دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٣٩٦
| جانی جلد: ١٧ شماره مقاله:٦٣٩٦ |
جانی، تخلص چند تن از شاعران پارسیگوی که از آن
جملهاند:
١. جانی بخارایی: وی که از مردم بخارا بود، از شاعران ایرانیتبار شبه قارۀ هند در
سدۀ١٠ق/١٦م به شمار میرود. او در ابتدا به پیروی از شغل پدر، نگاهبانی کاروانسرایی
در بخارا را برعهده داشت و از این رو نزد مردم آن دیار به «تیمبانی» یا «جانی
تیمبان» نیز شهرت داشت (احمدعلی، ٦٠٧؛ نفیسی، ١/٥٦٠؛ سلیم اختر، ٢٤٣-٣٥٨، به نقل از
علاءالدولۀ قزوینی؛ قس: هاشمپور، ٢٩٤)، اما پس از فراگیری دانش، از حرفۀ پدر دست
شست، و به شعر و شاعری روی آورد (نفیسی، همانجا).
جانی بخارایی در زمان سلطنت ظهیرالدین محمد بابر (ه م) به کابل مهاجرت کرد و در
شمار ملازمان وی قرار گرفت و کارش رونق یافت (نفیسی، همانجا). پس از بابر به خدمت
همایون (سل ٩٣٧-٩٦٣ ق/ ١٥٣١- ١٥٥٦م) درآمد (شفیق، ٦٥؛ احمدعلی، همانجا؛ آفتاب رای،
١/١٤٩). وی در قالب ترکیببند، هجویهای دربارۀ خود و خانـدان شاپور پسر محمد شاه
ــ که از اعیان دربار بابر بود ــ سرود که به پاداش آن به دریافت صله از همایون
نایل شد (علی حسن، ١٠٠؛ شفیق، آفتاب رای، همانجاها). جانی بخارایی سرانجام در ٩٨٥ق/
١٥٧٧م به وسیلۀ غلامش مسموم شد و درگذشت (هدایت، محمود، ١/٣٠٣؛ آقابزرگ، ٩(١)/١٩٠؛
علی حسن، همانجا). گروهی از تذکرهنویسان مرگ وی را در ٩٥٥ یا ٩٥٦ق دانستهاند (سلیم
اختر، ٢٤٤؛ نفیسی، شفیق، هاشمپور، همانجاها).
جانی بخارایی در سرودن شعر به ویژه قصیده و غزل تبحر داشت (قاطعی، ٧٢؛ نفیسی،
همانجا). برخی تذکرهها وی را جانی کابلی نیز یاد کردهاند (خیامپور، ١/٢٠٦). از
جانی ابیاتی پراکنده باقی مانده است. آقابزرگ (همانجا) به رؤیت نسخۀ خطی دیوان جانی
اشاره کرده است (نیز نک : قاطعی، همانجا).
٢. جانی فسایی، یا میرزا جانی: او از شاعران، خوشنویسان و دولتمردان اواخر دورۀ
زندیه و اوایل دورۀ قاجار محسوب میشود؛ نامش محمد حسین و از سادات دشتکی شیراز بود،
و در ١١٣٠ق/ ١٧١٨م در این شهر به دنیا آمد (بسمل شیرازی، ٦٢٢؛ داور، ١٢٨؛ اقبال،
١٠٣؛ فسایی، ٣٠؛ رکنزاده، ٢/٨١). پدرش میرزا مجدالدین از علمای بنام فارس فرزند
سید علی خان مدنی مؤلف سلافة العصر و شرح صحیفۀ سجادیه بود و از رجال بزرگ شیعه بهشمار
میآمد (اقبال، همانجا؛ مفتون، ١/١٧٥؛ معلم، ١/٤٤٢). با آنکه وی از علوم دینی بیبهره
نبود، اما برخلاف اسلاف خود، به مشاغل دیوانی روی آورد (بسمل شیرازی، ٦٢٣؛ رکنزاده،
همانجا). او در دورۀ فترت زندیه ــ در زمان سلطنت جعفرخان زند ــ مدتی کوتاه
حکمرانی اصفهان را عهدهدار بود (داور، فسایی، همانجاها؛ هدایت، رضاقلی، ١(٢)/
٢٦٠).
میرزا جانی مشاغلی چون ضبط برخی از بلوکات فارس و از جمله شهر فسا را برعهده داشت و
از این رو به فسایی اشتهار یافت (اقبال، فسایی، همانجاها). او در آشوبهایی که پس از
مرگ کریمخان (١١٩٣ق/ ١٧٧٩م) توسط امیران و شاهزادگان زندیه روی داد، از همراهان و
نزدیکان میرزا محمد کلانتر فارس بود (کلانتر، ١٠ بب ) و با کمک او و گروهی از
اعیان شیراز به آقا محمد خان (ه م) پیوست و در براندازی حکومت زندیه نقشی مؤثر
داشت. آقا محمد خان پس از فتح شیراز (١٢٠٤ق) برادرزادهاش بابا خان ــ فتحعلی میرزا
ــ را به حکومت فارس گماشت و میرزا جانی را سمت وزارت داد. با کشته شدن آقا محمد
خان در ١٢١٢ق فتحعلی میرزا برای جلوس بر تخت شاهی رهسپار تهران شد و پسرش محمدعلی
میرزا را که کودکی ٩ ساله بود، به حکومت فارس گمارد و میرزا جانی و میرزا نصرالله
علی آبادی مازندرانی را به عنوان مشاوران وی تعیین کرد. پس از انتقال محمد علی
میرزا به تهران، فتحعلی شاه حکومت فارس را به برادر کوچکتر خود حسینقلی میرزا محول
کرد. پس از چند ماه حسینقلی دعوی سلطنت کرد و چون با مخالفت میرزا جانی و میرزا
نصرالله و محمد زمان کلانتر روبهرو شد، هر ٣ را به زندان افکند و میرزا جانی فسایی
را در ١٢١٢ق و به قولی در ١٢٠٠ق در حبس مسموم کرد (رکنزاده، ٢/٨٢؛ فسایـی، همانجـا؛
نیز نک : محمود میرزا، ٢/٥١٢؛ هدایت، رضاقلی، همانجا).
میرزا جانی افزون بر ادارۀ امور سیاسی، اهل ادب، دانش، نویسندگی و شاعری و خوشنویسی
هم بود (معلم، ١/٤٤٣-٤٤٤؛ بسمل شیرازی، همانجا). فسایی او را دارای طبعی خوش میداند
(نک : ص ١٤٤). در تذکرهها از میرزا جانی اشعاری به طور پراکنده باقی مانده است (هلاکو
قاجار، ٣٦؛ محمود میرزا، همانجا). منزوی احتمال میدهد که تنها نسخۀ خطی بازمانده
از دیوان منسوب به ملاجانی به میرزا محمدحسین جانی فسایی تعلق دارد (نک : ٣/٢٢٧٠؛
نیز نک : دانشپژوه، ٢/٧٨).
از دیگر شاعرانی که «جانی» تخلص میکردهاند، اینان درخور ذکرند: ١. جانی هروی یا
جانی خراسانی، از نزدیکان عبدالرحمان جامی (ه م) (خیامپور، ١/٢٠٦؛ صبا، ١٦٥). ٢.
جانی لکزی یا علیقلی لکزی، که از جملۀ شاهزادگان بود و به دست سلطان حسین میرزا به
قتل رسید. در تذکرهها اشعاری به نام وی ثبت شده است (همانجا؛ آذر، ١/٥٠؛ خیام پور،
همانجا؛ هدایت، محمود، ١/٣٠٤).
مآخذ: آذر بیگدلی، لطفعلی، آتشکده، به کوشش حسن سادات ناصری، تهران، ١٣٣٦ش؛ آفتاب
رای لکهنوی، ریاض العارفین، به کوشش حسام الدین راشدی، لاهور، ١٩٧٦م؛ آقابزرگ،
الذریعة؛ احمدعلی هاشمی سندیلوی، مخزن الغرائب، به کوشش محمدباقر، لاهور، ١٩٦٨م؛
اقبال آشتیانی، عباس، تعلیقات بر روزنامه (نک : هم ، کلانتر)؛ بسمل شیرازی، علیاکبر،
تذکرۀ دلگشا، به کوشش منصور رستگار فسایی، شیراز، ١٣٧١ش؛ خیامپور، عبدالرسول،
فرهنگ سخنوران، تهران، ١٣٧٢ش؛ دانش پژوه، محمد تقی و ایرج افشار، «فهرست نسخههای
خطی کتابخانۀ خصوصی دکتر اصغر مهدوی»، نسخههای خطی، نشریۀ کتابخانۀ مرکزی دانشگاه
تهران، تهران، ١٣٤١ش؛ داور، محمد مفید، مرآت الفصاحة، به کوشش محمود طاووسی، شیراز،
١٣٧١ش؛ رکنزاده آدمیت، محمدحسین، دانشمندان و سخن سرایان فارس، تهران، ١٣٣٨ش؛ سلیم
اختر، محمد، تعلیقات بر تذکرۀ مجمع الشعرای جهانگیـر شاهی (نک : هم ، قاطعی هروی)؛
شفیق، لچهمی نراین، شام غریبان، به کوشش محمد اکبرالدین صدیقی کراچی، ١٩٧٧م؛ صبا،
محمد مظفر حسین، تذکرۀ روز روشن، بهکوشش محمدحسین رکنزاده آدمیت، تهران، ١٣٤٣ش؛
علی حسن خان، صبح گلشن، به کوشش محمد عبدالمجید، کلکته، ١٢٩٥ق؛ فسایی، حسن، فارسنامۀ
ناصری، تهران، ١٣١٤ش؛ قاطعی هروی، تذکرۀ مجمع الشعرای جهانگیرشاهی، به کوشش محمد
سلیم اختر، کراچی، ١٩٧٩م؛ کلانتر، محمد، روزنامه، به کوشش عباس اقبال آشتیانی،
تهران، ١٣٦٢ش؛ محمود میرزا قاجار، سفینة المحمود، به کوشش عبدالرسول خیامپور،
تبریز، ١٣٤٦ش؛ معلم حبیبآبادی، محمد علی، مکارم الآثار، تهران، ١٣٥١ش؛ مفتون دنبلی،
عبدالرزاق، نگارستان دارا، به کوشش عبدالرسول خیامپور، تبریز، ١٣٤٣ش؛ منزوی، خطی؛
نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران و زبان فارسی، تهران، ١٣٤٢ش؛ هاشمپور
سبحانی، توفیق، نگاهی به تاریخ ادب فارسی در هند، تهران، ١٣٧٧ش؛ هدایت، رضا قلی،
مجمع الفصحاء، به کوشش مظاهر مصفا، تهران، ١٣٣٩ش؛ هدایت، محمود، گلزار جاویدان،
تهران، ١٣٥٣ش؛ هلاکو، قاجار، احمد، مصطبۀ خراب، به کوشش عبدالرسول خیامپور، تبریز،
١٣٤٤ش.
پریسا سنجابی