دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٣٤٩
| جاربردی جلد: ١٧ شماره مقاله:٦٣٤٩ |
جارَبَرْدی، فخرالدین احمد بن حسن (د رمضان ٧٤٦/
ژانویۀ ١٣٤٦)، ادیب، شارح و عالم نحوی. وی در جاربرد (به معنی قلعۀ آب، از مضافات
ارّان ــ در آن سوی ارس و شمالآذربایجانــ که در حال حاضر در منطقۀ خودگردان قرهباغ
واقع شده است) به دنیا آمد (نسوی، سیرۀ جلالالدین...، ٢٠٠: جاربرد، قس: سیرت جلالالدین...،
٢٥٩: جاریبرد؛ قزوینی، ٥٤٩؛ رضا، ٧١، ٥٨٦: جَرابرد یا جِرابرد؛ رافی، ٢-٣: جرابرت
یا چرابرت). لقب او به صورتهای جارْبَرْدی، جارْبِردی و جارْبُردی نیز ضبط شده است
(اسنوی، ١/١٨٩؛ سبکی، ١٠/٤٧؛ سیوطی، ١/٣٠٣). ابن فوطی به نقل از کتاب التوضیحات
الرشیدیه، وی را ابوعلی احمد بن حسن بن علی جاربرتی حکیم معرفی کرده است (٤(٣)/٧٤؛
مینوی، ٣٥٨)؛ اما در منابع، کنیۀ وی ابوالمکارم و نام جدش یوسف آمده است (یافعی،
٤/٣٠٧؛ ابن حجر، ١/١٤٢؛ قس: اسنوی، همانجا).
دانسته نیست وی از چه زمانی به تبریز مهاجرت کرد؛ اما آوازۀ تبریز (ه م) در دوران
پرشکوه وزارت خواجه رشیدالدین و حضور مفسر بزرگ زمان بیضاوی (ه م) سبب شد به تبریز
و به محضر درس او بشتابد (سبکی، ٩/٨؛ ابن قاضی شهبه، ٣/٩). از عمر بن نجمالدین و
نظامالدین طوسی به عنوان استادان او نام بردهاند (شوکانی، ١/٤٧).
جاربردی در تبریز جایگاهی ویژه داشت، چنانکه گاه او را در مجلس شیخ صفیالدین
اردبیلی، در جامع عمارت رشیدی، و در کنار سلاطین و وزیران و ارباب علم و دانش، و
گاه در مجلسی در کنار امیرشیخ حسن چوپانی و مورد مشاورۀ وی مییابیم (ابن بزاز،
٦٤٦؛ حافظ ابرو، ٢١٨؛ خواندمیر، حبیب...، ٣/٢٣٢).
مداومت جاربردی بر درس و بحث و نگارش، در منابع بسیار ستوده شده است (سبکی، ابن
قاضی شهبه، خواندمیر، همانجاها)؛ به همین سبب شاگردان بسیاری نزد او درس خواندهاند،
از جمله بهاءالدین ابوالمحاسن عثمان بن علی، صدرالدین محمد جوهری، و نورالدین فرج
بن محمد اردبیلی (نک : ابن قاضی شهبه، ٣/١٠، ٥٩؛ ابن حجر، ١/١٤٣؛ جنید، ٣٦٣، ٣٧٩؛
سبکی، ١٠/٣٨٠؛ نعیمی، ١/٢٣٠). فرزندش ابراهیم نیز از شیخ شرفالدین طیبی، نجمالدین
سعید، محمد بن ابی الطیب شیرازی، و قاضی القضات نظامالدین عبدالصمد به عنوان
شاگردان وی یاد میکند (نک : سبکی، ١٠/٧٦-٧٧).
تنها نکتۀ بارزی که در حیات علمی جاربردی میتوان اشاره کرد، مکاتبۀ وی با قاضی
عضدالدین ایجی (ه م) در توضیح آیهای از سورۀ بقره است که سبکی بدان اشاره کرده، و
عین نامه و جوابیه را ذکر کرده است (١٠/٤٧-٥٢). در پاسخ به این سؤال، تنی چند از
بزرگان نیز شرکت کردند که حاجی خلیفه(ص ٢٢٢-٢٢٣) به برخی اشاره کرده است. پس از مرگ
جاربردی، فرزندش ابراهیم در دفاع از پدر نامهای نگاشت و آن را «السیف الصارم فی
قطع العضد الظالم» نام نهاد (سبکی، ١٠/٦٠ بب ).
اهتمام جاربردی بر آموزش، او را به شرح آثاری وا داشت که همواره از متون درسی آن
روزگار به شمار میآمد. از مهمترین این شروح میتوان به شرح شافیۀ ابن حاجب (ه م)
اشاره کرد که به گفتۀ خود جاربردی در مقدمۀ شرح شافیه، تشویقِ برخی از دانشمندان
علت اصلی شرح این کتاب بوده است. وی این شرح را احتمالاً به تاجالملة والدین علی
ساوی (تاجالدین آوجی)، از نایبان خاص وزیر سعدالدین محمد ساوجی (خواندمیر، دستور...،
٣١٤) تقدیم کرده است (نک : جاربردی، بش ). جاربردی از شرح ابن حاجب بهرۀ فراوان
برده است. این اثر بارها در هند، پاکستان، استانبول و تهران به چاپ رسیده است.
دیگر آثار وی که به صورت خطی در کتابخانههای مختلف دنیا نگهداری میشود، از این
قرار است: حاشیة علی الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل زمخشری (GAL, I/٣٤٥)؛ شرح حاوی
الصغیر (همان، I/٤٩٤)، شکوک علی الحاجبیة (GAL, S, I/٥٣٢)؛ المغنی فی علم النحو
(II/٢٥٧-٢٥٨). بر این اثر، شروح بسیاری نگاشته شده است.
گرچه جاربردی را شاعر ندانستهاند، اما سبکی ابیاتی از وی نقل کرده است (٩/٩). وی
در در تبریز درگذشت (همانجا؛ اسنوی، ١٨٩؛ قس: شوکانی، همانجا؛ ادرنوی، ١/٢٨١).
مآخذ: ابن بزاز، توکل، صفوة الصفا، به کوشش غلامرضا طباطبایی مجد، تبریز، ١٣٧٣ش؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، الدرر الکامنة، حیدرآباد دکن، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م؛ ابن فوطی،
عبدالرزاق، تلخیص مجمع الاداب، به کوشش مصطفى جواد، دمشق، ١٩٦٥م؛ ابن قاضی شهبه،
ابوبکر، طبقات الشافعیة، به کوشش حافظ عبدالعلیم خان، حیدرآباد دکن، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛
ادرنوی، احمد، طبقات المفسرین، به کوشش سلیمان بن صالح خزی، مدینه، ١٩٩٧م؛ اسنوی،
عبدالرحیم، طبقات الشافعیة، به کوشش یوسف حوت، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ جاربردی، احمد،
شرح شافیه، چ سنگی، تهران، ١٢٧١ق؛ جنید شیرازی، ابوالقاسم، شد الازار، به کوشش محمد
قزوینی و عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣٢٨ش؛ حاجی خلیفه، کشف؛ حافظ ابرو، عبدالله،
ذیل جامع التواریخ رشیدی، به کوشش خانبابا بیانی، تهران، ١٣٥٠ش؛ خواندمیر، غیاثالدین،
حبیب السیر، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٣٣ش؛ همو، دستور الوزراء، به کوشش
سعید نفیسی، تهران، ١٣٥٥ش؛ رافی (هاکوپ ملیک هاکوپیان)، ملوک خمسه، ترجمۀ آرا در
استپانیان، تهران، ١٣٨٤ش؛ رضا، عنایتالله، اران از دوران باستان تا آغاز عهد مغول،
تهران، ١٣٨٠ش؛ سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیة الکبرى، به کوشش محمود محمد طناحی و
عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، ١٩٧٦م؛ سیوطی، بغیة الوعاة، به کوشش محمدابوالفضل
ابراهیم، قاهره، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛ شوکانی، محمد، البدر الطالع، قاهره، ١٣٤٨ق؛ قزوینی،
محمد، حاشیه بر شدالازار (نک : هم ، جنید شیرازی)؛ مینوی، مجتبى، «توضیحات رشیدیه»،
یادگارنامۀ حبیب یغمایی، به کوشش غلامحسین یوسفی و دیگران، تهران، ١٣٥٦ش؛ نسوی،
محمد، سیرت جلالالدین مینکبرنی، ترجمۀ کهن، به کوشش مجتبى مینوی، تهران، ١٣٦٥ش؛
همو، سیرۀ جلالالدین یا تاریخ جلالی، ترجمۀ محمدعلی ناصح، به کوشش خلیل خطیب رهبر،
تهران، ١٣٦٦ش؛ نعیمی، عبدالقادر، الدارس فی تاریخ المدارس، به کوشش جعفر حسنی، دمشق،
١٩٨٨م؛ یافعی، عبدالله، مرآة الجنان، بیروت، ١٣٩٠ق/ ١٩٧٠م؛ نیز: GAL; GAL, S.
ایرانناز کاشیان