دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٤٤٨
| جبیل (در لبنان) جلد: ١٧ شماره مقاله:٦٤٤٨ |
جُبَیْل، شهر و بندری تاریخی در استان جبل لبنان.
این شهر با جمعیتی حدود ٦٠٠‘٢١ تن (١٣٨٦ش/ ٢٠٠٧م) در شمال بیروت در کنار دریای
مدیترانه جای دارد («فرهنگ...١»، npn. ؛ جعفری، ٣٨٥). رود ابراهیم (در قدیم: آدونیس)
زمینهای کشاورزی آن را آبیاری میکند. زیتون، موز و انجیر از عمدهترین محصولات
کشاورزی آنجا ست (شدیاق، ١/١٦).
نام جبیل در منابع به صورتهای گوناگون آمده است. در عهد عتیق به صورت «گِبَل» و «جِبْل»
(یوشع، ٥:١٣؛ حزقیال، ٩:٢٧) ضبط شده است. مصریهای باستان آن را کوپنه، فنیقیها
گوبله، و یونانیها بیبلوس (بوبلوس = به معنی کتاب) مینامیدند (گروسه، III/٥٥٢؛ حتی،
١٢٦، نیز لبنان...، ٨٥، تاریخ...، ١/١٣٦-١٣٧).
جبیل یکی از کهنترین شهرهای کرانۀ مدیترانه به شمار میرود و دیرینگی آن به حدود
هزارۀ ٥ قم میرسد (EI٢). در کاوشهای باستانشناسی صورت گرفته در جبیل، آثار کهن
بسیاری از جمله بتی سنگی متعلق به هزارۀ ٣ قم، سلاحهایی متعلق به دورۀ تجارت جبیل
با مصر، مقبرهای از دورۀ فنیقیها و نیز ظروف، سلاحها، زیورآلات و آثار معابدی از
این دوره یافت شده است (جبر، ٢٦-٢٧؛ حتی، ٥٣، نیز تاریخ، همانجا؛ اسمیل، ٦٧ ؛ بولس،
٥٩-٦٦). در حدود هزارۀ ٤ قم بندر جبیل از مراکز تجارتی و دینی به شمار میرفت و با
مصر رابطۀ بازرگانی داشت و از این بندر چوب صنوبر به مصر صادر میشد. بنا به روایتی
در بنای معبد سلیمان، از چوب جبیل استفاده شده بود (همانجاها؛ صقر، ١/٥٧). در جبیل
معبدی برای پرستش آدونیس بر پا بود که هر ساله مردم از شهرهای دیگر برای زیارت به
آنجا میرفتند (بولس، ١٨٩). در حدود سالهای ٢٠٠٠ تا ١٨٠٠قم جبیل تابع مصر بود و
حاکمان مصری در آنجا حکومت میکردند (همو، ٧٥). جبیل در دورۀ رومیها (٦٣ قم-٣٣٠م)
رونق و شکوه بسیار داشت و در دورۀ بیزانس (٣٣٠-٦٣٧م) از شهرهای اسقفنشین به شمار
میرفت و کلیساهایی در آنجا بر پا بود (جبر، ١١٨-١٢٣؛ شدیاق، ١/١١).
جبیل در دورۀ فتوحات اسلامی در شام، در ١٣ق/ ٦٣٤ م به فرماندهی یزیدبن ابیسفیان و
برادرش معاویه و یا به روایتی در ١٤ق، به فرماندهی ابوعبیدة بن جراح به دست عربها
گشوده شد (بلاذری، ١٧٢-١٧٣؛ ابن اثیر، ٢/٤٣١؛ یعقوبی، ٣٢٥-٣٢٧). پس از فتح جبیل به
دست مسلمانان، رومیها این شهر را از عربها پس گرفتند، اما در ٢٤ق/٦٤٥ م معاویه
دوباره آن را به تصرف مسلمانان درآورد. او برای دفاع از کرانههای شرقی دریای
مدیترانه و از آن جمله جبیل در برابر تهاجمات رومیها، گروهی از ایرانیان را در آنجا
اسکان داد (قدامه، ٢٥٥).
جبیل در سدههای نخستین اسلامی از نواحی ثغور بحریه در سواحل جند دمشق به شمار میرفت
(ابن خردادبه، ٧٧؛ قدامه، همانجا؛ ابن فقیه، ١٠٥؛ ابن حوقل، ١/١٦٥). این شهر در آن
روزگار رونق و شکوه گذشتۀ خود را از دست داد و اهمیت آن تا سدۀ ٥ ق/١١م به واسطۀ
وجود یک اردوگاه نظامی کوچک در آنجا بود (EI٢). با تصرف شام از سوی فاطمیان در
٣٦٠ق/٩٧١م جبیل نیز تحت حاکمیت آنان درآمد (ابن قلانسی، ٢١، ٢٦؛ نیز نک : ه د،
بیروت). ناصرخسرو که در سفر خود به شام در ٤٣٨ق/١٠٤٦م از این شهر دیدار کرده، آن را
شهری مثلثی شکل که پیرامون آن با دیوارهای بلند و مستحکم محصور بود و درختان خرمای
فراوان داشت، توصیف کرده است (ص ٢٢). در ٤٧٠ق/١٠٧٧م ملکشاه سلجوقی جبیل را همانند
دیگر شهرهای شام بر قلمرو سلجوقیان افزود، اما در ٤٨٢ق/١٠٨٩م فاطمیان توانستند
دوباره بر آنجا چیره شوند (ابن خلدون، ٤(١)/١٣٧؛ ابن اثیر، ١٠/١٧٦).
در ٤٩٧ق/١١٠٤م جبیل بر اثر تهاجم صلیبیان برای تصرف بیتالمقدس، و ٥ سال بعد به سبب
وقوع زمینلرزهای شدید، آسیب فراوان دید (ابن قلانسی، ٢٣١، ٥٢٦-٥٢٧؛ ابن اثیر،
١٠/٣٧٢). در اوایل سدۀ ٦ ق/١٢م بر اثر جنگهای داخلی صلیبیها، جبیل تحت حمایت و
استیلای فخرالملک، از فرمانروایان شیعی مذهب طرابلس شام درآمد (ابن عدیم، ١٠/٤٥٣٢؛
ابن اثیر، ١٠/٤٧٦). در ٥٠٢ ق/١١٠٩م طنکری حاکم انطاکیه جبیل را محاصره، و پس از
چندی تصرف کرد (همانجا). در همین سال برتران فرزنـد رمون دوسن ژیل، سپهسـالار و
شاهزادۀ انطاکیه بر جبیل استیلا یافت. او شهر و همچنین قلعهای در نزدیکی آن را بـه
جنـوواییان سپرد؛ آنان نیز جبیل را به دریـاسالار هوک امبریاکـو، از بزرگان فرانکی
واگذار کردند (رانسیمان،II/٦٥-٧٠).
در ٥٨٣ ق/١١٨٧م صلاحالدین ایوبی به جبیل حمله کرد. در این زمان هوک امبریاکو حاکم
جبیل، در دمشق اسیر بود. او به شرط آزادی خود، جبیل را به صلاحالدین وا گذارد (ابن
اثیر، ١١/٥٤١-٥٤٣؛ مقریزی، ١/٢٠٧-٢٠٩؛ یاقوت، ٢/٣٣). صلاحالدین پس از تصرف جبیل،
کلیساهای آن را ویران، و به جای آنها مدرسههایی برپا کرد (عمادالدین، ١٠٨، ٢٣٣؛
ابن شداد، ١(١)/١٠٩). وی همچنین برای جلوگیری از تهاجم دوبارۀ فرنگان به جبیل،
گروهی از کردها را در آنجا مستقر ساخت (یاقوت، همانجا). به نوشتۀ یاقوت این گروه از
کردها تا ٥٩٣ ق/ ١١٩٧م در جبیل حضور داشتند (همانجا). در اواخر سدۀ ٦ ق/١٢م فرنگان
دوباره بر شهر جبیل استیلا یافتند (ابن واصل، ٣/٢٦؛ رانسیمان، III/٩٢).
در دورۀ استیلای ممالیک بحری بر مصر و شام، جبیل تا زمان فرمانروایی ظاهر رکنالدین
بیبرس (حک ٦٥٨-٦٧٦ ق/ ١٢٦٠-١٢٧٧م) همچنان تحت سلطۀ فرنگان بود، اما از زمان حکومت
سعید ناصرالدین برکه خان (حک ٦٧٦-٦٧٨ق) تحت سلطۀ ممالیک درآمد (رانسیمان، III/٣٤٨,
٣٨٧-٣٨٨؛ بازورث، ١٠٥، ١٠٨-١٠٩). با برافتادن ممالیک، متصرفات آنان و از جمله جبیل
به قلمرو عثمانیان افزوده شد. عثمانیان جبیل را به
امرای بنیعساف (از قبیلههای ترکمان) واگذار کردند(بولس،٣١٩).
در سالهای ١٢٥٨-١٢٧٥ق/١٨٤٢-١٨٥٩م که بیشتر سرزمین لبنـان به دو قسمت دروزینشین و
مسیحینشین تقسیم شده بود، جبیل مستقیماً از سوی باب عالی اداره میشد. در آن
روزگار در جبیل کلیساهای بزرگ دایر بود و ساکنان آن را ٥ هزار مسیحی و هزار مسلمان
تشکیل میدادند (جبر، ١٦٢-١٦٣؛ شدیاق، ١/١٠، ٢٩). در ١٢٧٦ق جبیل از لحاظ تقسیمات
اداری یکی از نواحی طرابلس در جبل لبنان به شمار میرفت (همو، ١/١٠، ٢٠-٢٣). با
استقلال لبنان در ١٣٢٢ش/ ١٩٤٣م و در پی تغییرات تقسیمات کشوری، جبیل از قضای کسروان
جدا، و به مرکز اداری (قضا) در استان جبل لبنان، بدل شد (جبر، ١٧١؛ «جبل لبنان»،
بش ).
مآخذ: ابن اثیر، الکامل؛ ابن حوقل، محمد، صورةالارض، به کوشش کرامرس، لیدن،
١٩٣٨-١٩٣٩م؛ ابن خردادبه، عبیدالله، المسالک والممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٦ق؛
ابن خلدون، العبر، بیروت، ١٩٥٨م؛ ابن شداد، محمد، الاعلاق الخطیرة، به کوشش دومینیک
سوردل، دمشق، ١٩٥٣م؛ ابن عدیم، عمر، بغیةالطلب، به کوشش سهیل زکار، دمشق،
١٤٠٩ق/١٩٨٩م؛ ابن فقیه، احمد، مختصر کتاب البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٢ق/
١٨٨٧م؛ ابن قلانسی، حمزه، تاریخ دمشق، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ابن
واصل، محمد، مفرج الکروب، به کوشش جمالالدین شیال، قاهره، ١٣٧٩ق/١٩٦٠م؛ بازورث، ک.
ا.، سلسلههای اسلامی، ترجمۀ فریدون بدرهای، تهران، ١٣٧١ش؛ بلاذری، احمد، فتوح
البلدان، به کوشش عبدالله انیس طباع و عمر انیس طباع، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ بولس،
جواد، تاریخ لبنان، بیروت، ١٩٧٢م؛ «جبل لبنان»، بلدیات١ (نک : مل )؛ جبر، جمیل،
جبیل فی التاریخ، جبیل، ٢٠٠١م؛ جعفری، عباس، گیتاشناسی نوین کشورها، تهران، ١٣٨٢ش؛
حتی، فیلیپ، تاریخ سوریة و لبنان و فلسطین، ترجمۀ جورج حداد و عبدالکریم رافق،
بیروت، ١٩٨٢م؛ همو، لبنان فی التاریخ، ترجمۀ انیس فریحه، لندن، ١٩٥٧م؛ شدیاق، طنوس،
اخبار الاعیان فی جبل
لبنان، به کوشش فؤاد افرام بستانـی، بیروت، ١٩٧٠م؛ صقـر، جوزف، قصة و تاریخ
الحضارات العربیـة، بیروت، ١٩٩٩م؛ عمـادالدین کاتب، محمـد، الفتـح القسی فـی
الفتح القدسی، به کوشش محمدمحمود صبح، بیروت، الدار القومیة للطباعة و النشر؛ عهد
عتیق؛ قدامة بن جعفر، «الخراج»، همراه المسالک و الممالک (نک : هم ، ابن خردادبه)؛
مقریزی، احمد، السلوک، به کوشش محمد عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٨ق/١٩٩٧م؛ ناصرخسرو،
سفرنامه، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٥٦ش؛ یاقوت، بلدان؛ یعقوبی، احمد، «البلدان»،
همراه الاعلاق النفیسۀ ابن رسته، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٩١م؛ نیز:
Baladiat, www.baladiat.com/bejje. html; EI٢; Grousset, R., Histoire des
croisades et du royaume Franc de J′erusalem, Paris, ١٩٣٦; Hitti, Ph. K., History
of Syria, London, ١٩٥٧; Runciman, S., A History of the Crusades, Cambridge,
١٩٥١-١٩٥٤; Smail, R. C., The Crusaders in Syria and The Holy Land, London, ١٩٧٣;
The World Gazetteer, www.world-gazetteer.com.
پرویز امین
١. Baladiat.