دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٤٢٩

جبریه
جلد: ١٧
     
شماره مقاله:٦٤٢٩


جَبْریّه، طرف‌دارانِ گرایشی اعتقادی که افعال انسانی را مخلوق خدا می‌دانستند و اختیار انسان را نفی می‌کردند. مُجبَر در لغت به معنیِ کسی است که افعالی بر خلاف قصد و اختیارِ خود انجام ‌دهد (ابن حزم، ٣/٣٥؛ ابن سکیت، ذیل اجبر؛ ابن منظور، ذیل جبر). اصطلاحِ جبریه به مفهوم فرقه‌ای مبتدع مدتها پس از گسترش عقیدۀ جبر در میان مسلمانان وارد ادبیات فرقه‌نگاری شد.
در کتاب الاستقامۀ خشیش بن اصرم (د ٢٥٣ق/٨٦٧ م) که در التنبیه والردِ ملطی (ص ٩١ بب‌ ‌) بر جا مانده است و یکی از کهن‌ترین آثار فرقه‌نگاری اهل سنت به شمار می‌رود، از جبریه به عنوان فرقه‌ای مستقل نام برده نشده است.
نخستین‌بار که اهل سنت از جبریه در فهرست فرقه‌های مبتدع استفاده کردند، مربوط است به کتاب الرد علی البدع مکحول بن فضل نسفی (د ٣١٨ق/٩٣٠م). مکحول نسفی همچون دیگر فرقه‌نگاران با توجه به مضمون حدیث نبویِ افتراق (ترمذی، ٥/٢٦؛ دارمی، ٢/٣١٤؛ برای منابع شیعی، ﻧﻜ : کلینی، ٨/٢٢٤؛ خزاز، ١٥٥)، برای نشان دادنِ ٧٢ فرقۀ مبتدع، از ٦ فرقۀ اصلی جبریه و جهمیه به همراه مرجئه، قدریه، روافض و حروریه نام می‌برد. هر یک از این فرق با منشعب شدن به ١٢ شاخه در مجموع ٧٢ فرقۀ مبتدع را تشکیل می‌دادند (ص٦١-٦٢). تقسیم‌بندیِ مکحول بعدها هم در آثار اهل سنت ادامه یافت (برای نمونه، ﻧﻜ : عراقی، ٦١-٧٣؛ ابن جوزی، ٢٨، ٣٢؛ قرطبی، ٤/١٦٣-١٦٤).
طرحهای دیگری نیز در آثار فرقه‌نگاران مطرح شده است، برای نمونه نویسندۀ بیان الادیان ٨ فرقۀ اصلی را نام می‌برد و جهمیه را در دو گروه مجبره و مرجئه فهرست می‌کند ‌(ابوالمعالی، ٢٧-٢٨).
در آثار فرقه‌نگاری زیدی و اسماعیلی جبریه اغلب در ذیل فرقۀ بزرگ‌ترِ مرجئه مورد بررسی قرار گرفته‌اند. ابوتمام نویسندۀ اسماعیلیِ باب ‌الشیطان که از منطقۀ خراسان بود، چه‌بسا به تبعیت از سنت فرقه‌نگاریِ معتزله و کتاب المقالات ابوالقاسم بلخی (ﻧﻜ : واکر، ١٤؛ انصاری، ٦٣-٦٧)، جبریه را در ذیل گروههایی معرفی کرده است که از ایمان فهمی مرجئی داشتند و آن را به اقرارِ زبانی منحصر می‌دانستند. پیروان جهم بن صفوان (جهمیه)، اسماعیل بطیخ (بطیخیه)، ابی صباح بن معمر (صباحیه)، به همراه نجاریه و ضراریه، در مجموع فرق جبریه محسوب می‌شدند (ص ٤٢-٥٢).
نظیر همین دسته‌بندی در مفاتیح العلوم خوارزمی (د٣٨٣ق/ ٩٩٣م) نیز تکرار شده است (ص٢٦-٢٧). احمد بن یحیى ابن مرتضى (د٨٤٠ ق/١٤٣٦م) نویسندۀ زیدی، نیز مجبره را از جملۀ مرجئه دانسته است. در تقسیم‌بندی او کلابیه، اشاعره، بکریه و کرامیه از جمله مجبره هستند (ص ٤٢-٤٣). اما ابو حاتم رازی(د ٣٢٢ق/٩٣٤م)، نویسندۀ دیگرِ اسماعیلی، در ذکر فرقه‌های مرجئه، تنها به نظرات آنان دربارۀ ایمان و توحید توجه داشته، و ذکری از جبری بودنِ ایشان نکرده است (ﻧﻜ : ص ٢٦٣-٢٦٩). در آثار اشاعره هم علاوه بر جهم بن صفوان به جبری بودنِ برخی از مرجئه اشاره شده است. بغدادی (د ٤٢٩ق/١٠٣٨م) آن دسته از مرجئه را که به جبر قائل بودند، از جملۀ جهمیه دانسته است (ص ١٩٠).
معتزله در آثار خود به چگونگی ظهور مجبره اشاره کرده‌اند. ابو علی جبایی ایام خلافت امویان را نخستین عصری می‌داند که مسائل مربوط به اختیار انسان و قضا و قدر الٰهی، و نقش مشیت الٰهی در سرنوشت انسان به صورت گسترده در جهان اسلام مطرح شد (قاضی عبد الجبار، ١٤٣). بنا به نظر قاضی عبد الجبار، معاویه و جانشینان وی جبرگرایی را در شام گسترش دادند و از آن ‌پس، عقیده به جبر مذهب تودۀ مردم شد (ص ١٤٤).
حسن بصری در رساله‌ای که برای عمر بن عبد العزیز نوشته، بدون ذکر نام فرقه‌ای یا کس خاصی، به چند مورد از انحرافات جبرگرایان اشاره کرده است (١/١١٢-١٢٢). امویان مخالفان خود را ــ با توجه به مضمون حدیثی نبوی «القدریة مجوس هذه الامة...» ــ قدریه می‌نامیدند (برای متن کامل حدیث نبوی، ﻧﻜ : بخاری، التاریخ...، ٢/٢٤٧؛ بیهقی، ١٠/٢٠٣).
جمعی از کسانی که به طرف‌داری از اختیار در افعال انسانی به «قدریه» مشهور شده‌اند، از جملۀ مخالفان بنی امیه به شمار می‌آمدند. معبد جهنی که به دستور حجاج، یا به‌قولی عبدالملک بن مروان به قتل رسید، و غیلان دمشقی هم که هشام بن عبد الملک او را کشت، از جملۀ این قدریان اند (سید مرتضى، ٢/١٧٨-١٨٠).
عنوان قدری از سوی اهل سنت بعدها به معتزله هم اطلاق شد. گرچه معتزله از پذیرفتن این عنوان سر باز زدند و مخالفان خود را قدری خواندند و گفتند هرکه خیر و شر قدر را به خدا نسبت دهد، شایستۀ عنوان قدریه است (قاضی عبدالجبار، ١٦٧؛ جرجانی، شرح...، ٨/٣٧٧-٣٧٨؛ برای بررسی جبرگرایی در عصر اموی، ﻧﻜ : امین، ٣/٨١؛ وات، «دوره...١»، ٨٣-٨٧، نیز ﻧﻜ :«اختیار...٢»، ٩٦ ff.؛ قاسم مراد، ١١٧ ff.).
بنا بر گزارش قاضی عبد الجبار پس از بدعت بنی امیه، در باب جبر گروهی این عقیده را اظهار کردند که خدا می‌تواند به انسان تکلیف ما لایطاق کند. از نظر این گروه اگر کافری که خدا علم دارد هرگز ایمان نخواهد آورد، قدرت ایمان آوردن داشته باشد، در واقع قادر است خلاف قضا و قدر الٰهی را انجام دهد ( ص ١٤٨).
سید مرتضى عقاید جبریه را بنا بر فهم آنان از مسئلۀ استطاعت ٣ دسته دانسته است. ١. افعال انسانی مخلوق خدا ست و هیچ تصرفی از سوی انسان در این افعال صورت نمی‌گیرد. ٢. افعال انسانی را خدا خلق می‌کند و انسان بنا به استطاعتی که متقدم بر فعل است، آن را انجام می‌دهد. ٣. افعال انسانی را خدا خلق می‌کند و انسان با استطاعتی که در هنگام فعل پدید می‌آید، آنها را انجام می‌دهد (٢/١٨٢). بنابراین دسته‌بندی، می‌توان گفت: مهم‌ترین نمایندۀ دستۀ اول جهم بن صفوان (د ١٢٨ق/٧٤٦م) است. جهم به کلی منکر استطاعت انسان بود. از نظر او میان حوادث طبیعی که در جهان اتفاق می‌افتد و آنچه انسانها انجام می‌دهند، تفاوتی وجود ندارد (اشعری، ٢٧٩؛ بغدادی، ١٩٩؛ بخاری، «خلق...»، ٢١٢؛ ولفسن، ٦٠٦).
دستۀ دوم که اغلب به ضرار بن عمرو و حفص الفرد منسوب هستند، آن دسته از معتزلیانی را تشکیل می‌دهند که استطاعت قبل از فعل را پذیرفته بودند، ولی افعال انسانی را مخلوق خدا می‌دانستند (شهرستانی، ١/٨٦، ٩٠-٩١؛ سید مرتضى، ٢/١٨١؛ ابن ندیم، ٢٢٩). سومین گروه بزرگ‌ترین طیف فرقه‌های جبرگرا را شامل می‌شود. سیدمرتضى گزارش می‌دهد پیش از همه یوسف بن خالد سمتی (د ١٨٩ق/٨٠٥ م) نظریۀ استطاعت همراه با فعل را مطرح کرد و پس از وی حسین بن محمد بن عبد الله نجار رازی (د٢٢٠ق/٨٣٥ م) این نظریه را پذیرفت (٢/١٨٢). از این‌رو، نجاریه یا به گفتۀ اشعری، حسینیه (ص ٢٨٣) یکی از فرقه‌های ثابت جبریه شد. اشاعره نیز در مسئلۀ استطاعت نظری همچون نجاریه داشتند. چه بسا همین ویژگیِ اشاعره بود كه شهرستانی را برآن داشت تا جبریه را به دو دستۀ جبریۀ خالص و متوسط تقسیم کند و اشاعره را جبریۀ متوسط بداند (١/٨٥-٨٦؛ نیز جرجانی، التعریفات، ١٠١).
شمار آیات قرآنی که مورد توجه جبرگرایان قرار گرفت، به٢٠٠ می‌رسد، و به طور کلی بر این موارد تأکید می‌کنند: اراده و مشیت الٰهی (برای نمونه، آل عمران/٣/١٧٦؛ بقره/٢/٢٥٣)؛ نفی هدایت کافران (توبه/٩/٣٧؛ مائده/٥/٥١)؛ اثبات گمراهی کافران و فاسقان (بقره/٢/٢٦؛ نساء/٤/٨٨)؛ تقلب و سخت گرداندن قلوب آنان (نساء/٤/١٥٥؛ مائده/٥/١٣)؛ نیز اغواء و اغراء کفار از سوی خدا (مائده/٥/١٤، ١٦). آیاتی هم مؤید مشخص بودن مشیت و اجل انسانها نزد باری تعالى است (انعام/٦/٥٩؛ توبه/٩/٥١)؛ در آیاتی اشاره شده که بدون اذن الٰهی هیچ کاری بر نمی‌آید (یونس/١٠/٢٠٨؛ تغابن/٦٤/١١)؛ همچنین الله خالق همه چیز است و مخلوقات در امکان خلق با او شریک نیستند (آل عمران/ ٣/١٢٨؛ انعام/٦/١٠١؛ فرقان/٢٥/٢)؛ آیات دیگری بر قدر الٰهی تأکید دارد (رعد/١٣/٨؛ احزاب/٣٣/٣٨؛ برای فهرست مفصل از آیات مذکور، ﻧﻜ : رازی، ١٧-٣٥). در احادیث نبوی نیز نظیر چنین آموزه‌هایی هست. بنا بر حدیثی نبوی، فرشته‌ای از جانب خدا رزق، اجل و سعادت و شقاوتِ جنین در شکم مادرش را مشخص می‌کند (بخاری، صحیح، ٦/٢٤٣٣؛ مسلم، ٤/٢٠٣٦؛ برای بررسی انتقادی احادیث مربوط به قدر، ﻧﻜ : فان اس، ١-٥٥).
گرایش به جبر در میان مسلمانان را نباید از مسائلی دانست که صرفاً برپایۀ آموزۀ قرآنی پی‌ریزی شده است، در قرآن همچنانکه آیات مربوط به جبر وجود دارد، آیاتی هم بر اختیار انسان تأکید دارند. عوامل دیگری همچون نفوذ فرهنگ و ادیان ایرانی و تأثیر اعتقادات بازمانده از اعراب جاهلی را زمینۀ گرایش به جبر دانسته‌اند (ولفسن، ٦٠٢-٦١٢). علاوه بر این افرادی همچون احمد بن حنبل اعتقاد به اختیار انسان در افعال را برگرفته از مسیحیت دانسته‌اند.
معبد جهنی که به داشتن اختیار در افعال انسانی و نفی قدر عقیده داشت، متهم بود که عقاید خود را از مسیحیان فرا گرفته است (احمد بن حنبل، ١/٥٠٠؛ ابن عساکر، ٥٩/٣١٩؛ عقیلی، ٤/٢١٨). قدیس یوحنا دمشقی، جبریه را هم‌معنی با عقیدۀ مسلمانان دانسته است (گارده، ١/٦٠).
جبریه از سوی معتزله و بعدها از سوی متکلمان امامی به سختی مورد انتقاد قرار گرفتند. قاضی عبد الجبار مجبره را با مجوس مقایسه می‌کند (مانکدیم، ٢٨٧-٢٨٨). شیخ مفید متکلم امامی مجبره را به دلیل اعتقاداتشان تکفیر کرد (ص ٦٩). ابوالصلاح حلبی پرداخت صدقات به مجبره را جایز نمی‌دانست (ص٣٢٦).
اشاعره از نظریۀ خلق افعال عباد دفاع می‌کردند و با تکیه بر نظریۀ کسب خود را جبری نمی‌دانستند. از نظر اشاعره انسان به کمک قدرتی که در او از سوی خدا حادث می‌شود، قادر به انجام دادن افعال می‌شود و این قدرت را کسب می‌نامیدند (شهرستانی، ١/٨٥؛ نیز نک‌ : جوینی، ١٧٣ بب‌ ‌). عبد القاهر بغدادی (د ٤٢٩ق/١٠٣٧م) می‌گوید: ادعای معتزله در باب افعال انسانی که آن را مخلوق خدا نمی‌دانند، شرک است، زیرا خلق و آفرینش مخصوص خدا ست. از نظر بغدادی هر که منکر استطاعتِ عبد باشد و کسبِ افعال انسانی را رد کند، جبری خواهد بود و هر که بنده را مکتسب عمل خود و خدا را خالق آن کسب بداند، سنی اهل عدل است و جبری و قدری نیست (ص ٣٢٨).
مآخذ: ابن جوزی، عبدالرحمان، تلبیس ابلیس، به کوشش سید جمیلی، بیروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ ابن حزم، علی، الفصل، به کوشش محمد ابراهیم نصر و عبدالرحمان عمیره، ریاض، ١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛ ابن سکیت، یعقوب، اصلاح المنطق، به کوشش محمد حسن بکایی، مشهد، ١٤١٢ق؛ ابن عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت، ١٤١٥ق/١٩٩٥م؛ ابن مرتضى، احمد، البحر الزخار، بیروت، ١٩٧٥م؛ ابن منظور، لسان؛ ابن ندیم، الفهرست؛ ابوتمام خراسانی، باب الشیطان من کتاب الشجرة، به کوشش و. مادلونگ و پ. واکر، برلین، ١٩٩٠م؛ ابوحاتم رازی، «الزینة»، الغلو و الفرق الغالیة از عبدالله سلوم سامرایی، بغداد، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م؛ ابوالصلاح حلبی، تقی، الکافی، به کوشش رضا استادی، اصفهان، ١٤٠٣ق؛ ابوالمعالی، محمد، بیان الادیان، به كوشش هاشم رضی، تهران، ١٣٤٢ش؛ احمد بن حنبل، العلل، به کوشش وصی‌الله عباس، بیروت/ ریاض، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ اشعری، علی، مقالات الاسلامیین، به کوشش هلموت ریتر، ویسبادن، ١٤٠٠ق/ ١٩٨٠م؛ امین، احمد، ضحی الاسلام، بیروت، دار الکتاب‌العربی؛ انصاری، حسن، «کتابی از ابوتمام نیشابوری فیلسوف ایرانی ناشناخته»، نشردانش، تهران، ١٣٨٠ش، شم‌ ٩٧؛ بخاری، محمد، التاریخ الصغیر، به کوشش محمود ابراهیم زاید، بیروت، ١٤٠٦ق؛ همو، «خلق افعال العباد»، عقائد السلف، به کوشش علی سامی نشار و عمار جمعی طالبی، اسکندریه، ١٩٧١م؛ همو، صحیح، به کوشش مصطفى دیب البغا، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ بغدادی، عبد القاهر، الفرق بین الفرق، بیروت، ١٩٧٧م؛ بیهقی، احمد، السنن الکبرى، به‌کوشش محمد عبدالقادر عطا، مکه، ١٤١٤ق/١٩٩٤م؛ ترمذی، محمد، سنن، به کوشش احمد محمد شاکر، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛ جرجانی، علی، التعریفات، به کوشش ابراهیم ابیاری، بیروت، ١٤٠٥ق؛ همو، شرح المواقف، قاهره، ١٣٢٥ق/ ١٩٠٧م؛ جوینی، عبدالملک، الارشاد، به کوشش اسعد تمیم، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛ حسن بصری، «رسالة فی القدر»، رسائل العدل و التوحید، به کوشش محمد عماره، بیروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ خزاز قمی، علی، کفایة الاثر، به کوشش عبد اللطیف حسینی کوه‌کمری، قم، ١٤٠١ق؛ خوارزمی، محمد، مفاتیح العلوم، به کوشش فان فلوتن، لیدن، ١٨٩٥م؛ دارمی، عبدالله، سنن، به کوشش فواز احمد زمرلی و خالد سبع علمی، بیروت، ١٤٠٧ق؛ رازی، احمد، حجج القرآن، به کوشش احمدعمر محمصانی، بیروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ سید مرتضى، علی، «انقاذ البشر من الجبر و القدر»، رسائل، به کوشش احمد حسینی و مهدی رجایی، قم، ١٤٠٥ق؛ شهرستانی، محمد، الملل والنحل، به کوشش محمد سید کیلانی، بیروت، دارالمعرفه؛ عراقی، عثمان، الفرق المفترقة بین اهل الزیغ و الزندقة، به کوشش یشار قوتلو آی، آنکارا، ١٩٦١م؛ عقیلی، محمد، کتاب الضعفاء الکبیر، به کوشش عبد المعطی امین قلعجی، بیروت، ١٤١٨ق؛ قاضی عبدالجبار، «فضل الاعتزال»، فضل الاعتزال و طبقات المعتزله، به کوشش فؤاد سید، تونس، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ قرآن کریم؛ قرطبی، محمد، الجامع لاحکام القرآن، به کوشش احمد عبدالعلیم بردونی، قاهره، ١٣٧٢ق/١٩٥٢م؛ کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران، ١٣٦٢ش؛ گارده، ل. و جرج قنواتی، فلسفة الفکر الدینی بین الاسلام والمسیحیة، ترجمۀ صبحی صالح و فرید جبر، بیروت، ١٩٦٧م؛ مانکدیم، احمد، ]تعلیق[ شرح الاصول الخمسة، به کوشش عبد الکریم عثمان، قاهره، ١٣٨٤ق/١٩٦٥م؛ مسلم بن حجاج، صحیح، به کوشش محمد فؤاد عبد الباقی، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ مفید، محمد، المسائل السرویة، به کوشش صائب عبد الحمید، بیروت، ١٤١٤ق/ ١٩٩٣م؛ ملطی، محمد، التنبیه والرد على اهل الاهواء والبدع، به کوشش محمد زاهد کـوثری، قاهره، ١٩٧٧م؛ نسفـی، مکحول، «الرد علـى اهل البـدع و الاهواء الضالـة المضلة»، «کتاب ...١» (نک‌ : مل‌ ، برنار)؛ نیز:

Bernard, M., »Le Kitāb al-radd ªala l-bidaª dºAbu Muŧiª Makħūl al-Nasafī«, Annales Islamologiques, ١٩٨٠, vol. XVI; Qasim Murad, H., »Jabr and Qadar in Early Islam: A Reappraisal of Their Political and Religious Implications«, Islamic Studies Presented to Charles J. Adams, eds. W. B. Hallaq and D. P. Little, Leiden, ١٩٩١; Van Ess, J., Zwischen Ħadīt und Theologie, Berlin/New York, ١٩٧٥; Walker, P., introd., »Bāb-uš-Šaytān…« (vide: PB., Abū Tammām); Watt, W. M., The Formative Period of Islamic Thought, Oxford, ٢٠٠٢; id, Free Will and Predestination in Early Islam, London, ١٩٤٨; Wolfson, H. A., The Philosophy of the Kalam, Harvard, ١٩٧٦.
مسعود تاره
 

١. The Formative… ٢. Free…