دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٥٠٠
| جرس تهرانی جلد: ١٧ شماره مقاله:٦٥٠٠ |
جَرَسِ تِهْرانی، میرزا محمدمهدی، متخلص به جرس،
از شاعران فارسیگوی نیمۀ دوم سدۀ ١٣ق/١٩م. پدرش حاجی میرزا جانی (شعری، ١٦٧؛
دیوانبیگی، ١/٣٦٧؛ نیز نک : آقابزرگ، ٩(١)/١٩٣؛ منزوی، ٣/٢٢٧٠)، از زمان
آقامحمدخان قاجار تا اواسط دولت محمدشاه یکی از کدخدایان برجسته و نامیِ بازار
تهران، و شخصیتی معتبر به شمار میآمده است. نسبت وی به حکیم هاشم، طبیب نامی و
حکیم باشی یکی از شاهان صفوی میرسد (شعری، دیوانبیگی، همانجاها؛ اعتمادالسلطنه،
١/٢٧٩). جرس پس از آموختن مقدمات عربیت و ادبیت به فراگیری و تکمیل قواعد شعر و ادب
پرداخت، آنگاه به یادگیری فن حساب و حسابرسی (= استیفاء) مشغول شد و به دبیری کامل
و لایق مبدل گشت و در تهران به منصب سررشتـهداری رسید (شعـری، ١٦٧-١٦٨؛ نیز نک :
مشار، ٦/٣٨٣).
از فحوای سخن دیوانبیگی (همانجا) که از ١٢٦٤ق به دنبال سفر به تهران با جرس دوستی
و ارتباط داشته است، میتوان دریافت که جرس پس از درگذشت پدرش مدتی به مقام کدخدایی
(= ریاست صنف یا اصناف) بازار تهران میرسد، ولی به سبب گرفتن رشوه، و به عذر کم سن
و سالی منصب او را به دیگری میسپارند و وی را به حسابداری و حسابرسی اصناف و کسبۀ
شهر تهران برمیگزینند و مقرری و مواجبی برایش تعیین میکنند تا زیر نظر عیسیٰخان
بیگلربیگی، رئیسِ کدخدایان شهر (= رئیس اصناف شهر) به خدمت بپردازد. پس از درگذشت
عیسىخان چون نمیتواند با جانشینان وی سازگاری کند، از کار کناره میگیرد و انزوا
میگزیند و با مواجب دیوانی که بدو پرداخت میشود، روزگار میگذراند؛ نیز دیوان
بیگی (همانجا) به سفر جرس به تبریز، همراه عزیزخان سردار و عنایت و مراعات سردار
نسبت به وی اشاره کرده است. از اینرو، به جز عیسیٰخان بیگلربیگی، عزیزخان سردار
نیز از حامیان جرس به شمار میآمده است.
به گواهی منابع و مآخذ موجود جرس دارای طبعی روان، زبانی گشاده و بیانی شیوا و رسا
بود و به تصریح دو تن از فضلای معاصر شاعر، یعنی میرزا طاهر اصفهانی متخلص به شعری
اصفهانی و دیوانبیگی که با وی سابقۀ دوستی داشتهاند، در سرودن انواع شعر مهارت
تمام داشته است (شعری، ١٦٧؛ دیوانبیگی، همانجا) و اعتمادالسلطنه جرس را از «اساتید
شعرا» (١/٢٧٩) به شمار آورده، و او را ستوده است.
جرس در اواخر عمر توبه کرد و به سیر و سلوک صوفیانه روی آورد (دیوانبیگی، همانجا).
در منابع موجود به سال درگذشت جرس اشارهای نشده است. به گفتۀ خیامپور (١/٢٠٩) جرس
تا ١٣٠٦ق زنده بوده است. از اینرو، میتوان نتیجه گرفت که درگذشت وی پس از این سال
روی داده است.
آثـار: آثار جرس عبارتاند از: ١. جُنگ جرس، یا جُنگ المناقب، مشتمل بر اشعاری در
مناقب و مراثی اهل بیت (ع)، چ سنگی تهران در ١٣٠٢ق (مشار، ٦/٣٨٣؛ آقابزرگ، ٥/١٦٦،
٩(٣)/١١٣٥)؛ ٢. دیوان، به خط نستعلیق بسیار ممتاز یکی از خوشنویسان سدۀ ١٣ق، شامل
٣٣ غزل در ٣١٧ بیت، از جمله در مدح ناصرالدین شاه، و قصیدهای در ٥٥ بیت در ستایش
میرزا آقاخان نوری، صدراعظم (منزوی، ٣/٢٢٧٠؛ شورا، ٣/٢٤٦، آقابزرگ، همانجا).
مآخذ: آقابزرگ، الذریعة؛ اعتمادالسلطنة، محمدحسن، المآثر و الآثار، به کوشش ایرج
افشار، تهران، ١٣٦٣ش؛ خیامپور، عبدالرسول، فرهنگ سخنوران، تهران، ١٣٦٨٧ش؛
دیوانبیگی، احمد، حدیقة الشعراء، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٤ش؛ شعری
اصفهانی، طاهر، گنج شایگان، تهران، ١٢٧٢ق؛ شورا، خطی؛ مشار، خانبابا، مؤلفین کتب
چاپی فارسی و عربی، تهران، ١٣٤٤ش؛ منزوی، خطی. ناهید دادبه