دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٣٣٧
| جاثیه جلد: ١٧ شماره مقاله:٦٣٣٧ |
جاثیه، چهل و پنجمین سورۀ قرآن کریم به ترتیب
مصحف و شصت و پنجمین سوره به ترتیب نزول (زهری، ٢٨؛ ابن ضریس، ٧٤؛ ابن ندیم، ٢٨؛
زرکشی، ١/١٩٣؛ سیوطی، الاتقان، ١/ ٣٨-٣٩، ٧٨، ١٧٥-١٧٦؛ رامیار، ٥٨٦). این سوره مکی
است (قرطبی، ١٦/١٥٦؛ سیوطی، الدر...، ٧/٤٢٢)، در حالی که مفسرانی از تابعین چون حسن
بصری و جابربن زید و عکرمه بر مکی بودن تمامی آن تأکید کردهاند. در روایتی از ابن
عباس و قتاده، آیۀ ١٤ از این سوره مستثنایی است که در مدینه نازل شده است (قرطبی،
همانجا؛ سیوطی، الاتقان، ١/٥٣؛ تأیید: طبرسی، ٩/١١٧). گفتنی است هر دو آیۀ یاد شده
را منسوخ به آیهای از سورۀ توبه میدانستهاند (قتاده، ٤٥؛ طبری، ٢٥/١٣٩).
نام سوره به معنای به زانو درآمده (بخاری، ٤/١٨٢٥؛ راغب، ١٨٧؛ ابن منظور، ذیل جثی)،
از آیۀ ٢٨ الهام گرفته شده است. این واژه تنها یک بار در قرآن کریم، در همین موضع
به کار رفته است. نام دیگر این سوره الشریعة است (ابن ندیم، همانجا؛ صنعانی، ٣/٢١٢؛
زرکشی، ١/ ٢٦٩) که بیشتر نزد اهل حرمین شهرت داشته (حاکم، ٢/٤٩٠)، و برگرفته از
همین واژه در آیۀ ١٨ سوره است.
جاثیه از سور مقطعات است و با سور حوامیم همگروه میشود؛ همچنین با سورۀ احقاف
زوجی را با افتتاح کاملاً مشترک (در دو آیۀ اول) تشکیل میدهند که امکان ارتباطی
معنادار با هم را فراهم میسازند (نک : سیوطی، اسرار...، ١٣٠-١٣١؛ رامیار، ٥٩٦).
نزد اصحاب ابن مسعود، جاثیه در شمار ٢٦ سورۀ مثانی است (ابن منظور، ذیل ثنی) و نزد
گروهی نیز جاثیه نخستین سوره از سور مفصل محسوب بوده است (ابن حجر، ٩/٩٠؛ سیوطی،
الاتقان، ١/١٧٤).
از نظر آیه شماری، قراء کوفه شمار آیات آن را ٣٧ گفتهاند که مشهورتر است، اما نزد
قاریان مدینه و بصره شمار آن ٣٦ است (طوسی، ٩/٢٤٤؛ سیوطی، همان، ١/١٨٦). این سوره
دارای ٤٨٩ کلمه و ٠٨٥‘ ٢ حرف است.
برخی مفسران، غرض کلی سوره را دعوتی عام برای انذار دانستهاند که با آیات توحید
آغاز میشود، سپس به شریعت پیامبر(ص) و ضرورت اتباع آن تذکر داده میشود، آنگاه بر
محاسبۀ اعمال در آخرت تأکید میرود (طباطبایی، ١٨/١٥٤).
آیات آغازین سوره از تنزیل کتاب از دو اسم متناکح عزیز و حکیم سخن میگوید (آیۀ ٢)،
همنشینی همین دو اسم پس از بیان ٣ جایگاه آسمانها، زمین و عالمین برای ربوبیت
خداوند (آیۀ ٣٦) و اختصاص کبریای آسمانها و زمین به او، اختتام سوره را تشکیل میدهند
(آیۀ ٣٧) و اینگونه افتتاح و اختتام مشترکی برای سوره میسازند.
کلیدیترین واژۀ سوره، با ١٢ بار تکرار در ١١ آیه، واژۀ «آیات» است. در آیۀ ٣ برای
مؤمنین در آفرینش آسمان و زمین وجود آیات را متذکر میشود. در آیۀ ٤ با خطاب کردن
مردم در آفرینش آنها و پراکنده شدن جنبندگان برای کسانی که یقین میورزند، در آیۀ ٥
در آمد و شد شب و روز، نزول رزق از آسمان، زنده شدن زمین پس از مردن و فرستاده شدن
باد برای گروهی که تعقل میکنند و در آیۀ ١٣ در تسخیر آسمان و زمین برای شما و هرچه
در آن است، برای گروهی که تفکر میکنند، وجود آیات را قائل میشود. در این ٤ آیه،
آیات به معنای نشانهها ست و این در حالی است که در آیۀ ٦ آیات قابل تلاوت را که از
سنخ پیام هستند، بیان میکند و ایمان به هر سخنی جز آنها را تعجبانگیز میشمارد.
مسئلۀ «آیات» در سورۀ جاثیه مورد توجه مفسرانی چون غزالی (ص ١٣٤-١٣٥) و ابن کثیر
(٤/ ١٤٨) قرار گرفته است و آنان به تبیین آن پرداختهاند.
فضای بعدی بحث دربارۀ آیات در این سوره انواع برخوردها در مقابل آیات الٰهی و عواقب
آن است. نخستین تهدید برای هر «دروغزن گناهآلود» است که آیات الٰهی را میشنود،
اما مستکبرانه مانند کسی که نشنیده است، از کنار آن میگذرد، نتیجۀ این عبور
متکبرانه عذاب دردناک است (آیۀ ٨). دومین برخورد منفی با آیات به استهزاء گرفتن آن
پس از علم به آنها ست که نتیجۀ آن عذابی سهمناک است (آیۀ ٩). همچنین نتیجۀ کفر به
آیات پروردگار عذابی دردناک است (آیۀ ١١). این محور موضوعی، به نوعی در احادیث
مربوط به ثواب قرائت سوره نیز بازتاب یافته است (نک : ابن بابویه، ١١٤؛ طبرسی،
٩/١١٧؛ بیضاوی، ٥/١٧٥).
در این دسته از آیات به بررسی انگیزۀ کفر در مقابل آیات نیز پرداخته شده است: ماندن
بر عقاید پیشینیان و درخواست زنده شدن پدران (آیۀ ٢٥) و استکبار کفرآمیز که منجر به
مجرم شدن کافران میشود (آیۀ ٣١) و به مسخره گرفتن آیات و فریفته شدن به زندگی پست
(آیۀ ٣٥: الحیاة الدنیا) که منجر به جاودان شدن در عذاب میشود، از جملۀ این عوامل
است.
همچنین میان اسماء الٰهی موجود در سوره ارتباطی معنادار به نظر میآید؛ افزون بر دو
اسم عزیز و حکیم که هم تنزیل کتاب را به عهده دارد و هم دارای کبریا در آسمان و
زمین است، خداوند خویش را به رب آسمانها، رب زمین و رب عالمین (جهانیان) وصف نموده
است (آیۀ ٣٦) که گویی در آن ارتباطی عام با هستی برقرار است، اما در جایی دیگر خود
را با نام ولی، آن هم برای متقین معرفی کرده است (آیۀ ١٩) که در آن ارتباطی خاص مد
نظر بوده است. نگاهی مجموع نگر به سوره نشان میدهد که حاصل دریافت آیات، حرکت از
بهرهمندی عام به بهرهمندی خاص از اسماء الٰهی است که از آن به ورود در رحمت خدا و
رستگاری آشکار یاد میشود (آیۀ ٣٠) و کافران از آن محرماند و از مجرماناند (آیۀ
٣١).
از میان آیات این سوره، تفسیر دو آیه مفسران را به سختی انداخته است: یکی آیۀ ١٤ که
خداوند در آن مؤمنین را به آمرزیدن کسانی که امید به ایام الله ندارند، دعوت میکند
که در آن هم معنای مغفرت و هم امید به ایام الله جای تأمل باز کرده است، از سویی در
اختتام آیه نوعی تهدید نهفته است. مجموعۀ نظرات مفسران را میتوان گذشت کریمانۀ
مؤمنین از آنان که به روزهای خدا ایمان ندارند، دانست تا خدا خود سزای آنان را دهد.
ترکیب ایام الله به معنای روزهای نشانداری است که خداوند در آنها جلوهای از خویش
پدیدار ساخته، یا در آن قراری خاص با بندگان گذارده است. آیۀ دوم آیۀ ٢٤ سوره است
که در آن تعریضی بر عقیدۀ دهریه که قائل به کارگردانی دهر، نبودِ خدا و محدود بودن
زندگی به دنیا وجود دارد (مثلاً نک : طبری، ٢٥/١٤٤، ١٥١؛ طوسی، ٩/٢٥٢، ٢٥٩-٢٦٠؛
طبرسی، ٩/١٢٥، ١٣١؛ قرطبی، ١٦/١٦١، ١٧٠؛ ابن کثیر، ٤/١٥١؛ بیضاوی، ٥/١٧٠، ١٧٢).
مآخذ: ابن بابویه، محمد، ثواب الاعمال، به کوشش محمدمهدی خرسان، قم، ١٣٦٨ق؛ ابن حجر
عسقلانی، احمد، فتح الباری، به کوشش محمدفؤاد عبدالباقی و محبالدین خطیب، بیروت،
١٣٧٩ق؛ ابن ضریس، محمد، فضائل القرآن، به کوشش مسفر بن سعید دماس غامدی، بیروت،
١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، ١٤٠١ق؛ ابن منظور، لسان؛ ابن
ندیم، الفهرست؛ بخاری، محمد، صحیح، به کوشش مصطفى دیب البغا، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛
بیضاوی، عبدالله، تفسیر، به کوشش عبدالقادر عرفات و عشا حسونه، بیروت، ١٤١٦ق/١٩٩٦م؛
حاکم نیشابوری، محمد، المستدرک علی الصحیحین، به کوشش مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت،
١٤١١ق/١٩٩٠م؛ راغب اصفهانی، حسین، مفردات الفاظ القرآن، به کوشش صفوان عدنان داوودی،
دمشق/ بیروت، ١٤١٢ق/١٩٩٢م؛ رامیار، محمود، تاریخ قرآن، تهران، ١٣٦٢ش؛ زرکشی، محمد،
البرهان فی علوم القرآن، به کوشش محمدابوالفضـل ابراهیم، بیروت، ١٣٩١ق؛ زهری، محمد،
تنزیل
القرآن، به کوشش صلاحالدین منجد، بیروت، ١٩٨٠م؛ سیوطی، الاتقان، بیروت،
١٤١٦ق/١٩٩٦م؛ همو، اسرار ترتیب القرآن، به کوشش عبدالقادر احمد عطا، قاهره،
دارالاعتصام؛ همو، الدر المنثور، بیروت، ١٩٩٣م؛ صنعانی، عبدالرزاق، التفسیر، به
کوشش مصطفـى مسلم محمد، ریـاض، ١٤١٠ق؛ طباطبایـی، محمدحسین، المیزان، قم، جامعۀ
مدرسین؛ طبرسی، فضل، مجمع البیان، بیروت، ١٤١٥ق/١٩٩٥م؛ طبری، تفسیر، بیروت، ١٤٠٥ق؛
طوسی، محمد، التبیان، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت، دار احیاء التراث
العربی؛ غزالی، محمد، جواهر القرآن، به کوشش محمد رشید قبانی، بیروت، ١٩٨٥م؛ قتادة
بن دعامه، الناسخ و المنسوخ، به کوشش حاتم صالح ضامن، بیروت، ١٤٠٤ق؛ قرآن کریم؛
قرطبی، محمد، الجامع لاحکام القرآن، به کوشش احمد عبدالعلیم بردونی، قاهره، ١٣٧٢ق.
مهدی مطیع ـ بخش فقه علوم قرآنی و حدیث