دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٤٠٥
| جاویدان خرد جلد: ١٧ شماره مقاله:٦٤٠٥ |
جاویدانْ خِرَد، عنوان کتابی در اندرزنامهنویسی
از ابوعلی مسکویۀ رازی. محمد ارکون بر آن است که ابوعلی این کتاب را در سالهای ٣٧٦
تا ٣٨٢ق/ ٩٨٦-٩٩٢م، پس از فراغت از تألیف دو اثر مهم خود، تهذیب الاخلاق و تجارب
الامم، تدوین کرده است (ص ٤). جاویدان خرد، به خلاف تهذیب الاخلاق که نخستین رسالۀ
مبسوط و مهم در بخشی از حکمت عملی یونانی در دورۀ اسلامی است، یکی از مهمترین
اندرزنامههای دورۀ اسلامی است که در آن گفتارهای حکمتآموز پارسیان، هندیان،
رومیان، تازیان و نیز سخنانی از فرزانگان دورۀ اسلامی، مانند ابو نصر فارابی،
ابوالحسن عامری و ابن مقفع آمده است (قس: دانشنامه...، ٩/٥٠٥، که به خطا آن را «کتابی
در حکمت عملی» و نیز «اندرزنامه» خوانده است؛ نیز نک : جاویدان خرد، ترجمۀ امام،
٤٢، که نسنجیده جزء «کتابهای حکمت عملی» را بر متن افزوده است).
عنوان متن عربی کتاب ابو علی مسکویه، در چاپ انتقادی جدیدی که به کوشش عبدالرحمان
بدوی فراهم آمده، الحکمةالخالدة است که از ابوعلی نیست. عنوان اصلی رسالۀ ابو علی
مسکویه، چنانکه به تصریح در متن آمده، همان جاویدان خرد است (نک : جاویدان خرد (
الحکمةالخالدة)، چ بدوی، ٣، ٥؛ نیز بدوی، ٢١، ٢٦، ٣٠، جم ( و به نظر میرسد که
بدوی عنوان جعلی الحکمةالخالدة را در ترجمۀ جاویدان خرد برای آن آورده است که برای
خوانندگان عرب مفهوم باشد (نک : هنینگ، ٧٣).
ابو علی مسکویه در آغاز کتاب جاویدان خرد میگوید که در «جوانی و خردسالی» کتابی از
ابوعثمان جاحظ با عنوان استطالة الفهم را مطالعه کرده بود که مؤلف، ضمن نقل سخنانی
از جاویدان خرد، به عنوان آن اثر نیز اشارهای داشته است. از آنجا که جاحظ جاویدان
خرد را در دفتری بس ارجمند از اندرزهای ایرانیان خوانده، و چنان «تعظیم و تعریفی»
از آن کرده بود «که بیرون است از عادت در تعظیم و تعریف مثل آن کتاب ... »، ابو علی
را شوقی به مطالعۀ آن در دل افتاده بود تا سرانجام نسخهای از آن مجموعه را
در فارس در نزد موبدان یافت و خواند. نسخۀ اصلی جاویدان خرد مجموعهای فراهم آمده
از سخنان هوشنگ، «پادشاه دوم عالم»، بود که اندکی پس از توفان نوح فرمان میرانده
است. ابو علی مسکویه این سخنان را نوشت و چون اندرزهای هوشنگ همسانیهایی با حکمتهای
فرزانگان دیگر اقوام داشت، «... نصیحتها و آداب و حکمتهای... ٤ طبقه» را که «اهل
فارس و اهل هند و عرب و روم باشند»، بر آن افزود (جاویدان خرد، ترجمۀ شوشتری، ٦-٧،
نیز چ بدوی، ٥-٦).
نسخهای از جاویدان خرد ــ که ابو علی آن را نزد موبدان موبد فارس پیدا کرده بود ــ
داستان مفصلی دارد که خود او آن را آورده است. این داستان به ویژه از این حیث دارای
اهمیت است که در آن قرینهای بر علاقۀ مأمون به اینکه خلافت خود را به نوعی ادامۀ
پادشاهان باستانی ایران میدانست، وجود دارد. بر پایۀ این داستان، جاویدان خرد نامهای
بازمانده از عصر باستان بود که نشانی محل آن را فرستادۀ مرزبان کابلستان به حضور
مأمون، به نام ذوبان ــ که مردی فرزانه بود ــ به او داده بود. آن نامه را از عهد
باستان در دیبایی پیچیده، و در صندوقی از بلور سیاه نهاده، و در دل زمین پنهان کرده
بودند و مأمون به راهنمایی همان ذوبان به آن دست یافت. شمار صفحات اصل آن نامه، به
روایت حسن بن سهل ــ که شاهد پیدا شدن آن صندوق بود ــ به ١٠٠ برگ میرسیده است.
حسن بن سهل چون پهلوی نمیدانست، با نظر کردن در صفحهای از آن چیزی در نیافت و از
خضر بن علی خواست تا آن را بخواند و همین خضر بن علی ٣٠ صفحه از آن را ترجمه و املا
کرد و حسن بن سهل نوشت (جاویدان خرد، چ بدوی، ١٩-٢٢، نیز ترجمۀ امام، ٨٥-٩٤).
به گزارش ابو علی مسکویه، آنچه ذوبان از جاویدان خرد در اختیار حسن بن سهل گذاشت،
٣٠ صفحه بیشتر نبود و گویا متنی که ابو علی در آغاز رسالۀ خود آورده، همین ٣٠ صفحهای
است که با ترجمۀ خضر بن علی در دسترس حسن بن سهل قرار داشت (نک : تفضلی، ٢٠٧، که
میگوید نسخهای را که ابو علی در نزد موبد فارس یافت، متن اصلی پهلوی بوده؛ اما
همو در جای دیگری میگوید که ابو علی ترجمۀ عربی حسن بن سهل را در جاویدان خرد نقل
کرده است، نک : ص ٢٠٨).
بخش نخست رسالۀ جاویدان خرد که اندرزنامهای منسوب به هوشنگ است، یکی از مهمترین
متنهای «تاریخ ادبیات پهلوی» است (هنینگ، همانجا). به نظر میرسد که اصل آن، مانند
بسیاری از منابع ادبیات پهلوی، در دورۀ ساسانی فراهم آمده، و در دورۀ اسلامی نیز در
اندرزنامهها و سیاستنامههای ادبفارسی راه یافته است. در دوران جدید، نخست
خاورشناس فرانسوی سیلوستر دوساسی در ١٨٣١م، به نسخهای از این اثر دست یافت و
گزارشی دربارۀ مضمون آن را به اطلاع اعضای فرهنگستان زبان و ادب انجمن سلطنتی
فرانسه رساند (١ff.). نویسندگان رسالههای سیاسی پیش و پس از ابو علی آن را میشناختند
و در نوشتههای خود نیز بخشهایی از آن را آوردهاند که نشان از اهمیت مضمون آن
دارد (ابوالحسن عامری، ٣٢٠؛ نیز خردنامه، ٧٨-٨٠).
رسالۀ جاویدان خرد ابو علی مسکویه یکی از منابع مهم اندرزنامههای ایرانشهری است و
اگرچه رسالهای دربارۀ اخلاق است، اما در آن بحثی دربارۀ اساس اخلاق و مبانی آن
نیامده است. ابو علی با ذکر این نکته که جاویدان خرد «مجملی چند است از سخنان
بزرگان که حکایت کردیم ... پیش از آنکه تفصیل دهیم این سخنان را به ذکر جزئیاتشان»،
خواننده را به کتاب دیگر خود تهذیب الاخلاق ارجاع میدهد. هدف ابو علی مسکویه از
نقل سخنان فرزانگان شرح جزئیات آداب بر مبنای «موعظۀ حکمای هر امت» بود (نک :
ترجمۀ شوشتری، ٤٣) و به این اعتبار جاویدان خرد را باید از شمار نخستین مجموعههای
اندرزنامهای دورۀ اسلامی به شمار آورد.
هدف از تدوین جاویدان خرد اصلاح نفس فرد برای نیل به سعادت عقلی است که از ویژگیهای
اومانیسم دورۀ اسلامی در سدههای ٤ و ٥ ق بوده است (کرمر، ٥٠ بب (. ابوعلی مسکویه
در مقدمۀ رساله، به این مطلب اشاره کرده است که هدف او تدبیر نفس و اصلاح اخلاق
بوده، و «راست کردن و درست شناختن خود و... نفس خود... و راست کردن و درست ساختن
نفوس کسانی... که صلاحیت راست شدن» را داشته باشند، غایتی بوده که دنبال میکرده
است (نک : ترجمۀ شوشتری، ٧، قس: چ بدوی،٦).
جاویدان خرد از ٦ بخش و یک خاتمه فراهم آمده است. در بخش نخست، افزون بر متن
اندرزنامۀ هوشنگ ــ که عنوان کتاب برگرفته از آن است ــ اندرزهایی از انوشیروان،
بزرگمهر و نیز برخی از فرزانگان باستانی ایران که به نام آنان تصریح نشده، آمده است
(نک : همان چ، ١-٨٨).
دومین بخش مفصلترین بخش کتاب، پس از حکمتهای تازیان است، در حالیکه حکمتهای
هندیان ــ که بلافاصله پس از آن آمده ــ کوتاهترین بخش جاویدان خرد است و در آن
تنها به آوردن جملههای قصار منسوب به هندیان اکتفا شده، و به هیچ نامی اشاره نشده
است (همان چ، ٨٩-١٠٠).
بخش سوم به نقل «حکمالعرب» اختصاص یافته، و در آن احادیثی از پیامبر اکرم(ص) و
امام اول شیعیان، و سخنانی از صوفیان اولیه، وصیتهایی از لقمان و نیز نقل قولهایی
از دورۀ جاهلی عرب آمده است (همان چ، ١٠١-٢٠٨).
ابو علی مسکویه در بخش چهارم، اندرزهایی از فرزانگان یونان (حِکَمالروم، همان چ،
٢١١-٢٨٢) آورده که همۀ آنها از آثار منحولی است که در منابع دورۀ اسلامی به
فیلسوفان یونانی نسبت داده شده است. این بخش با اندرزهایی از سقراط، هرمس و دیوجانس
آغاز میشود و با وصیتهایی از افلاطون به ارسطو، ارسطو به اسکندر مقدونی، و
حکایتهایی از سقراط و افلاطون به پایان میرسد. مفصلترین فقرۀ این بخش «لوح قابس١»
(نک : همان چ، ٢٢٩-٢٦٢؛ این بخش از ترجمۀ فارسی شوشتری حذف شده است) در واقع رسالهای
تمثیلی با صبغهای فلسفی است و با دیگر مطالبی که در کتاب آمده، به ویژه در تمایزی
که ابو علی میان ادب تعلیمی حقیقی و مجازی٢ وارد میکند، تفاوت دارد (کرمـر، ٣١٩).
بـه خلاف جـاویدان خـرد ــ که مجمـوعـهای در اندرزنامهنویسی است ــ «لوح قابس»
برگرفته از منابعی است که در محافل فلسفی عصر نوزایش اسلامی مورد توجه بود و
خاندانهایی مانند آلبویه نیز از آن محافل حمایت میکردند. از این حیث، به نظر میرسد
که جاویدان خرد تنها رساله در اندرزنامهنویسی است که در آن متنی تمثیلی ـ فلسفی
جای داده شده است. ابو علی مسکویه به اعتبار تبحر در حکمت علمی یونانی و به ویژه
اخلاق، به محافل فلسفی زمان خود تعلق داشت و بیشتر از آنکه اندرزنامهنویس باشد،
اهل فلسفه بود.
بخش پنجم (حکمالاسلامینالمحدثین، نک : چ بدوی، ٢٨٥-٣٤٢) نقل قولهایی از ابن مقفع
و ابو نصر فارابی در کنار وصیتی از خود گردآورندۀ کتاب (همان چ، ٢٨٥-٢٩٢) آورده شده
است. مفاد این وصیت از ابو علی که ابو سلیمان سجستانی در ذیل شرح حال ابو علی
مسکویه در صوانالحکمه آورده (نک : ص ٢٤٧ بب (، با مشرب فلسفی ابوعلی و نیز با
عهدنامۀ همو (نک : ابوعلی مسکویه، «پیمان»، ١٣) مطابقت دارد و به نظر میرسد که در
انتساب آن به ابوعلی مسکویه تردیدی نباشد. فقرهای که از ابن مقفع نقل شده (چ بدوی،
٢٩٣-٣٢٦)، از «الادب الکبیر» (ص ٢٤٦ بب ( او برگرفته شده است و در پایان این بخش
فقراتی از وصایای ابونصر فارابی آمده (همان چ، ٣٢٧-٣٤٢) که منبع آن معلوم نیست. «خاتمۀ»
کتاب به طور عمده به نقل وصیتهایی از ابوالحسن عامری نیشابوری اختصاص یافته است (همان
چ، ٣٤٧-٣٧٥) که منبع آن نیز معلوم نیست.
ابوعلی مسکویه در واپسین سطرهای جاویدان خرد، هدف خود از گردآوردن آن را برجسته
کرده، و نظر خود را دربارۀ وحدت فرزانگی در میان ملل و اقوام گوناگون بیان داشته
است. وصیتها و اندرزهایی که در آن مجموعه گردآوری شدهاند، اگرچه در لفظ اختلاف
دارند، اما در معنا اختلافی میان آنها وجود ندارد. این وصیتها با اختلاف زمان و
تفاوت مکان دگرگون نمیشوند و از این حیث نام جاویدان خرد برازندۀ آن است (همان چ،
٣٧٥-٣٧٦). کتاب جاویدان خرد با نقل مطالبی در اندرزنامهنویسی آغاز میشود، اما
واپسین بخشهای آن بیشتر از آنکه اندرزنامه باشد، صبغهای فلسفی دارد و با مشرب
گردآورندۀ آن نیز بیشتر سازگار است.
مآخذ: ابن مقفع، عبدالله، «الادب الکبیر»، آثار، بیروت، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م؛ ابوالحسن
عامری، السعادة و الاسعاد، به کوشش مجتبى مینوی، تهران، ١٣٣٦ش؛ ابو سلیمان سجستانی،
صوان الحکمة، به کوشش عبدالرحمان بدوی، تهران، ١٩٧٤م؛ ابوعلی مسکویه، احمد، «پیمان»،
ضمن مقدمۀ فضائلی بر تجارب الامم همو، تهران، ١٣٦٦ش؛ همو، جاویدان خرد، ترجمۀ تقیالدین
محمد شوشتری، به کوشش بهروز ثروتیان، تهران، ١٣٥٥ش؛ همو، همان، ترجمۀ محمدکاظم
امام، تهران، ١٣٥٠ش؛ همو، الحکمةالخالدة (جاویدان خرد)، به کوشش عبدالرحمان بدوی،
تهران، ١٣٥٨ش؛ ارکون، محمد، مقدمه بر جاویدان خرد (نک : هم ، ابوعلی مسکویه،
ترجمۀ شوشتری)؛ بدوی، عبدالرحمان، مقدمه بر الحکمةالخالدة (نک : هم ، ابوعلی
مسکویه)؛ تفضلی، احمد، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، به کوشش ژاله آموزگار،
تهران، ١٣٧٦ش؛ خردنامه، به کوشش منصور ثروت، تهران، ١٣٦٧ش؛ دانشنامۀ جهان اسلام،
تهران، ١٣٨٤ش؛ کرمر، ج. ل.، احیای فرهنگی در عهد آل بویه، ترجمۀ محمدسعید حنایی
کاشانی، تهران، ١٣٧٥ش؛ دانشنامۀ جهان اسلام، تهران، ١٣٨٤ش؛ نیز:
Henning, W. B., »Eine arabische Version mittelpersischer Weisheitsschriften«,
ZDMG, ١٩٥٦, vol. CVI; Sacy, S. de, » Mémoires sur le Djavidan Khirad’« Histoire
et mémoires de l’Institut Royal de France, Paris, ١٨٣١, vol. IX.
جواد طباطبایی
١. kébêtos thêbaiou pinax
٢. pseudopaideia