دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٣٦٧
| جاماسپ نامه جلد: ١٧ شماره مقاله:٦٣٦٧ |
جاماسْپْنامه، عنوان رساله یا رسالههایی به نام
جاماسپ حکیم، وزیر و دانشمند ایرانیِ یادشده در روایتهای تاریخی و دینی. در نوشتههای
اوستایی و پهلوی، جاماسپ که بِدَخشِ (= وزیر اعظمِ) گشتاسپ، پادشاه کیانی و از
نخستین گروندگان به زردشت، و پس از او موبدان موبد است، شخصیتی خردمند تصویر شده
است که به ویژه به سبب پیشگوییهایش جایگاه خاصی دارد و هم بدینسبب، نامش به همراه
صفتهایی چون دانا و حکیم، به نوشتههای تاریخی و ادبی فارسی و عربی راه یافته، و
آثار متعددی به او منتسب شده است.
آثار جاماسپ: براساس نوشتههای زردشتی، جاماسپ اوستا و زند (برگردان و شرح اوستا به
خط و زبان پهلوی) را از زردشت آموخت (جکسن، ٧٦) و به خط زر بر پوست گاو نوشت و در «گنج
خدایان» نگاه داشت ( کتاب...، ٣٦؛ نیز نک : بیلی، «مسائل...١»، ١٥٤). این باور تا
سدۀ ١٣ق/١٩م هم بدینصورت رواج داشته که این مجموعه جاماسپنامه نام داشته است (از
جمله، نک : موریه، ١/٢٦٦). اما گذشته از باورهای زردشتیان در انتساب آثاری به
جاماسپ، دیگر منابع ادبی و تاریخی از آثار او، با یا بدون ذکر نام، یاد کردهاند:
در متنهای ادبی و تاریخی فارسی و عربی، جاماسپ (یا جاماسب، جاماس و جاماسف، و
صورتهای تصحیف شدۀ جاماسب، جاماسات و جامات)، حکیم و وزیر گشتاسپ، مصنف جاماسپنامه
است (فاروقی، ١/٣٢١؛ برهان...، ٢/٥٥٥؛ ابن ندیم، ٤١٩). ابن ندیم از پیشگوییهای
زردشت و جاماسپ (ص ٣٠٠) و «کتاب جاماسب فی الصنعة» یاد میکند (ص ٤٢٠) و صاعد
اندلسی در قرن ٥ ق/ ١١م، «کتاب جاماسب» را در زمرۀ کتابهای ایرانیان و اثری گرانقدر
میشمارد (ص ١٦١)؛ کتابی که پیش از این زمان، و حتێ در اوایل دورۀ اسلامی، هم شهرت
داشته، و بر برخی جریانهای دینی تأثیر گذاشته است (نک : صفا، ١/٢٥٣).
تأکید منابع بر مقام منجمی جاماسپ در دربار گشتاسپ و کتاب احکام او (قزوینی،
٣١٣-٣١٤؛ نیز نک : عقیلی، ١٢)، سبب شهرت وی در ادب فارسی (از جمله، نک : سنایی،
٤٣٣؛ خاقانی، ١/٥٧٢) و نیز موجب انتساب آثار متعددی به او شده است. مشهورترین آنها
همان متن پیشگویانه یا احکامی است که روایتهایی از آن با عنوانهایی چون یادگار
جاماسپ، جاماسپی، احکام/ حکم جاماسب، جاماسپنامه، یا فرهنگ الملوک و اسرار العجم (منزوی،
٤/٣٠٠٢)، به پهلوی، فارسی، و عربی باقی مانده است (نک : وست، «جاماسپنامه...٢»،
٩٧-١١٦؛ تاوادیا، ١٧٢ بب ؛ تفضلی، ١٧٢ بب ). محمدباقر مجلسی، در سدههای
١١-١٢ق/١٧-١٩م، از کتاب جاماسپ با عنوان فرهنگ الملوک یا اسرار العجم یاد میکند و
میگوید: «از کتب مخفیۀ مجوس است، بلکه او را به منزلۀ ایلیا که صحف باشد، میدانند»
و میافزاید که آن را به اصطلاح گبران، جاماسنامه میگویند و احکام زیج و حوادث و
وقایع گذشته و آینده در آنجا ثبت است که جاماسپ از زبان زردشت نقل میکند (ص
١٥٣-١٥٤). هم از اینرو، میتوان گفت که اغلب رسالههای یاد شده در فهرستهای نسخههای
خطی که با نامهای مختلف ضبط شدهاند، روایتهای متفاوت ــ گاه تغییر یافته و گاه
کوتاه شده و به زبانهای مختلف ــ که از یک اثر هستند (از جمله، نک : منزوی، همانجا،
نیز ٢٨٩٧-٢٨٩٨، ٢٩٣٢، ٣٠٨٩-٣٠٩٠؛ غروی، ٤٨؛ ملی، ٣/١٦٩، ١٧٠).
با این همه، بلعمی جاماسپ را صاحب کتابهایی در طب و هندسه و کتب حکمی میداند (ص
٥٦٩) و دیگران نیز چند رسالۀ موجودِ فارسی و عربی در پزشکی، کیمیا و علوم غریبه، و
بیان مطالبی در این زمینهها در گفت و گو با اردشیر ساسانی، و سرانجام شماری سخنان
فلسفی و تأویلی را به او نسبت میدهند (از جمله، نک : منزوی، ٥/٣٣٨٩، ٣٩٦٨؛ سزگین،
٤/٦٢، ٨١، ٨٣؛ ملک، ٥/٣٣٣؛ دبستان...، ١١٣-١١٤) که به ویژه در باب درستی انتساب
رسالههای نجومی به جاماسپ تردیدهایی مطرح شده است (نک : تقیزاده، ١٠/٢٨٧، حاشیۀ
٤١٨، نیز ص ٣١٥؛ نالینو، ٢١٣؛ سزگین، ٤/٨٣). ادوارد وست، حتێ دربارۀ کهنترینِ این
رسالهها، یعنی جاماسپنامۀ پهلوی نیز (که چه بسا روایت اصلی اغلب آثار بعدی هم
بوده باشد)، چنین تردیدی را پیش کشیده و گفته است که این رساله را احتمالاً موبدی
جاماسپنام نوشته و بعداً به نام جاماسپ وزیر خوانده شده است («ادبیات...٣»، ١١٠).
مهمترینِ نوشتههای منسوب به جاماسپ، متنی پهلوی است که روایتها و برگردانهایی از
آن، از جمله به فارسی و عربی وجود دارد. رسالۀ پهلوی و برخی روایتهای فارسی و عربی
را جاماسپنامه یا جاماسبنامه مینامند. از این متن پهلوی ــ یا متن پهلوی دیگری
ــ برگردانی به پازند و نیز فارسی وجود دارد که به نامهای دیگری چون یادگار جاماسپی
یا جاماسپی شهرت دارد (تفضلی، ١٧٣، ١٧٤؛ نک : ایرانیکا، III/١٢٦؛ نیز نک : دنبالۀ
مقاله).
جاماسپنامۀ پهلوی: از این اثر تنها بخشهایی ــ ٤ فصل و ٣ قطعۀ افزوده ــ باقی
مانده است که مجموع آنها به حدود ٥ هزار کلمه میرسد (وست، همانجا). این کتاب دربر
دارندۀ پرسشهای گشتاسپشاه و پاسخهای وزیر او، جاماسپ، به این پرسشها ست. در فصل
یکم گشتاسپ شاه میپرسد که دین زردشتی تا چند سال رواج خواهد داشت و از پی این
دوره ــ که هـزارۀ زردشـت اسـت ــ چـه دوره و زمـانـهای فـرا میرسـد؟ جاماسپ در
پاسخ، رویدادهای پایان این هزاره را شرح میدهد و از انحطاط اخلاقی مردم و کجروی
آنان از دین میگوید و اینکه به همین سبب، سختیهای گوناگون چون گرما، سرما، خشکسالی،
زمینلرزه، جنگ و سلطۀ فرومایگان و بیگانگان بر ایشان میرسد. جاماسپ آنگاه این
آفتها، بهویژه سلطۀ بیگانگان را با شرح بیشتر باز میگوید؛ و اینکه سرانجام شاه
پدشخوارگر (طبرستان) با پیام مهرْایزد، به ستیز با دشمنان برمیخیزد و بر آنان چیره
میشود. آنگاه پشوتن، پسر گشتاسپ، که از جاودانان زردشتی است، برای یاری دین از
کَنْگْدِژ بیرون میآید و در پی آن، با پیدایی اوشیدَر، نخستین نجاتبخش زردشتی،
هزارۀ او آغاز میشود (تفضلی، ١٧٣؛ مدی، ١-٨).
در فصل دوم ــ که فصل کوتاهی است ــ جاماسپ، در پاسخ گشتاسپ، بلایای طبیعی و آشوبها
و جنگهای این دوره را باز میگوید و در فصل سوم ــ که نسبتاً بلند است ــ شرحی در
باب رستاخیز و تنِ پَسین، میدهد. در فصل کوتاه چهارم هم پرسش زردشت دربارۀ پاداش
روانِ درگذشته و سپس پاسخ اورمزد به این پرسش میآید (تفضلی، همانجا؛ تاوادیا،
١٧٣).
به این متن، ٣ قطعۀ کوتاه افزوده شده است: قطعۀ نخست دربارۀ نشانههای زمانِ ظهور
اوشیدر است، قطعۀ دوم که از آغاز افتادگی دارد، در باب چگونگی پیشگویی جاماسپ است،
سومین قطعه هم پاسخی است به پرسش گشتاسپ دربارۀ مدت پادشاهی او و نیکیها و کارهایی
که باید انجام دهد (تفضلی، ١٧٤).
این متنِ از هم گسیخته و بسیار آسیب دیده، به گمان برخی، از جمله امیل بنونیست،
ایرانشناس فرانسوی، به نظم است (نک : تاوادیا، ١٧٤؛ بویس، «ادبیات...١»، ٥٠).
بنونیست با توجه به کوتاه بودن جملهها و فقدان پیوند معمول میان آنها، فصل یکم را
در اصل شعر ٨ هجایی و مانند اوستا میداند و برای بازسازی بیتها تغییراتی در متن
داده است (نک : تاوادیا، تفضلی، همانجاها). اما به باور تفضلی، مقایسۀ آن با دیگر
شعرهای پهلوی، نظر او را تأیید نمیکند (همانجا) و در باب زبان شعری آن میتوان
احتمال داد که متن کنونی نثری است که اصل آن به شعر بوده است.
در باب تاریخ تألیف جاماسپنامه اطلاعی در دست نیست. کسانی آن را به روزگار
اشکانیان (سدههای ٣قم ـ ٣م) نسبت دادهاند (نک : آلتهایم، ٢٦٠)، اما مری بویس
سنت پیشگویی و ادبیات مکاشفهای زردشتی را برگرفته از ملاحم و پیشگوییهای خود زردشت
میداند که صورت کهن آن در یشت گم شدۀ بهمن وجود داشته، و زند آن (زند بهمن یسن) به
دست ما رسیده است (بویس و گرونه، III/٣٨٤). بدینسان، بویس جاماسپنامه را متعلق به
یک سنت دیرین پیشگویی ایرانی میداند («ادبیات»، همانجا، برای این سنت، نک : «دربارۀ...٢»،
٥٧-٧٥). به اعتقاد وی این سنت گونههای مختلف و آثار متعددی داشته است که از میان
آنها زند بهمن یسن و جاماسپنامه بخت ماندن را یافتهاند. او میافزاید که این
ادبیات مکاشفهای در دهههای پس از کشورگشاییهای اسکندر رشد و بالندگی بیشتری یافته
است (بویس و گرونه، همانجا) و در اوایل دورۀ اسلامی هم برای توجیه رویدادهای پیش
آمده، در تمام این متون دستکاریهایی صورت دادهاند (همانجا).
ظاهراً نخستینبار امیل بنونیست به شباهتهای متن جاماسپنامه با پیشگوییهای
هیستاسپِس اثر لاکتانتیوس و دیگران اشاره کرده است (نک : تاوادیا، همانجا). ژوستین
شهید، از اهالی سامره، در حوالی سال ١٠٠م، و پس از او لاکتانتیوس افریقایی در حدود
سال ٢٥٠م، از پیشگوییهای هیستاسپس در آثار خود نقل کردهاند. روایت کاملتر، داستان
رؤیای هیستاسپس (گشتاسپ)، شاه حامی زردشت است، که نویسنده او را «شاه باستانی
مادها» میخواند. هیستاسپس رؤیایی میبیند و خوابگزارش (ظاهراً زردشت) آن را
تعبیری میکند که شامل پیشگویی برافتادن حکومتهای نیرومند غربی (مقدونی؛ در
روایتهای بعدی: رومی) است (بویس و گرونه، III/٣٧٧-٣٧٨). در آثار منسوب به جاماسپ،
بخشهایی وجود دارد که مشابه آنها را ــ گذشتـه از زند بهمـن یسن ــ در دیگر آثار
فارسی میانه هم میتوان دید (نک : تسگلدی، ٣٢ ff.).
یادگار جاماسپی یا جاماسپی: در کنار جاماسپنامه اثر منثور بلندتری به نام یادگار
جاماسپی یا جاماسپی وجود دارد که متشکل از ١٧ فصل است (تفضلی، ١٧٤-١٧٥؛ مسینا، ٣١,
٧٤؛ قس: بویس، «ادبیات»، همانجا). این اثر با توصیف دانایی جاماسپ آغاز میشود (قس:
یادگار...، ٥٣-٦٩). در ادامه پرسش و پاسخی میآید در این باب که چه چیزی همیشه بوده
و هست و خواهد بود. فصل سوم در معرفی نخستین آفریدگان مینوی و گیتیگی اورمزد است.
سپس فهرستی از فرمانروایان، از کیومرث تا کی لهراسپ، میآید. ٤ فصل بعدی، به ترتیب
دربارۀ مردمان ٦ کشور (اقلیم)، ساکنان البرز، کنگدژ، و مردم هندوستان، چین، ترکستان
و تازیان و بربرستان است. در فصل نهم از مردمان عجیبالخلقه و دوالپایان، و در فصل
دهم دربارۀ مردمان سیلان و دریانشینان سخن به میان میآید. در فصل یازدهم، جاماسپ
به این پرسش پاسخ میگوید که چرا اورمزد مردمان پیرو شر را که به دوزخ خواهند رفت،
آفریده است. در ادامه پرسش و پاسخی در باب مازندران و ترکان میآید. فصل سیزدهم
دربر دارندۀ پیشگویی جاماسپ و فصل بعد هم شرحی دربارۀ مدت سلطنت گشتاسپ و نیکیها و
وظایف او ست. در فصل پانزدهم جاماسپ نام پادشاهان ایران را، پس از گشتاسپ تا آمدن
تازیان، برمیشمارد. در دو فصل پایانی شرحی در باب مدت رواج دین زردشتی و دورۀ پس
از آن، و سرانجام هم گزارشی از رویدادهای پایان جهان میآید (تفضلی، ١٧٥؛ وست، «ادبیات»،
١١٠).
جاماسپی هم، به نظر، روایتی اصلی به پهلوی (متن کامل جاماسپنامۀ پهلوی، یا متنی
دیگر) داشته که از میان رفته است و تنها تحریر پارسی و بخشهایی از تحریر پازند (برای
این اصطلاحها، نک : بخش نسخهها در همین مقاله) و فارسی آن در دست است (تفضلی،
١٧٤-١٧٥، نیز حاشیهها؛ تاوادیا، ١٧٥).
متن فارسی جاماسپی، آنگونه که مُدی چاپ کرده، دارای ٦ فصل با این موضوعات است:
مقدمهای در باب دانایی جاماسپ، شاهانی که پس از گشتاسپ میآیند، بلایا و آفتهایی
که در آینده میرسند، خشکسالی و طاعون، شاهان پیش از گشتاسپ، و سرانجام هم
پیشگوییهایی چند از جمله در باب آمدن نجاتبخشان زردشتی (مدی، ٨٢-٩٠).
نسخهها: به نظر مارتین هاوگ، متن کامل جاماسپنامۀ پهلوی در دو کتـاب نخسـت
دینکـرد ــ کـه اینک در دسـت نیسـت ــ وجود داشته است (ص ١١٤). کهنترین نسخۀ پهلوی
شناخته شده، دو قطعۀ موجود در یک دستنوشته (موسوم به DP) بدون تاریخ کتابت (نک :
تفضلی، ٣٢٩)، متعلق به دستور پشوتن در بمبئی است که احتمالاً متعلق به اوایل سدۀ
٩ق/١٥م است. در این دستنوشته جاماسپنامه ٣٢ برگ نخست را شامل میشود، ولی فقط
برگهای ١٧ تا ١٩ و ٢٧ تا ٣١ موجود است. از اینرو، میتوان گفت که بخش موجود، حدود
یک چهارم متن است (وست، همانجا؛ هاوگ، ١٠٨-١٠٩).
نسخۀ مهم دیگر، با نشانۀ MU، باز هم فاقد تاریخ کتابت، متعلق به مانکجی رستمجی
اونوالا، به کتابت دستور داراب پالن اهل نوساری است که میان سالهای ١٠٣٦ تا ١١٠٤
یزدگردی (برابر با ١٠٧٩-١١٤٨ق/ ١٦٦٨-١٧٣٥م) میزیسته است. سرانجام از نسخۀ DE (نسخۀ
دستور ادالجی) باید یاد کرد که در حدود سالهای ١٢٧٨-١٢٧٩ق/١٨٦١-١٨٦٢م از روی نسخۀ
DP کتابت شده است. چند نسخۀ دیگر هم در مجموعۀ اونوالا وجود دارد که همگی نسبتاً
متأخرند و از میان آنها نسخۀ موسوم به MU٤ به سبب دربر داشتن ٣ قطعۀ پراکنده که در
دیگر نسخهها نیست، اهمیت بسیار دارد (مدی، مقدمه، ٢٥، برای دیگر نسخهها، نک :
همانجا؛ نیز تفضلی، ١٧٦).
فصل نخست، آوانویسی یا برگردان پارسی زردشتی (برگردان صورت ملفوظ پهلوی به خط
فارسـی ـ عربـی) دارد و از این فصل و فصل بعد، برگردان فارسی، از قطعۀ دوم، برگردان
پارسی و از قطعۀ سوم، تحریر پازند (نگارش پهلوی به خط اوستایی) و پارسی و برگردان
فارسی وجود دارد (تفضلی، ١٧٣، حاشیههای ١-٢، نیز ص ١٧٤، حاشیههای ١-٢). از نسخههای
پازند، یکی هم نسخهای است به کتابت رانا جِشَنگ، موبد بزرگ نوساری که در دورۀ
اکبرشاه مغول میزیسته است. این نسخه که مورد استفادۀ مدی (نک : دنبالۀ مقاله)
بوده، به کتابخانۀ مهرجی رانا (پسر رانا جشنگ) تعلق داشته است (مدی، همان، ٢٧).
نسخۀ فارسی جاماسپی در دستنوشتۀ MH٧، برگهای ١٣٣ تا ١٥١ موجود است، ولی از انتها
افتادگی دارد (وست، همانجا؛ برای شماری از نسخههای پهلوی و پازند و فارسی جاماسپی،
نک : دابار، ٦, ١١, ٢٣, ٣٠, ١٠٠, ١٠١, ١١٣, ١٢٠, ١٣٧؛ اونوالا،١٧, ٢٦؛ بارتولمه،
٤٦, ٨٤, ١٣٩ ff.؛ بلوشه، ٨٢-٨٣, ٩٧, ٩٨, ١٠١, ١٠٦؛ منزوی، ٤/٢٨٩٧-٢٨٩٨، ٣٠٨٩-٣٠٩٠؛
غروی، ٤٧-٤٨).
نسخههای چاپی: یکی از نخستین کسانی که به معرفی جاماسپنامه پرداخت، فریدریش
اشپیگل آلمانی بود. او در کتابش که در ١٨٦٠م انتشار یافت، بخشهایی از این اثر را
نقل کرد و به همراه برگردان آلمانی آن به چاپ رساند (نک : هاوگ، ٤٢).
اشپیگل پیشتر هم در کتاب «دستور زبان پارسی١» (١٩٢ ff.)، قطعهای از جاماسپی فارسی،
نسخۀ موجود در کتابخانۀ بادلیان، را که به باور او در زمرۀ مهمترین منابع تاریخ
اساطیری ایران است، نقل و واژههای آن را شرح کرده بود. بعدها دیگران هم بخشهایی از
این اثر را در نوشتههای خود نقل کردند.
جیوانجی جمشیدجی مدی در ١٩٠٣م اثری منتشر کرد که متن پهلوی جاماسپنامه، آوانویسی
متن با حروف گجراتی و ترجمۀ آن به زبان گجراتی و انگلیسی با یادداشتها، متن پازند
جاماسپی، متن فارسی جاماسپی، ترجمۀ گجراتی جاماسپی فارسی، و سرانجام، برگردان
انگلیسی پازند جاماسپی را در بر داشت. این پژوهشگر پارسی، ٤ فصل جاماسپنامۀ پهلوی
را با افزودن ٣ قطعه از نسخۀ MU تکمیل کرد و به چاپ رساند. او در دیباچه نیز شرحی
جامع در معرفی جاماسپ، جاماسپنامه و جاماسپی و نسخههای آنها آورد (نک : مدی، ٢٥
ff.). این اثر همچنان جامعترین کار در این باره است.
در ١٩٠٤م ادوارد وست با استفاده از دستنوشتۀ موسوم به DP متعلق به شمسالعلما
دستور پشوتنجی بهرامجی سنجانا، بخشی از جاماسپنامه را به همراه آوانوشت آن با
پارهای یادداشتها به چاپ رساند (وست، «جاماسبنامه»، ٩٧ ff.). هرولد بیلی («جاماسپنامه٢»،
شم ١، ص ٥٥-٨٥، شم ٣، ص ٥٨١-٦٠٠) آوانوشت و برگردان انگلیسی جاماسپنامۀ پهلوی را
با یادداشتهایی چاپ کرد. جوزِپّه مِسّینا (ص ٣١ ff.) هم متن پازند را به همراه متن
کاملی به پهلوی که بخشهای گم شدۀ آن را از روی روایتهای پازند و پارسی بازسازی کرده
بود، به همراه برگردانی به ایتالیایی و یادداشتهایی به چاپ رسانده است ( ایرانیکا،
III/١٢٧).
گذشته از چاپهای انتقادی یاد شده، در چند متن زردشتی فارسی ــ متعلق به سدههای
اخیر ــ هم برخی متنهای یاد شده یا دیگر آثار منسوب به جاماسپ درج شده است. در
روایات داراب هرمزدیار (٢/١٠١-١٠٩) ــ تألیف ١٠٤٩ یزدگردی/١٦٨٠م (نک : هدیوالا،
٩٤) ــ روایتی زیر عنوان «چند چیز و نشانهای که جاماسپ حکیم فرموده است» آمده است.
راوی (یا مؤلف) مدعی است که این احکامِ جاماسپ را از زبان پهلوی نقل کرده است.
رساله چنین آغاز میشود که گشتاسپ روزی از جاماسپ دربارۀ سرچشمۀ دانایی او میپرسد
و جاماسپ، در پاسخ، آن را از اقبال و فره و سعادت شهریاران میداند و نیز از دریای
دانش زردشت که چندین سال شاگردی وی را کرده است. روایت منظومی از آن نیز در همین
اثر (نک : ص ٢/٤٨٢ بب ) نقل شده است.
متن دیگر، که پس از روایت منثور آمده، نوشتهای است با عنوان «سخن چند دیگر از
احکام جاماسپ...» (همان، ٢/١٠٩-١١١)، که در پایان، از آن با عنوان «حکایت جاماسپی»
هم یاد شده است. از پی این متن، نوشتهای با عنوان «احکام جاماسپ حکیم» میآید که
جنبۀ نجومی بیشتری دارد (همان، ٢/١١١-١٣١). از این اثر اخیر، روایتی هم با عنوان «حکم
جاماسب» در یک جُنگ خطی کهن (گ ١٠٤پ ـ ١٢٠ر) یافت شده است که (براساس انجامۀ چندین
رسالۀ موجود در این مجموعه) تاریخ کتابت آن ٧٥٤ق است و شواهد متنی هم این قدمت را
تأیید میکنند. بدینترتیب، این متن را کهنترین نسخۀ موجود از آثار منسوب به
جاماسپ میتوان دانست. متن دو بخش دارد: عنوان بخش نخست ناخوانا ست، ولی بخش دوم (که
از برگ ١٠٨ ر آغاز میشود و ادامۀ بخش پیشین است) عنوان «آغاز حکم جاماسپ» را دارد
(نک : کوپریلی، ٦/٢٥٦ بب ).
روایت منثور و منظوم «چند چیز و...» به همراه چند اثر فارسی زردشتی دیگر، از جمله
ارداویرافنامۀ منظوم، در کتابی با عنوان دینکردنامه، به صورت سنگی چاپ شده است (زردشت
بهرام پژدو، ١٦٠ بب ). از آنجا که زردشت بهرام پژدو در سدۀ ٧ق/١٣م میزیسته است (نک
: آموزگار، ١٧٧)، اگر انتساب اثر به او درست باشد، این کهنترین روایت موجود از
جاماسپی فارسی خواهد بود. جاماسپی نزد پارسیان هند از محبوبترین آثار بوده، و از
اینرو، به گجراتی هم ترجمه شده است (دالا، ٣٢٦).
افزون بر اینها در روایات داراب هرمزدیار (١/٢٩٧) روایتی منظوم (در ٣٠ بیت) دربارۀ
سؤال کردن جاماسپ از زردشت نقل شده که سراینده مدعی است آن را از متنی پهلوی نقل
کرده است. جاماسپ میپرسد که در چه کارهایی باید شتاب و جهد بسیار کرد و زردشت در
پاسخ ٥ کار بازپرداخت وام، نیایش، پیوند دادن دختر و پسر، خشنود کردن مهمان، و به
دخمه بردن جنازه را برمیشمارد. در متن فارسی متأخری هم سرودهای در ٦٢ بیـت با
عنوان صدریه آمده که دربر دارندۀ پیشگوییهایی عمدتاً مربوط به تاریخ اسلام است و
گردآورنده مدعی است سرودههـا منسوب به جاماسپ است (نک : مآخذ، صدرالاسلام).
مآخذ: آلتهایم، فرانتس، و روت استیل، تاریخ اقتصاد دولت ساسانی، ترجمۀ هوشنگ صادقی،
تهران، ١٣٨٢ش؛ آموزگار، ژاله، «ادبیات زردشتی به زبان فارسی»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات
و علوم انسانـی، تهران، ١٣٤٨ش، س ١٧، شم ٢؛ ابن ندیم، الفهرست؛ برهان قاطع،
محمدحسین بن خلف تبریزی، به کوشش محمد معین، تهران، ١٣٤٢ش؛ بلعمی، محمد، تاریخ، به
کوشش محمدتقی بهار و محمدپروین گنابادی، تهران، ١٣٤١ش؛ تاوادیا، ج.، زبان و ادبیات
پهلوی، ترجمۀ س. نجمآبادی، تهران، ١٣٤٨ش؛ تفضلی، احمد، تاریخ ادبیات ایران پیش از
اسلام، به کوشش ژاله آموزگار، تهران، ١٣٧٦ش؛ نقیزاده، حسن، مقالات، به کوشش ایرج
افشار، تهران، ١٣٥٧ش؛ «حکم جاماسب»، مجموعۀ فاضل احمد ترکیه، نسخۀ خطی؛ خاقانی
شروانی، دیوان، به کوشش جلالالدین کزازی، تهران، ١٣٧٥ش؛ دبستان مذاهب، به کوشش
رحیم رضازاده ملک، تهران، ١٣٦٢ش؛ روایات داراب هزمزدیار، به کوشش رستم اونوالا،
بمبئی، ١٩٢٢م؛ زردشت بهرام پژدو، دینکردنامه، چ سنگی، بمبئی، ١٢٦٧ش؛ سزگین، فؤاد،
تاریخ التراث العربی، ترجمۀ عبدالله حجازی، ریاض، ١٩٨٦م؛ سنایی، حدیقة الحقیقة، به
کوشش مدرس رضوی، تهران، ١٣٥٩ش؛ صاعد اندلسی، التعریف بطبقات الامم، به کوشش غلامرضا
جمشیدنژاد اول، تهران، ١٣٨٦ش؛ صدرالاسلام همدانی، صدریه، چ سنگی، ١٣٤٢ق؛ صفا، ذبیحالله،
تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٧٨ش؛ عقیلی، حاجی بن نظام، آثار الوزراء، به کوشش
جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٣٧ش؛ غروی، مهدی، فهرست نسخههای خطی فارسی (بمبئی،
کتابخانۀ مؤسسۀ کاما، گنجینۀ مانکجی)، اسلامآباد، ١٣٦٥ش/١٩٨٦م؛ فاروقی، ابراهیم،
شرفنامۀ منیری، به کوشش حکیمه دبیران، تهران، ١٣٨٥ش؛ قزوینی، زکریا، عجائب
المخلوقات، به کوشش نصرالله سبوحی، تهران، ١٣٦١ش؛ کتاب پنجم دینکرد، ترجمۀ ژاله
آموزگار و احمد تفضلی، تهران، ١٣٨٦ش؛ کوپریلی، خطی؛ مجلسی، محمدباقر، تذکرةالائمه،
چ سنگی، ١٢٦٠ق؛ ملک، خطی؛ ملی، خطی؛ منزوی، احمد، فهرستوارۀ کتابهای فارسی، تهران،
١٣٨٢ش؛ موریه، جیمز، سفرنامه، ترجمۀ ابوالقاسم سری، توس، ١٣٨٦ش؛ نالینو، ک. آ.، علم
الفلک، رم، ١٣٣٠ق/١٩١١م؛ یادگار زریران، ترجمه و به کوشش یحیێ ماهیار نوابی، تهران،
١٣٧٤ش؛ نیز:
Bailey, H. W., »To the Zamasp-Namak«, Bulletin of the School of Oriental
Studies, vol. VI, no. ١, ١٩٣٠, no. ٣, ١٩٣١; id, Zoroastrian Problems in the
Ninth-Century Books, Oxford, ١٩٤٣; Bartholomae, Ch., Die Zendhandschriften der
K. Hof- und Staatsbibliothek in München, München, ١٩١٥; Blochet, E., Catalogue
des manuscrits mazdéens de la bibliothèque nationale, Besançon, ١٩٠٠; Boyce, M.,
»Middle Persian Literature«, Iranistik, Leiden/Koln, ١٩٦٨, vol. IV(٢); id, »On
the Antiquity of Zoroastrian Apocalyptic«, Bulletin of the School of Oriental
and African Studies, ١٩٨٤, vol. XLVII(١); id and F. Grenet, A History of
Zoroastrianism, Leiden etc., ١٩٩١, vol. III; Czeglédy, K., »Bahrām Čōbīn and the
Persian Apocalyptic Literature«, Acta Orientalia, ١٩٥٨, vol. VIII; Dhabhar, B.
N., Descriptive Catalogue of All Manuscripts in the First Dastur Meherji Rana
Library, Navsari, Bombay, ١٩٢٥; Dhalla, M. N., Zoroastrian Theology, New York,
١٩١٤; Haug, M., Essays on the Sacred Language, Writings, and Religion of Parsis,
ed, E. W. West, London, ١٨٩١; Hodivala, Sh. H., Studies in Parsi History,
Bombay, ١٩٢٠; Iranica ; Jackson, A. V. W., Zoroaster : The Prophet of Ancient
Iran, New York, ١٩٦٥; Modi, J. J., Jâmâspi, Pahlavi, Pâzend and Persian Texts,
Bombay, ١٩٠٣; Messina, G., Libro Apocalittico Persiano: Ayātkār i Žāmāspīk,
Rome, ١٩٣٩; Spiegel, F., Grammatik der Pārsisprache, Leipzig, ١٩٥٣; Unvala, J.
M., Collection of Colophons of Manuscripts Bearing on Zoroastrianism in Some
Libraries of Europe, Bombay, ١٩٤٠; West, E. W., »The Pahlavi Jāmāsp-Nāmak«,
Avesta, Pahlavi, and Ancient Persian Studies,
Strassburg/ Leipzig, ١٩٠٤; id, »Pahlavi Literature«, Grundriss der iranischen
Philologie, eds. W. Geiger and E. Kuhn, Strassburg, ١٨٩٦-١٩٠٤,vol. II.
عسکر بهرامی
١. Zoroastrian…
٢. »The Pahlavi Jāmāsp-Nāmak«
٣. »Pahlavi Literature«
١. »Middle…«
٢. »On the Antiquity…«
١. Grammatik der Pārsisprache.
٢. »To the Zamasp Namak«