دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٣٣٣
| جابر جعفی جلد: ١٧ شماره مقاله:٦٣٣٣ |
جابِرِ جُعْفی، ابـومحمـد جابـر بـن یزیـد (د
١٢٨ق/٧٤٦م)، محدثِ مفسر، فقیه و متکلم کوفی، و از اصحاب برجستۀ امام باقر و امام
صادق(ع). او کوفی و از خاندان جعفی، یکی از تیرههای قبیلۀ مذحج بود که از یمن به
کوفه کوچ کردند (کشی، ١٩٢؛ سمعانی، ٢/ ٦٧-٦٨؛ ابن منظور، ذیل جعف؛ برای اختلاف در
تاریخ وفات وی، نک : بخاری، ٢/٢١٠؛ طوسی، رجال، ١٢٩؛ ابن حجر، تقریب...، ١/١٥٤،
تهذیب...، ٢/٤٤).
اشارۀ نجاشی به جابر با عنوان عربی قدیم (ص ١٢٨)، احتمالاً بر عدم پیوستگی جابر به
خاندان جعفی از نوع ولاء و یا به علت ازدواج بوده است (نک : موحد، ٥/٤٣). نقلی
نادرست از ابن قتیبه نيز در خلط نام او با جابر بن زید، سبب ازدی خواندن او شده است
(طوسی، همانجا؛ قس: ابن قتیبه، المعارف، ٤٥٣، ٤٨٠؛ نيز تستری، ٢/٥٤٣).
اگرچه در روایتی به جوان بودن جابر در نخستین دیدار با امام باقر(ع) در زمان امامت
ایشان (٩٤-١١٤ق/٧١٣-٧٣٢م) اشاره شده است (نک : کلینی، ١/٤٧٢؛ کشی، همانجا)، اما
روایت وی از صحابهای چون جابر بن عبدالله انصاری (ه م) و اکابر تابعین، اين تاريخ
را قدری به عقب میراند. بر همين اساس موحد ابطحی ولادت او را در حدود سال ٥٠ ق
آورده است (٥/٤٥-٤٧).
در منابع به این مطلب اشاره شده که هشام بن عبدالملک اموی فرمان به قتل جابر جعفی
داده، و او با تظاهر به دیوانگی جان خود را نجات داده است (کلینی، ١/٣٩٦-٣٩٧؛ کشی،
١٩٤- ١٩٥). او فرزند محدثی به نام اسماعیل داشته که از امام باقر(ع) (ابن بابویه،
من لایحضر...، ٣/٥١٦-٥١٧)، امام صادق(ع) (عیاشی، ٢/١٤٧- ١٤٨)، و امام کاظم (ع) (حمیری،
٣٠٩) روایت کرده است.
جابر به عنوان یک تابعی (طوسی، همانجا) از برخی اصحاب پیامبر(ص) و عمدتاً از
ابوطفیل عامر بن واثلۀ لیثی (طبرانی، ٤/١٨٧؛ ابن بابویه، التوحید، ٢١؛ ابن عساکر،
٤٢/٢٤٢) و جابر بن عبدالله انصاری (ابن بابویه، الامالی، ١٢٤-١٢٥، کمال الدین...،
٢٥٣-٢٥٤، ٣٩٤ ؛ خزاز، ٦٦-٦٧) روایت کرده است؛ اما بیشتر دانش خود را در مدینه از
امام باقر (ع) دریافت کرده، و چنانکه خود گفته، ١٨ سال نزد آن امام شاگردی کرده
است (طوسی، همان، ٢٩٦). وی از آن حضرت حدود ٧٠ هزار حدیث شنیده که حدود ٥٠ هزار از
آن را برای کسی بازگو نکرده است (مسلم، ١/١٥-١٦؛ نک : مدرسی١، I/٨٧).
او محضر امام صادق(ع) را احتمالاً در عراق درک کرده، و روایاتی نیز از ایشان داشته
است (شهرستانی، ١/١٦٦؛ برای نمونۀ روایات، نک : کلینی، ١/٢٧١- ٢٧٢؛ ابن بابویه، من
لایحضر، ٣/٨٣؛ طوسی، مصباح...، ٧٧١). اگر چه کلینی و قطب راوندی هر کدام روایتی از
جابر به نقل از امام زین العابدین (ع) آوردهاند (کلینی، ٣/٢٣٤-٢٣٥؛ راوندی،
١/٢٤٦)، اما طوسی در رجال (نک : ص ١١١)، جابر را از اصحاب آن امام ندانسته است.
برخی از مشهورترین مشایخ جابر اینها ست: مجاهد بن جبر، عطاء بن ابی رباح، طاووس بن
کیسان، قاسم بن محمد بن ابی بکر، سالم بن عبدالله بن عمر، عکرمه مولی ابن عباس،عامر
بن شراحیل شعبی، و قاسم بن عبدالرحمان بن عبدالله بن مسعود (ابن ابی حاتم، الجرح،
٢/٤٩٧؛ مزی، ٤/٤٦٦).
در میان شاگردان و راویان او نام بزرگانی همچون سفیان ثوری، سفیان بن عیینه، شعبة
بن حجاج، زهیر بن معاویه، شریک ابن عبدالله (همو، ٤/٤٦٦-٤٦٧)، عمرو بن شمر، مفضل
بن صالح، عمرو بن ابی المقدام و مفضل بن عمر جعفی به چشم میخورد (نجاشی، همانجا؛
برقی، ١/٢٢٧؛ مجلسی، بحار...، ٣٠/٢٨٧-٣٠٠؛ برای تفصیل، نک : مزی، همانجا؛ اردبیلی،
١/١٤٤-١٤٦).
جابر محدث بسیار فعالی بود و ترمذی از وکیع نقل کرده است که اگر جابر نبود، کوفه از
حدیث تهی میشد (١/١٣٣). ذهبی نیز از جابر با تعبیر «احد اوعیة العلم» یاد کرده است
( تاریخ...، ٨/٥٩).
یعقوبی نام جابر بن یزید جعفی را در زمرۀ فقهای برجستۀ اواخر دورۀ اموی و اوایل
دورۀ عباسی آورده است (٢/٣٤٨، ٣٦٣)، و بنابر گزارش ابن سعد (٦/٣٤٦)، در زمانی که
قاضی عیسی بن مسیب بجلی در کوفه بر مسند قضا مینشست، جابر نیز در کنار او حضور
داشت که بیانگر مرتبۀ فقهی او ست. اینکه نجاشی هم روایات او در حلال و حرام را اندک
دانسته (همانجا)، تنها در مقایسه با روایات فراوان وی در عقاید، تفسیر، اخلاق، سنن
و سایر معارف است (نیز نک : نوری، خاتمة...، ٤/٢١٨-٢١٩). روایات فقهی جابر در
موضوعات مختلف فقهی در آثار امامیه (برای نمونه، نک : ابن بابویه، الخصال،
٥٨٥-٥٨٨، من لایحضر، همانجا؛ طوسی، تهذیب...، ٣/٤٨، الاستبصار، ٤/١٧٤؛ راوندی،
همانجا؛ نوری، مستدرک...، ١/٢٩٧، ٥/١٤)، و غیر امامیه (ابوداوود، ١/٢٣٣؛ ابن ابی
شیبه، ١/٤٢، ٥٦، ٦٠) آمده است.
آراء و عقاید: جابر نه تنها شیعۀ امامی بوده (نک : ابن بابویه، علل...، ١/١٣٦-١٣٧،
ثواب...، ٢١٦؛ ابن شاذان، ١٦٩)، بلکه از خلفای پیش از امام علی(ع) و بنی امیه نیز
تبری جسته است (برای نمونه، نک : عیاشی، ٢/٥٠، ٨٤؛ نعمانی، ١٣١؛ دیلمی، ٢/٣٨٤ -
٣٩١؛ مجلسی، همان، ٢٩/٤٦ - ٦٣، ٣٠/٢٨٧- ٣٠٠). در این میان روايـت زيارت امينالله
از شاخصههای ارادت او به اميرالمؤمنين علی(ع) به شمار میرود (طوسی، مصباح،
٧٣٨-٧٣٩؛ ابن طاووس، ٢/٢٧٢- ٢٧٥). همچنين به عنوان فردی قائل به رجعت (یحیی بن
معین، ١/٢٠٧؛ ابن قتیبه، تأویل...، ١٧؛ ابن حزم، المحلى، ٣/٦٢؛ عیاشی،
٢/٢٥٦-٢٥٧؛ حسن بن سلیمان، ١٨، ٢٦، ٢٩، ٣٧ - ٣٨)، امام علی(ع) را همان دابّة الارض
یاد شده در قرآن (نمل/٢٧/٨٢) دانسته است که در روز قیامت ظاهر خواهد شد (ابن جحام،
٢١١، ٢١٥).
اين نوع توجهات او به بطون آیات و احادیث (برای نمونه، نک : عیاشی، ١/٤٩، ٥٠).
سبب شده است که غالیان وی را از پیشکسوتان خویش شمارند و از او با عنوان کسی که از
اسرار، علوم الٰهی و مقامات معنوی امامان (ع) آگاه بود، یاد کنند (نک : مدرسی،
I/٨٩؛ نیز الهفت...، ٣٨). گفتنی است روایات فراوانی از او در مورد مهدویت، ملاحم و
فتن نیز وجود دارد (نعیم بن حماد، ١٣٠؛ عیاشی، ١/٦١، ٢٤٤ - ٢٤٥، ٢/٧٦، ٣٢٦؛
نعمانی، ٢٨٨-٢٩١، ٣١٤، ٣٥٤؛ طوسی، الغیبة، ١٨٧، ٤٥٢، ٤٧٠؛ طبرسی، فضل، ٩/٣٨١).
جابر از امام باقر (ع) با عنوان «سیدنا الامام» یاد کرده (طوسی، الامالی، ٢٩٦) و
اگر چه فرقهنگاران اهل تسنن (نک : اشعری، ١/٧٧؛ نشوان، ١٦٨؛ ابن حزم، الفصل،
٥/٤٤) او را دومین رئیس فرقۀ مغیریه معرفی کردهاند و صفدی نیز وی را از مغیریه
دانسته (٣/٢٤٤)، اما به نظر میرسد جابر پس از وفات امام باقر(ع)، به امام صادق (ع)
وفادار بوده است (نک : کلینی، ٨/١٥٧). بر همین اساس سفیان بن عیینه از جابر نقل
کرده که علم رسولالله(ص) به علی(ع) منتقل شده، و سپس از سوی فرزندان آن حضرت به
جعفر بن محمد (ع) رسیده است (ذهبی، میزان...، ١/٣٨١؛ نیز کشی، ١٩٢؛ مفید، الارشاد،
٢/١٦٠). مادلونگ احتمال داده که جابر زمانی با مغیرة بن سعید در ارتباط بوده است،
اما نمیتوان جابر را از مغیریه دانست (ص ٢٣٢). ابن شهر آشوب نیز جابر جعفی را از
خواص اصحاب امام صادق (ع) دانسته است (٣/٤٠٠).
دیدگاههای رجالی دربارۀ جابر: با وجود برخی جرح و تعدیلهای رجالی از سوی منابع
متقدم دربارۀ وی (مثلاً نک : ابن داوود، ٦١، ٢٩٩؛ موحد، ٥/٩٢-٩٣)، محدثان و
رجالیان متأخر امامی عموماً در صدد توثیق وی برآمدهاند و روایاتی را که در نکوهش
او وارد شده، توجیه کردهاند (مجلسی، الوجیزة، ٤٢؛ نوری، خاتمة، ٤/٢١٨؛ زنجانی،
١/٣٥١ - ٣٥٣، ٩٢٩). از این میان حر عاملی ضمن اشاره به اختلاف اقوال در مورد جابر
جعفی، وثاقت وی را مرجح دانسته، و چنین نوشته است که با وجود اختلافات روایات در
مدح و ذم وی و اینکه اکثر رجالیان او را تضعیف کردهاند، آنچه از احادیث ظاهر میشود،
مدح وی است (رجال، ٧٥، وسائل...، ٣٠/٣٢٩).
صرف نظر از وثاقت و عدم وثاقت جابر، به هر حال، بیشتر مواد منسوب به وی از نظر شکل
و محتوا منسجم است و با یکدیگر همخوانی دارد و میتوان گفت آن نقلها، منعکسکنندۀ
مواضع و معتقدات رایج میان بخشی از شیعیان کوفه در آن زمان بوده است (نک : نجاشی،
١٢٨؛ علامۀ حلی، ٩٤؛ مدرسی، I/٩٢) .
در میان آثار روایی و رجالی غیرشیعی هم باید گفت کسانی چون سفیان ثوری و شعبه، وی
را توثیق کردهاند (نک : ذهبی، میزان، ١/٣٧٩) و روایات او در برخی مسانید همچون
مسند طیالسی (ص ١٠٨)، المصنف عبد الرزاق صنعانی (١/٢٨٩ ، ٢/٥٥٣، ٣/٢٠٢)، مسند اسحاق
بن راهویه (٤/٢٥٠) و مسند احمد بن حنبل (١/٢٤١، ٤/٢٥٤) به چشم میخورد؛ اما به
عنوان نگاهی متفاوت باید از ابوحنیفه گفت که از جابر با عنوان کذاب یاد کرده است (نک
: ابن حبان، ١/٢٠٩؛ ابن عدی،٢/١١٣) و برخی دیگر نیز او را از مجروحین و ضعفا
دانستهاند (نک : عقیلی، ١/١٩١-١٩٦؛ ابن حبان، ١/٢٠٨- ٢٠٩؛ ابن عدی، ٢/١١٣-١٢٠).
در بررسی کتابهای صحاح باید گفت روایات جابر دارای شروط بخاری و مسلم نبوده (ذهبی،
الکاشف، ١/٢٨٨)، و نسایی نیز وی را متروک دانسته است (ابن حجر، تهذیب، ٢/٤٤)؛ اما
ابن ماجه (١/٢٧٧، ٢/٧٥٣، ٧٥٥) و ترمذی (٣/١٧،٤/٢٥١، ٥/٣٤٦) از او روایت کردهاند و
ابو داوود نیز تنها یک حدیث از وی نقل کرده است (١/٢٣٣).
جابر نزد غالیان: توجه جابر به باطن آیات و روایات سبب شد تا او در میان غالیانِ
منتسب به شیعه از محبوبیت خاصی برخوردار شود تا آنجا که غالیان خود را به وی منتسب
میکردند (در مورد برخی روایاتی که غالیان به جابر نسبت دادهاند، نک : هالم، ٩٦ -
١١٢؛ مدرسی، I/٩٣). نهتنها در روایتی با خاستگاه غلات، مقام جابر نزد امامان
برابر با مقام سلمان نزد پیامبر (ص) دانسته شده است (مفید، الاختصاص، ٢١٦)، بلکه
غالیان کراماتی نیز به وی نسبت دادهاند (نک : اصول...، ٨٠؛ کشی، ١٩٥ - ١٩٨).
در نخستین سالهای پس از وفات جابر، عبدالله بن حارث، رهبر پیروان عبدالله بن معاویۀ
طالبی، افکار و اندیشههای غالی را مطرح کرد و مدعی شد که جابر بن عبدالله انصاری و
جابر جعفی نیز دارای همین آراء بودهاند (نوبختی، ٥١؛ سعد بن عبدالله، ٤٣).
در میان غالیان، نصیریها توجه خاصی به جابر جعفی دارند و نام او در آثار نصیریه
فراوان به چشم میخورد (برای نمونه، نک : الهفت، ١١٩، ١٩٢؛ خصیبی، ٣٧٦ - ٣٧٧،
٣٨١). آنان جابر را باب امام صادق (ع) میدانند ( الهفت، ٢٠). هر چند در برخی آثار
غیر نصیری، جابر باب امام باقر (ع) معرفی شده است (برای نمونه، نک : تاریخ، ١٤٨؛
ابن حاتم، ٦٠٣؛ ابن صباغ، ٢/٨٨٣)، اما نصیریها یحیی بن معمر بن ام طویل را باب آن
امام میدانند
( الهفت، همانجا).
یکی از آشکارترین نمونههای ابراز علاقۀ نصیریها به جابر را میتوان در کتاب مجموع
الاعیاد اثر ابوسعید میمون بن قاسم طبرانی نصیری دید. او در این کتاب ١٠ عید عربی
را معرفی کرده است که از این میان ٢ عید به جابر جعفی اختصاص دارد و در یکی از این
اعیاد جابر از جانب امام باقر (ع) به عنوان حجت خدا بر اهل زمین و آسمان تعیین شده
است (ص ٥ - ٧). او همچنین زیارتنامهای از محمد بن نصیر نمیری نقل کرده که در متن
آن، جابر با عبارت «جبرت به قلوب العارفین» مورد تمجید قرار گرفته است (ص ١٥٩). در
این کتاب پس از نام جابر عبارت «علینا سلامه» آمده است (ص ٣٢). همچنین باید از ام
الکتاب یاد کرد که به جهان بینی غالیان و به خصوص نصیریه نزدیک است (در مورد ام
الکتاب، نک : هالم، ١١٣ ff.) و بخشی از آن مکاشفهای است که به جابر جعفی نسبت
داده شده است (نک : ام الکتاب، ١٣-١٦، ١٩-٢٠).
آثـار: جابر بر خلاف بسیاری از همقطارانش، روایاتی را که از مشایخش میشنید، مکتوب
میکرد و این روش توسط برخی از شاگردان او نیز ادامه یافت (نک : مدرسی، I/٩٢ -
٩٣). به جابر آثار فراوانی نسبت داده شده که غالباً در متن دیگر آثار به طور
پراکنده قابل دسترس است (همو، I/٩٣-١٠٣).
شیخ طوسی جابر را صاحب اصل دانسته است ( الفهرست، ٩٥) و میتوان احتمال داد همان
کتاب جابر جعفی باشد که ابو غالب زراری آن را با دو اسناد مختلف دریافت کرده بود (ص
١٦٧).
جابر به دانش تفسیر قرآن و علاقه بدان نیز معروف بوده است و برخی روایات نشان میدهد
که مردم از جابر دربارۀ معنی آیات قرآن پرسش میکردهاند. طوسی (همانجا) و نجاشی (ص
١٢٩) با دو سلسله اسناد متفاوت تفسیری بدو منسوب داشتهاند و به نظر میرسد از شهرت
بسزایی برخوردار بوده است (مدرسی، I/٩٤؛ برای نمونههایی از آراء تفسیری جابر، نک
: سفیان ثوری، ١٠٢ - ١٠٣، ١٢٧، ١٨٣؛ طبری، ١٦/١٨٠، ١٧/٨؛ عیاشی، ١/٦١، ٢/٨٤؛ ابن
ابی حاتم، تفسیر، ٣/٩٧٨؛ قمی،١/٣٦ - ٤١، ٢/١٤، ٢٩٧ - ٢٩٨؛ فرات کوفی، ٥٤، ٢٤١؛
قرطبی، ١١/٢٧٢).
حدیث الشورى اثر مهمی از جابر است که متن کامل آن در الاحتجاج (طبرسی، احمد، ١/١٩٢-
٢١٠) بر جای مانده است. این متن را عمرو بن شمر، راوی عمده آثار جابر روایت کرده که
نام وی در الفهرست طوسی (ص ١٨١) به عمرو بن میمون تصحیف شده است. متن مشابهی نیز
تحت عنوان «خطبة الوسیلة» توسط عمرو بن شمر از جابر نقل شده که به طور کامل در
الکافی کلینی (٨/١٨- ٣٠) بر جای مانده است (نک : مدرسی، I/١٠٣).
کتاب صفین رسالۀ دیگری از جابر است که براساس گفتۀ نجاشی (همانجا) راوی آن عمرو بن
شمر بوده، و عمده مواد این کتاب در وقعة صفین نصر بن مزاحم منقری (برای نمونه، نک
: ص ٢٣٠، ٢٣٦-٢٤٦، ٢٥٠، جم ) باقی مانده است.
دیگر آثار منسوب: نجاشی از متنی منسوب به جابر تحت عنوان رسالة ابی جعفر (ع) الى
اهل البصره یاد کرده است (همانجا) که به رغم تشکیک تستری در انتساب آن به جابر
(٢/٥٤٣)، میتوان آن را از جابر دانست (نجاشی، همانجا؛ نیز نک : مدرسی، I/٩٣).
علاوه بر اینها اصل ( کتاب) جعفر بن محمد بن شریح حضرمی که یکی از آثار بر جای
مانده از حدیث متقدم شیعی است، اساساً دفتری است که راوی آن حُمَید بن شعیب سُبَیعی،
آن را از جابر جعفی شنیده، و روایات اندکی از دیگران در پایان آن ــ از جمله یک یا
دو نمونـه از جابر اما از طریقـی دیگـر ــ آورده است (همانجا؛ کُلبرگ، ١٥٤). یک
نمونۀ باقی ماندۀ دیگر، کتاب صفة الجنة و النار از سعید بن جناح کوفی است که به طور
کامل در الاختصاص شیخ مفید (ص ٣٤٥ - ٣٦٥) نقل شده و بخش مربوط به وصف دوزخ (ص ٣٥٩ -
٣٦٥) به طور کامل از جابر، و به احتمال زیاد از تفسیر او ست، با ٤ نقل کوتاه از
دیگران در پایان (مدرسی، همانجا).
احمد بن محمد بن عبیدالله جوهری، مشهور به ابن عیاش (د ٤٠١ق/١٠١١ م) نیز کتابی در
مورد او با عنوان اخبار جابر الجعفی نوشته است (نجاشی، ٨٦؛ طوسی، همان، ٧٩ - ٨٠).
مآخذ: ابن ابی حاتم، عبدالرحمان، تفسیر، به کوشش اسعد محمد طیب، صیدا، المکتبة
العصریه؛ همو، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، ١٣٧١ق؛ ابن ابی شیبه، عبدالله،
المصنف، به کوشش سعید لحام، بیروت، ١٤٠٩ق؛ ابن بابویه، محمد، الامالی، تهران،
١٣٦٢ش؛ همو، التوحید، به کوشش هاشم حسینیتهرانی، قم، منشورات جماعة المدرسین؛ همو،
ثواب الاعمال، به کوشش محمدمهدی حسن خرسان، قم، ١٣٦٨ش؛ همو، الخصال، به کوشش علیاکبر
غفاری، قم، ١٤٠٣ق؛ همو، علل الشرائع، به کوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف، ١٣٨٥ق؛ همو،
کمالالدین و تمام النعمة، به کوشش علیاکبر غفاری، قم، ١٤٠٥ق؛ همو، من لایحضره
الفقیه، به کوشش علیاکبر غفاری، قم، ١٤٠٤ق؛ ابن جحام، محمد، تأویل ما نزل من
القرآن الکریم فی النبی و آله، به کوشش فارس حسون، قم، ١٤٢٠ق؛ ابن حاتم عاملی،
یوسف، الدر النظیم، قم، مؤسسة النشر الاسلامی؛ ابن حبان، محمد، کتاب المجروحین، به
کوشش محمود ابراهیم زاید، مکه، دار الباز؛ ابن حجر عسقلانی، احمد، تقریب التهذیب،
به کوشش مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٥ق؛ همو، تهذیب التهذیب، به کوشش مصطفى
عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٥ق؛ ابن حزم، علی، الفصل، به کوشش محمد ابراهیم نصر و
عبدالرحمان عمیره، ریاض، ١٩٨٢م؛ همو، المحلى، بیروت، دارالفکر؛ ابن داوود حلی، حسن،
الرجال، به کوشش محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف، ١٣٩٢ق؛ ابن سعد، محمد، الطبقات الکبرى،
بیروت، دار صادر؛ ابن شاذان، محمد، مائة منقبة، قم، ١٤٠٧ق؛ ابن شهر آشوب، محمد،
مناقب آل ابی طالب، نجف، ١٣٧٦ق؛ ابن صباغ، علی، الفصول المهمة، به کوشش سامی غریری،
قم، ١٤٢٢ق؛ ابن طاووس، علی، الاقبال، به کوشش جواد قیومی اصفهانی، قم، ١٤١٥ق؛ ابن
عدی، عبدالله، الکامل، به کوشش سهیل زکار و یحیى مختار غزاوی، بیروت، ١٤٠٩ق؛ ابن
عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت، ١٤١٥ق؛ ابن قتیبه،
عبدالله، تأویـل مختلف الحدیث، به کـوشش اسماعیل اسعـردی، بیروت، دارالکتب العلمیه؛
همو، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، دارالمعارف؛ ابن ماجه، محمد، سنن، به
کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت، دارالفکر؛ ابن منظور، لسان؛ ابو داوود سجستانی،
سلیمان، سنن، به کوشش سعید محمد لحام، بیروت، ١٤١٠ق؛ ابوغالب زراری، رسالة، قم،
١٤١١ق؛ احمدبن حنبل، مسند، بیروت، دارصادر؛ اردبیلی، محمد بن علی، جامع الرواة، قم،
١٤٠٣ق؛ اسحاق بن راهویه، مسند، به کوشش عبدالغفور عبدالحق بلوشی، مدینه،
١٤١٢ق/١٩٩١م؛ الاصول الستة عشر، قم، ١٤٠٥ق؛ اشعری، علی، مقالات الاسلامیین، به
کوشش محمد محییالدین عبدالحمید، قاهره، ١٩٦٨م؛ ام الکتاب ( نک : مل )؛ بخاری،
محمد، التاریخ الکبیر، دیاربکر، المکتبة الاسلامیه؛ برقی، احمد، المحاسن، به کوشش
جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٣٠ش؛ تاریخ اهل البیت(ع)، به کوشش محمدرضا حسینی،
قم، ١٤١٠ق؛ ترمذی، محمد، الجامع الصحیح، به کوشش عبدالوهاب عبداللطیف، بیروت،
١٤٠٣ق؛ تستری، محمد تقی، قاموس الرجال، قم، ١٤١٨ق؛ حر عاملی، محمد، رجال، به کوشش
علی فاضلی، قم، ١٣٨٥ش؛ همو، وسائل الشیعة، به کوشش محمدرضا حسینی جلالی، قم، ١٤٠٩-
١٤١٤ق؛ حسن بن سلیمان حلی، مختصر بصائر الدرجات، نجف، ١٣٧٠ق؛ حمیری، عبدالله، قرب
الاسناد، قم، ١٤١٣ق؛ خزاز قمی، علی، کفایة الاثر، قم، ١٤٠١ق؛ خصیبی، حسین، الهدایة
الکبرى، بیروت، ١٤١١ق؛ دیلمی، حسن، ارشاد القلوب، قم، ١٤١٢ق؛ ذهبی، محمد، تاریخ
الاسلام، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، ١٤١٣ق؛ همو، الکاشف، به کوشش محمد
عوامه و احمد محمد نمر خطیب، جده، ١٤١٣ق؛ همو، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد
بجاوی، بیروت، ١٣٨٢ق؛ راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، به کوشش محمد باقر
موحد ابطحی، قم، ١٤٠٩ق؛ زنجانی، موسى، الجامع فی الرجال، قم، ١٣٩٤ق؛ سعد بن
عبدالله اشعری، المقالات و الفرق، به کوشش محمدجواد مشکور، تهران، ١٣٦١ش؛ سفیان
ثوری، تفسیر، بیروت، ١٤٠٣ق؛ سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالله عمر
بارودی، بیروت، ١٤٠٨ق؛ شهرستانی، محمد، الملل و النحل، به کوشش محمد سید کیلانی،
بیروت، دارالمعرفه؛ صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به کوشش احمد ارنؤوط و ترکی مصطفى،
بیروت، ١٤٢٠ق؛ صنعانی، عبدالرزاق، المصنف، به کوشش حبیب الرحمان اعظمی، منشورات
المجلس العلمی؛ طبرانی، سلیمان، المعجم الاوسط، قاهره، ١٤١٥ق؛ طبرانی نصیری،
مجموع الاعیاد (نک : مل )؛ طبرسی، احمد، الاحتجاج، به کوشش محمد باقر خرسان، نجف،
١٣٨٦ق؛ طبرسی، فضل، مجمع البیان، بیروت، ١٤١٥ق؛ طبری، محمد، جامع البیان، به کوشش
صدقی جمیل عطار، بیروت، ١٤١٥ق؛ طوسی، محمد، الاستبصار، به کوشش حسن موسوی خرسان،
تهران، ١٣٩٠ق؛ همو، الامالی، قم، ١٤١٤ق؛ همو، تهذیب الاحکام، به کوشش حسن موسوی
خرسان، تهران، ١٣٦٥ش؛ همو، رجال، به کوشش جواد قیومی اصفهانی، قم، ١٤١٥ق؛ همو،
الغیبة، به کوشش عباد الله تهرانی و علی احمد ناصح، قم، ١٤١١ق؛ همو، الفهرست، به
کوشش جواد قیومی اصفهانی، قم، ١٤١٧ق؛ همو، مصباح المتهجد، بیروت، ١٤١١ق؛ طیالسی،
سلیمان، مسند، بیروت، دارالمعرفه؛ عقیلی، محمد، الضعفاء الکبیر، به کوشش عبدالمعطی
امین قلعجی، بیروت، ١٤١٨ق؛ علامۀ حلی، حسن، خلاصة الاقوال، به کوشش جواد قیومی، قم،
١٤١٧ق؛ عیاشی، محمد، التفسیر، به کوشش هاشم رسولی محلاتی، تهران، المکتبة العلمیة
الاسلامیه؛ فرات کوفی، تفسیر، به کوشش محمد کاظم، تهران، ١٤١٠ق؛ قرآن کریم؛ قرطبی،
محمد، الجامع لاحکام القرآن، به کوشش ابو اسحاق ابراهیم اطفیش، بیروت، ١٤٠٥ق؛ قمی،
علی، تفسیر، به کوشش طیب موسوی جزائری، نجف/ قم، ١٣٨٧-١٤٠٤ق؛ کشی، محمد، معرفة
الرجال، اختیار طوسی، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ش؛ کلینی، محمد، الکافی، به
کوشش علی اکبر غفاری، تهران، ١٣٦٢-١٣٦٧ش؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، به کوشش
محمد باقر بهبودی و دیگران، بیروت، ١٤٠٣ق؛ همو، الوجیزة، به کوشش محمد کاظم رحمان
ستایش، تهران، ١٤٢٠ق؛ مزی، یوسف، تهذیب الکمال، به کوشش بشار عواد معروف و شعیب
ارنؤوط، بیروت، ١٤٠٨ق؛ مسلم بن حجاج نیشابوری، صحیح، بیروت، دارالفکر؛ مفید، محمد،
الاختصاص، به کوشش علیاکبر غفاری و محمود زرندی، بیروت، ١٤١٤ق؛ همو، الارشاد،
بیروت، ١٤١٤ق؛ موحد ابطحـی، محمدعلی، تهذیب المقال، قم، ١٤١٧ق؛ نجاشـی،
احمد، رجال، قم، ١٤١٦ق؛ نشوان حمیری، شرح رسالة الحور العین، به کوشش کامل مصطفى،
قاهره، ١٩٤٨م؛ نصر بن مزاحم، وقعة صفین، به کوشش عبدالسلام محمدهارون، قاهره،
١٣٨٢ق؛ نعمانی، محمد، الغیبة، به کوشش فارس حسون کریم، قم، ١٤٢٢ق؛ نعیم بن حماد،
الفتن، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ١٤١٤ق؛ نوبختی، حسن، فرق الشیعة، به کوشش محمد
صادق بحر العلوم، نجف، ١٩٦٩م؛ نوری، حسین، خاتمة مستدرک الوسائل، قم، ١٤١٦ق؛ همو،
مستدرک الوسائل، قم، ١٤٠٨ق؛ الهفت الشریف، منسوب به مفضل بن عمر جعفی، به کوشش
مصطفى غالب، بیروت، ١٩٦٤م؛ یحیی بن معین، التاریخ، به کوشش عبدالله احمدحسن، بیروت،
دارالقلم؛ یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، دار صادر؛ نیز :
Halm , H., Die islamische Gnosis, Zürich/München, ١٩٨٢ ; Kohlberg , E., Belief
and Law in Imāmī Shī’ism, London, ١٩٩١; Madelung , W., »Djābir al-Djuªfī«, EI٢,
S; Modarressi, H., Tradition and Survival, Oxford, ٢٠٠٣; Tabarani (Tiberias),
Maimun ibn el-Kasim, »Festkalender der Nusairier«, ed. R. Strothmann, Der Islam,
١٩٤٦ , vol. XXVII; »Ummu’l-kitāb«, ed. W. Ivanow, Der Islam, ١٩٣٦, vol. XXIII.
سعید طاووسی مسرور
١. Modarressi