ٢/٨٠). بنا بر یک
روایت، جرمی در اواخر عمر به پریشان حالی دچار گشت (زبیدی، ٧٦-٧٧؛ صفدی، همانجا)، و
در زمان خلافت معتصم (حک ٢١٨-٢٢٧ق)، در بغداد (GAS,IX/٧٢) و یا اصفهان(صفدی،
همانجا) درگذشت.
آثار منسوب: ١. الابنیة و التصریف؛ ٢. الابنیة؛ ٣. التثنیة و الجمع؛ ٤. التصریف؛ ٥.
تفسیر ابیات سیبویه؛٦. (تفسیر) غریب سیبویه؛ ٧. التنبیة؛ ٨. السیرة یا السِّیر یا (سیر
النبی)، که برخی منابع، اینکتاب را کتابی شگفتانگیزوصفکردهاند(نک : خطیب،
٩/٣١٤؛ ابنخلکان، ٢/٤٨٦)؛ ٩. العروض؛ ١٠. الفرخ للعین؛ ١١. الفرخ (یا فرخ سیبویه)،
همانگونه که از عنوان کتاب پیدا ست (فرخ: جوجه)، این اثر بر اساس الکتاب سیبویه
نوشته شده، و مختصر آن است؛ ١٢. القوافی؛ ١٣. المختصر فی النحو (یا مختصر نحو
المتعلمین)، این کتاب، مشهورترین اثر جرمی است. وی گفته است من در نحو کتابی تألیف
نکردهام، بلکه تنها الکتاب سیبویه را خلاصه کردهام (زبیدی، ٧٧). بر اساس این گفته،
شاید بتوان احتمال داد که المختصر فی النحو او همان کتاب الفرخ باشد. بر این کتاب
چند شرح نوشته شده است: دو شرح متعلق به ابوالحسن ورّاق (د ٣٨١ق/٩٩١م)، یکی مطول که
آن را الفصول فی نکت الاصول نامیده، و دیگری شرحی کوتاه که آن را الهدایة خوانده
است. دیگر شروح از این قرارند: شرح ابواسحاق ابراهیم بن علی فارسی (د ٤٠٠ق/١٠١٠م)
شرح ابوالقاسم علی بن عبیدالله بن دقّاق دقیقی (د ٤١٥ق/١٠٢٤م)، شرح علی بن عیسیٰ
رَبَعی (د ٤٢٠ق/١٠٢٩م). المختصر جرمی مورد نکوهش نیز واقع شده است (دربـارۀ کتابهای
وی، نک : ابنندیم، ٦٢؛ مفضل، ٧٣؛ سمعانی، ٣/٢٥٤؛ ابنانباری، نزهة، ٢٣١، ٢٣٣؛
یاقوت، ١٢/٦؛ ابنخلکان، همانجا؛ صفدی، ١٦/٢٥٠؛ حاجی خلیفه، ١/٤٩٣، ٢/١٠١٥، جم ؛
GAS, IX/٧٣).
مآخذ: ابنانباری، عبدالرحمان، الانصاف، به کوشش محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت،
١٣٨٠ق/١٩٦١م؛ همو، نزهة الالباء، به کوشش ابراهیم سامرایی، بغداد، ١٩٥٩م؛ ابنجنی،
عثمان، الخصائص، به کوشش محمدعلی نجار، قاهره، ١٣٧١ق/١٩٥٢م؛ ابنخلکان، وفیات؛ ابنندیم،
الفهرست؛ ابوالبقاء عکبری، عبدالله، اللباب فی علل البناء و الاعراب، به کوشش غازی
مختار طلیمات، بیروت، ١٤١٦ق/١٩٩٥م؛ ابوالشیخ اصفهانی، عبدالله، طبقات المحدثین
باصبهان، به کوشش عبدالغفور بلوشی، بیروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ ابوطیب لغوی، عبدالواحد،
مراتب النحویین، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٩٥ق/١٩٧٥م؛ ابونعیم
اصفهانی، احمد، ذکر اخبار اصفهان، لیدن، ١٩٣٤م؛ بغدادی، عبدالقادر، خزانة الادب، بهکوشش
عبدالسلام محمدهارون، قاهره، مکتبة خانجی؛ جاحظ، عمرو، الحیوان، بهکوشش
عبدالسلام محمد هارون، بیروت، ١٣٨٨ق/١٩٦٩م؛ حاجیخلیفه،
کشف؛ حریری، قاسم، درةالغواص، به کوشش هاینریش توربکه، لایپزیگ، ١٨٧١م؛ خطیب
بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق؛ زبیدی، محمد، طبقات النحویین و اللغویین،
به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧٣ق/١٩٥٤م؛ زجاجی، عبدالرحمان، مجالس
العلماء، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ سمعانی، عبدالکریم،
الانساب، به کوشش عبدالرحمان بن یحییٰ معلمی یمانی، حیدرآباد دکن، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛
سیرافی، حسن، اخبار النحویین البصریین، به کوشش فریتس کرنکو، پاریس، ١٩٣٦م؛ سیوطی،
بغیةالوعاة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛ همو، المزهر، به
کوشش محمد احمد جاد المولیٰ و دیگران، قاهره، ١٩٨٦م؛ همو، همع الهوامع، به کوشش
محمد بدرالدین نعسانی، بیروت، ١٤٠٥ق؛ صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به کوشش وداد
قاضی، اشتوتگارت، ١٤١١ق/١٩٩١م؛ ضیف، شوقی، المدارس النحویة، قاهره، ١٩٧٢م؛ قفطی،
علی، انباه الرواة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧١ق/١٩٥٢م؛ مافروخی،
مفضل، محاسن اصفهان، به کوشش جلالالدین تهرانی، ١٣٥٢ق؛ مفضل بن محمد، تاریخ
العلماء النحویین، به کوشش عبدالفتاح محمدحلو، جیزه (مصر)، ١٤١٢ق/١٩٩٢م؛ یاقوت،
ادبا؛ یغموری، یوسف، نور القبس المختصر من المقتبس مرزبانی، به کوشش رُدلف زلهایم،
ویسبادن، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ نیز: GAS.
بابک فرزانه