دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٣٨١
| جامعه جلد: ١٧ شماره مقاله:٦٣٨١ |
جامِعه، کتـابـی نـامبـردار در روایـات شیعـه،
بـه امـلای رسولالله (ص) و خط امیرالمؤمنین علی(ع). غالباً از جامعه در کنار متنی
مشابه با عنوان جَـفر که آن نیز نگاشتۀ امام علی(ع) دانسته میشود، یاد شده است (تهانوی،
١/٥٦٨). روایاتی از امام صادق و امام رضا(ع) جامعه را صحیفهای از پوست به طول ٧٠
ذراع، متن آن را املای پیامر(ص) به خط امام علی(ع) و محتوای آن را همگی حلال و حرام
و تمامی اموری که مردم تا روز قیامت بدان نیاز دارند، حتى دیۀ خراشها معرفی کردهاند
و گفتهاند که این کتاب تنها در اختیار امامان شیعه(ع) است (صفار، ١٦٢، ١٦٤، ١٧٧،
جم ؛ کلینی، ١/٥٧، ٢٣٨-٢٤٠؛ ابن بابویه، من لایحضر...، ٤/٤١٨-٤١٩؛ مفید، ٢/١٨٦).
روایتی از امام کاظم(ع) نیز به صراحت بیان میکند که در میان فرزندان آن حضرت تنها
امام رضا (ع) میتوانسته از کتاب جامعه استفاده کند، زیرا این کتاب تنها مختص به
پیامبر(ص) و اوصیای او ست (ابن بابویه، عیون...، ٢/٤٠).
براساس روایات، این کتاب در کنار الواح و عصای موسى(ع)، خاتم سلیمان، ذوالفقار امام
علی(ع) و دیگر میراث پیامبران (ع) به اوصیای پیامبر خاتم (ص) رسیده است و از ودایع
امامت و یکی از منابع علم امام به شمار میرود (فیض، المحجة...، ٤/١٨٥-١٨٦؛ مظفر،
٥٤). گفتنی است که گاهی ائمه(ع) برای اثبات وجود چنین متنی آن را به برخی اصحابشان
نشان میدادند؛ از آن جمله بنابر نقل صفار، امام باقر(ع) جامعه یا بخشهایی از آن را
به ابوبصیر نشان داده است (ص ١٦٤).
مؤید فقهی بودن مطالب این کتاب روایتی است که امام باقر(ع) حکمی در باب ارث را از
جامعه نقل کرده است. امام صادق(ع) نیز در رد برخی آراء فقهی ابن شُبرُمَه، فقیه اهل
رأی کوفه به جامعه احتجاح کرده است (همو، ١٦٥-١٧٠). از آنجا که در زمان غیبت، بهجز
امام غایب(ع) دیگران به کتابهایی چون جامعه دسترسی ندارند، وحید بهبهانی (د ١٢٠٥ق)
متذکر شده که مراد از سنت به عنوان یکی از منابع دسترسی به احکام شرع منحصر در سنت
معروف و مشهور است، و نه مواردی چون جامعه و مانند آن (ص ٢١١).
باید توجه داشت مراد از تمام امور مورد نیاز مردم تا روز قیامت که در روایات بدان
اشاره شده، تنها حلال و حرام نیست؛ بلکه این کتاب از حوادث آینده نیز خبر میدهد.
گواه این نظر نوشتۀ امام رضا(ع) در سند ولایتعهدی (مکتوب در یکشنبه ٧ رمضان ٢٠١ق/٢٩
مارس ٨١٧ م) است؛ امام(ع) با استناد به جفر و جامعه پیشبینی کردهاند که هرگز وارث
خلافت مأمون عباسی نخواهند شد (ابن شهر آشوب، ٣/٤٧٣-٤٧٤). اربلی (د ٦٩٣ ق) در ٦٧٠ ق
موفق به رؤیت دست خط امام (ع) در میان خطوط و پشت صفحۀ دست خط مأمون شده، و متن
کامل این سند را نقل کرده است (٣/١٢٤-١٣٠). به نوشتۀ تفتازانی (د ٧٩٢ یا ٧٩٣ق)، سند
ولایتعهدی که متضمن این مطلب است، تا سدۀ ٨ ق در مشهد موجود بوده است (٢/٢٨٧-٢٨٨).
ابن طقطقى (د ٧٠٩ق) (ص ٢١٥) و فضلالله بن روزبهان (د ٩٢٧ق) (ص ٢٣٤-٢٣٥) نیز این
نوشتۀ امام(ع) را نقل کردهاند و میرداماد (د ١٠٤١ق) آن را مستفیض دانسته است (ص
٢٩).
به نقل رجب برسی (د ح ٨١٣ ق)، امام رضا(ع) به جز سند ولایتعهدی، باز هم از جامعه
مطلبی را نقل کردهاند؛ هنگامی که ابونواس ابیاتی در مدح امام(ع) میسراید، آن
حضرت رقعهای به او میدهد که همان شعر در آن مکتوب بوده است. امام(ع) در برابر بهت
و حیرت شاعر میفرمایند: در جامعه آمده بود که تو روزی مرا به این شعر مدح خواهی
کرد (ص ١٤٧-١٤٨). وجود چنین مواردی در زندگانی امام رضا(ع) سبب شده است که محقق
کرکی (د ٩٤٠ق) از آن حضرت به «کاشف رموز جفر و جامعه» تعبیر کند (ص ٣٠٦؛ قمی،
٣/١٦١-١٦٢).
افزون بر اینها در باب محتوای کتاب، ابوبصیر از امام ششم(ع) نقل کرده که جامعه
صحیفهای زرد رنگ است که اسامی همۀ شیعیانی که تا قیامت متولد میشوند، در آن ثبت
شده است (دلائل...، ٢٦٣؛ برای تحریری غالیانه از این خبر، نک : خصیبی، ٢٥٢-٢٥٣).
شیخ بهایی (٩٥٣-١٠٣٠ق) بر آن است که جامعه حاوی «علم ما کان و ما یکون» است (نک :
خویی، ١٦/١٣٩؛ خازم، ٢٢). در تأیید نظر او میتوان به متن صلواتی اشاره کرد که فضلالله
بن روزبهان آورده، و در آن امام رضا (ع) مستخرجِ علم مایکون و ماکان از جفر و جامعه
معرفی شده است (ص ٢٣١). نام کتاب نیز خود شاهدی بر محتوای آن است.
خبر دادن جفر و جامعه از مغیبان و مَلاحِم سبب شد تا بعدها حاجیخلیفه (د ١٠٦٧ق) از
اصطلاح «علم جفر و جامعه» سخن به میان آورد و موضوع آن را علم اجمالی به آنچه
درگذشته رخ داده است، یا در آینده به وقوع خواهد پیوست، ذکر کند. او جفر را همان
لوح قضا (عقل کلی) و جامعه را همان لوح قدر (نفس کلی) دانسته، و کتابهایی را در باب
این علم معرفی کرده است، مانند الدرة الناصعة فی کشف علوم الجفر و الجامعة از زینالدین
عبدالرحمان بن علی بسطامی انطاکی حنفی (د ٨٥٨ق) (١/٥٩١، ٧٤٤؛ بغدادی، ١/٥٣١).
برخی از علمای اهل سنت انتساب جامعه به امام علی(ع) و احتوای آن را بر علوم و معارف
خاص تأیید کردهاند، مانند غزالی (د ٥٠٥ ق؛ ص ٤٦٧) و شریف جرجانی (د ٨١٦ ق؛ ٦/٢٢).
از این میان جرجانی جامعه را کتابی از علی(ع) دانسته که در آن حوادث آینده به طریقۀ
علم حروف آمده است. او از
نوشتۀ منظومی در شام سخن میگوید که به رمز و اشاره در باب احوال ملوک مصر بوده، و
برخی بر این گمان بودهاند که بخشهایی از آن از جامعه استخراج شده است (همانجا)؛
باید یادآور شد که اعتقاد آن شامیان در باب این شعر با روایات شیعی مبنی بر عدم
دسترسی غیرمعصومان به جامعه همخوانی ندارد.
شایان دقت است که عدهای جامعه و متنی مشابه و مشهورتر با عنوان کتاب علی (ع) را
کتابی واحد و با اسامی مختلف میدانند (عسکری، ٢/٣٣٥-٣٤٨؛ جندی، ١٩٩-٢٠٠)؛ در تفسیر
منسوب به محییالدین ابن عربی (د ٦٣٨ ق) (١/٣١-٣٢؛ نیز نک : قمی، ٣/١٦٤-١٦٦)،
صدرالدین شیرازی (د ١٠٥٠ق) (٣/٣٥) و بهتبع وی فیض کاشانی (د ١٠٩١ق) ( انوار...،
١٨٩، ١٩٣) نیز جفر و جامعه را کتابی واحد دانستهاند؛ اما آقا بزرگ از کتاب علی (ع)
با عنوان امالی رسولالله (ص) یاد کرده است و آن را کتابی غیر از دو کتاب جامعه و
جفر میداند (٢/٣٠٦-٣٠٧). افزون بر وی، مدرسی طباطبایی نشان داده است که جامعه، جفر
و کتاب علی(ع) متونی متمایز، اما دارای شباهتهایی به یکدیگر هستند (ص ٤-٧). گفتنی
است که برخی، جامعه را با اثر دیگری از امام علی(ع) با عنوان کتاب الدیات خلط کردهاند
(خازم، ٨٢). غفاری (ص ٢٢٧) و عمیدی (ص ٢٢١) کتابت جامعه را نخستین گام در تدوین
حدیث میدانند.
مآخذ: آقابزرگ، الذریعة؛ ابن بابویه، محمد، عیون اخبار الرضا(ع)، به کوشش حسین
اعلمی، بیروت، ١٩٨٤م؛ همو، من لایحضره الفقیه، قم، ١٤٠٤ق؛ ابن شهر آشوب، محمد،
مناقب آل ابی طالب، نجف، ١٣٧٦ق؛ ابن طقطقى، محمد، الفخری، به کوشش عبدالقادر محمد
مایو، بیروت، ١٤١٨ق؛ ابن عربی، محییالدین، تفسیر، به کوشش عبدالوارث محمدعلی،
بیروت، ١٤٢٢ق؛ اربلی، علی، کشف الغمة، بیروت، ١٤٠٥ق؛ برسی، رجب، مشارق انوار الیقین،
به کوشش علی عاشور، بیروت، ١٤١٩ق؛ بغدادی، هدیه؛ تفتازانی، مسعود، شرح المقاصد،
پاکستان، ١٤٠١ق؛ تهانوی، محمد اعلى، کشاف اصطلاحات الفنون، بیروت، ١٩٩٦م؛ جرجانی،
علی، شرح المواقف، به کوشش محمد بدرالدین نعسانی، قاهره، ١٣٢٥ق؛ جندی، عبدالحلیم،
الامام جعفر الصادق(ع)، قاهره، ١٣٩٧ق؛ حاجیخلیفه، کشف؛ خازم، علی، مدخل الى علم
الفقه عند المسلمین الشیعة، بیروت، ١٤١٣ق؛ خصیبی، حسین، الهدایة الکبرى، بیروت،
١٤١١ق؛ خویی،حبیبالله، منهاج البراعة، به کوشش ابراهیم میانجی، تهران، ١٣٥٨ش؛
دلائل الامامة، منسوب به ابن رستم طبری، قم، ١٤١٣ق؛ صدرالدین شیرازی، محمد، الاسفار،
بیروت، ١٩٨١م؛ صفار، محمد، بصائر الدرجات الکبرى، به کوشش محسن کوچهباغی، تهران،
١٤٠٤ق؛ عسکری، مرتضى، معالم المدرستین، بیروت، ١٤١٠ق؛ عمیدی، ثامر، «تاریخ الحدیث و
علومه»، تراثنا، قم، ١٤١٧ق، شم ٤٧؛ غزالی، محمد، «سر العالمین و کشف ما فی الدارین»،
مجموعة رسائل، بیروت، ١٤١٦ق؛ غفاری، علیاکبر، دراسات فی علم الدرایة، تهران،
١٣٦٩ش؛ فضلالله بن روزبهان، وسیلة الخادم، به کوشش رسول جعفریان، قم، ١٣٧٥ش؛ فیضکاشانی،
محمدمحسن، انوار الحکمة، قم، ١٤٢٥ق؛ همو، المحجة البیضاء، به کوشش علیاکبر غفاری،
قم، ١٤١٧ق؛ قمی، عباس، الکنى و الالقاب، تهران، مکتبة الصدر؛ کلینی، محمد، الکافی،
به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، ١٣٦٥ش؛ محقق کرکی، علی، «الرسالة الذهبیة»، همراه ج
٥٩ بحار الانوار مجلسی، به کوشش محمدباقر بهبـودی، بیروت، ١٤٠٣ق؛ مظفـر، محمدحسین،
علم الامام، بیروت، ١٤٠٢ق؛ مفیـد، محمد، الارشاد، بیروت، ١٤١٤ق؛ میرداماد، محمدباقر،
نبراس الضیاء، به کوشش حامد ناجی اصفهانی، قم/تهران، ١٣٧٤ش؛ وحید بهبهانی، محمدباقر،
«رسالة فی صحة الجمع بین الفاطمیتین»، الرسائل الفقهیة، قم، ١٤١٩ق؛ نیز:
Modarressi, H., Tradition and Survival: A Bibliographical Survey of Early
Shi’ite Literature, Oxford, ٢٠٠٣.
سعید طاووسی مسرور