دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٤٨٩
| جرجانی، اسماعیل جلد: ١٧ شماره مقاله:٦٤٨٩ |
جُرْجانی، اسماعیل بن حسن بن محمد بن محمود بن
احمد، طبیب نامدار سدههای ٥-٦ ق/ ١١-١٢م. برای او القاب و کنیههای متفاوتی ذکر
کردهاند: زین الدین، شرف الدین، ابو ابراهیم، ابو الفتح، ابو الفضائل، الامیر
السید الامام، علوی حسینی، سپاهانی گرگانی، و طبیب علوی (نک : بیهقی، ١٧٢؛ سمعانی،
١/٩٠؛ فیلسوف الدوله، ٢٠٦؛ یاقوت، ٢/٥٤؛ مرکزی، خطی، ٣/٧٥٥). دربارۀ سیر زندگی او
آگاهی چندانی در دست نیست. برخی محل تولد وی را گرگان دانستهاند و با توجه به
اینکه او خود در مقدمۀ ذخیرۀ خوارزمشاهی از ورود خویش به خوارزم در ٥٠٤ ق/ ١١١٠م
یاد کرده (ص ٢)، و در مقدمۀ ویرایش عربی ذخیره سن خود را هنگام نگارش آن کتاب ٧٠
سال گفته است (رهآورد، ٢٢٢)، میتوان تولد وی را در ٤٣٤ق/ ١٠٤٣م، یا اندکی پس از
آن دانست. او احتمالاً مقدمات طب را در گرگان فراگرفت ( نامه...، ٨/٢٩). برخی از
محققان او را از شاگردان ابن ابی صادق نیشابوری (ه م) دانستهاند (الگود، ٢١٥)؛
حال آنکه جرجانی در ذخیره تنها از ابن ابی صادق نقل کرده است (ص ٣٤-٣٥؛ نک : نامه،
همانجا). و از عبارت او پیدا ست که ابن ابی صادق را شخصاً نمیشناخته است.
جرجانی در ذخیره به سفر خود به قم و دیدار با فرزندان کوشیار گیلانی، اخترشناس سدۀ
٤ق/ ١٠م و نیز سفر به مرو (همان، ٩١، ٥٦٨) اشاره کرده است. تا جایی که میدانیم، وی
مابقی عمر خویش را در شهرهای خوارزم و مرو (یاقوت، همانجا) گذراند و مدتی نیز در
خوارزم سرپرستی داروخانۀ بهاء الدوله را برعهده داشت (جرجانی، همان، ٦٤٤). دربارۀ
زمان و محل مرگ وی نیز گزارشهای متفاوتی وجود دارد. سمعانی محل وفات او را شهر مرو
دانسته، و از محمود بن محمد بن عباس صاحب کتاب تاریخ خوارزم نقل کرده است که جرجانی
در
٥٣١ ق/ ١١٣٧م در مرو درگذشت (١/٩٠-٩١). بیهقی میگوید که جرجانی را در ٥٣١ ق ــ
هنگامی که او در سنین کهولت به سر میبرده ــ در سرخس دیده است (همانجا). حاجی
خلیفه نیز به ٣ تاریخ مختلف، ٥٣٠، ٥٣١ و ٥٣٥ ق اشاره کرده است (١/١٣٠، ٧١٦، ٨٢٤) که
اگر تاریخ تولد او را در حدود سال ٤٣٤ بدانیم، باید گفت که او عمر درازی کرده است.
خواندمیر او را تا زمان علاء الدین محمد بن تکش (حک ٥٩٦-٦١٧ق/ ١٢٠٠-١٢٢٠م) زنده
دانسته (٢/٦٤١)، و ابن ابی اصیبعه او را ملازم علاء الدین شمرده است (٢/٣١). با این
فرض جرجانی باید بیش از ١٥٠ سال عمر کرده باشد که ظاهراً این اشتباهات به سبب خلط
نام دو خوارزمشاه رخ داده است.
تحلیل آثار جرجانی نشان میدهد که وی بر آثار پیشینیان خویش تسلط داشته، و از ایشان
اثر پذیرفته است. وی از پزشکان دورۀ اسلامی به ابن سینا، محمد بن زکریای رازی،
ابوالحسن طبری ترنجی، احمد فرخ، عیسی بن صهاربخت و نیز به کتبی چون تذکرة الکحالینِ
علی بن عیسى کحال و از پزشکان یونانی به جالینوس، بقراط و اهرن اشاره کرده است (ذخیره،
٣٤٢، ٣٦٠، ٤١٦، ٤٣٩، ٤٦٧، ٤٩١، ٥٠٧، ٥٢٥، ٥٤٤، ٦٣٠، ٦٩٠).
جرجانی علاوه بر طب در علوم دینی نیز تحصیلاتی داشته است. به گفتۀ سمعانی (همانجا)
وی در نیشابور شاگرد ابوالقاسم عبد الکریم قشیری بوده، و از او روایت میکرده است (نیز
یاقوت، همانجا).
آثـار:
١. ذخیرۀ خوارزمشاهی (به عربی و فارسی): این کتاب نخستین و مفصلترین اثر جرجانی در
پزشکی است که آن را پس از ورود خود به خوارزم در ٥٠٤ ق/ ١١١٠م و برای قطب الدین
محمد بن انوشتگین خوارزمشاه (حک ٤٩٠-٥٢١ ق/ ١٠٩٧-١١٢٧م) نگاشته است (نک : ص ٢ ).
این اثر در کنار کتابهایی چون الحاویِ محمد بن زکریای رازی، صد بابِ ابوسهل مسیحی و
قانونِ ابن سینا از جملۀ کتب بسائط در طب شمرده میشده است که هر پزشک حاذقی میبایست
دستکم یکی از آنها را مطالعه کند (نظامی، ٧٠).
ذخیره شامل ١٠ فصل است که در آنها به ترتیب به حد و منفعت پزشکی و شناخت اخلاط ٤
گانه و مزاجها، بررسیِ حالت نبض و عرق و اعراضِ تن، تدبیرِ نگاهداشتنِ تندرستی و
تدبیرِ هوا و مسکن و آب و تدبیر پروردن اطفال و تدبیر پیران و مسافران، نحوۀ شناختن
بیماریها (که در اصطلاح پزشکی به آن تقدمة المعرفة میگویند)، بررسی انواع تب و
سببها و علاج آن، بیان انواع علاج بیماریها، بیان آماسها و زخمها و نحوۀ شکافتن و
داغ کردن آنها، بیان پاکیزگی ظاهر، بیان زهرها و پاد زهر آنها و قراباذین (که تتمۀ
کتاب است) پرداخته شده است (ص ٣). جرجانی ابتدا ذخیره را به پارسی نوشت و چون در
مجامع علمی چندان توجهی به آن نشد، آن را به عربی بازنگاری کرد (رهآورد، ٣٢٢-٣٢٣).
از جملۀ جنبههای مهم این کتاب، همانند کتاب الاغراض الطبیۀ وی، معادلهای پارسی است
که جرجانی برای اصطلاحات رایج پزشکی در زبان عربی آورده است (نک : دنبالۀ مقاله؛
برای تحلیل واژگانِ متن، نک : سلطانزاده، ٢٧١-٢٨٦). این اثر را محمد بن ادریس
دفتری (د ٩٨٢ق/ ١٥٢٢م) به ترکی ترجمه کرد (حاجی خلیفه، ١/٨٢٥). ذخیره به زبانهای
عبری و اردو نیز ترجمه شده، و نسخۀ ناقصی از ترجمۀ عبری آن در پاریس (شم ١١٦٩)
موجود است (الگود، ٢١٨؛ بـرای دیگر نسخ باقی مانده از این اثر، نک : منزوی،
٥/٣٤٦٨-٣٤٧١). نسخهای از متن عربی این کتاب در کتابخانۀ دانشکدۀ پزشکی دانشگاه
تهران موجود است (رهآورد، ٢٢٢).
٢. خُفّی علایی: جرجانی این اثر را در خوارزم در زمان قطب الدین محمد و به دستور
فرزندش اتسز نگاشت. گویا از آن رو که ذخیره کتابی مفصل بوده است، ولیعهد دستور تهیۀ
خلاصهای از آن را میدهد. جرجانی نیز کتاب را در دو مجلد و در قطعی تهیه میکند که
بتوان آن را در موزه (چکمه) همراه خود داشت و وجه تسمیۀ کتاب به خُفّی (منسوب به
خُفّ = موزه) نیز از همین جا ست (جرجانی، خفی...، ١، ٤؛ نیز نک : نظامی، ٧١). نسخههای
زیادی از ایـن اثـر بـر جا مانده است (نک : منزوی، ٥/٣٤٢٨-٣٤٢٩).
٣. الاغراض الطبیة و المباحث العلائیة: جرجانی این کتاب را در خوارزم و در زمان
حکومت ابوالمظفر اتسز بن محمد (حک ٥٢١-٥٥١ ق/ ١١٢٧-١١٥٦م) و بنا بر سفارش مجد
الدین ابو محمد صاحب بن محمد بخاری، وزیر اتسز نگاشت. این اثر خلاصۀ دیگری از ذخیرۀ
خوارزمشاهی در ٥ فصل است که البته از خفی علایی مبسوطتر است. در این اثر نیز همچون
ذخیره به معادل سازی برای واژگان عربی پزشکی توجه خاص شده است. تحلیل ادبی این متن
نشان میدهد که وی در مواردی برای واژگان عربی، معادل فارسی سرۀ آن را به کار برده،
مانند سِپُرز (طحال)، گُرده (کلیه)، بندگاه (مفصل)، آماس (ورم)، و بیخبرکننده (مخدر)؛
و در مواردی نیز همان واژۀ عربی را پذیرفته است، چون معده، مثانه، غضروف، و عصب.
همچنین در مورد ادویۀ مفرده، پس از ذکر نام عربیِ هر دارو، برابرِ فارسی آن را نیز
آورده است، مانند سرخس (گیل دارو)، اسقیل (پیاز موش)، ریواج (ریباس). نسخ متعددی از
این اثر برجای مانده است (جرجانی، الاغراض...، ٣؛ بیهقی، ١٧٣؛ برای تحلیل واژگان
متن، نک : اعلم، ٢١٦-٢٢١؛ منزوی، ٥/٣٢٨٧-٣٢٨٨).
٤. یادگار، کتاب مختصری است در طب به پارسی که جرجانی آن را در خوارزم نگاشته، و
شامل ٥ بخش، و از لحاظ حجم همارز خفی علایی است. نسخههایی از این اثر باقی مانده
است (بیهقی، نظامی، همانجاها؛ منزوی، ٥/٣٧٦٧).
٥. کتاب فی حفظ الصحة، رسالۀ کوتاهی در پزشکی، و در ١٦ باب است (همو، ٥/٣٤١٧).
٦. کتاب در علم تشریح، رسالۀ مختصری است در علم تشریح که نسخهای از آن برجای مانده
است (فونان، ٥).
٧. الزبیدة فی الطب، رسالهای به عربی در پزشکی و داروسازی است که هدف جرجانی از
تألیفِ آن ارائۀ همۀ مطالب طبِ نظری در رسالهای مختصر بوده است. وی این کتاب را در
٥ بخش تنظیم کرده که در آنها به شناخت انواع نبض و عوارض خارجی بدن، موارد مربوط به
تشریح بدن انسان، شناخت انواع تبها، معالجات امراض و بیان حدود و دلیلهای بروز و
نشانههای آنها، بررسی انواع آماس، مطالب آرایشی و پیرایشی چون بررسی دلایل موخوره،
مجعد و صاف کردن مو، درمان طاسی، روشهای لاغر شدن، و در بخش پایانی کتاب به زهرها و
پادزهرها پرداخته شده است (ملک، ٧/٢٩١؛ آربری، II/٧٨؛ اولمان، ١٦١؛ برای فهرست
تحلیلی مطالب کتاب، نک : امامی، ٢٩٠-٣٠٣).
٨. التذکرة الاشرفیة فی الصناعة الطبیة، کتاب مختصری است در طب به زبان عربی (GAL,
I/٦٤١; GAL, S, I/٨٩٠).
٩. کتاب تدبیر الیوم و اللیلة، مجموعهای است از توصیههای پزشکی در بهداشت عمومی و
حفظ بدن از امراض که هر فرد باید در طول شبانهروز آنها را رعایت کند. وی این رساله
را برای قاضی ابوسعید احمد بن سعید بن احمد شارعی در خوارزم نگاشته است (ملک،
٥/١٩٢؛ بیهقی، همانجا).
١٠. فی القیاس، رسالۀ کوتاهی است در منطق که نسخهای از آن در کتابخانۀ اسکوریال (شم
٦١٢) موجود است (ESC٢, I/٤٢٢).
١١. فی التحلیل، رسالۀ کوتاهی است در فلسفه که نسخهای از آن باقی مانده است (همانجا).
١٢. رسالة المنبهة، رسالۀ مختصری است در اخلاق که نسخههایی از آن برجای مانده است.
با توجه به آنچه آلوارت از این رساله آورده ( آلوارت، شم ٨٧٤٨)، این رساله باید
همان نامۀ جرجانی به دوستش باشد که بیهقی آن را نقل کرده است (ص ١٧٣-١٧٤؛ مرکزی،
میکروفیلمها، ١/٤٣١-٤٣٦).
١٣. الکاظمیة، که تنها بروکلمان از آن نام برده است (GAL، همانجا).
علاوه بر کتابهای یادشده آثاری نیز به جرجانی منسوب است که تاکنون نسخهای از آنها
یافت نشده است. از آن جملهاند: الطب الملوکی، وصیتنامه، کتاب الرد علی الفلاسفة (بیهقی،
١٧٣؛ زرکلی، ١/٣١٢)، و ترجمۀ قانون ابن سینا (ابن اسفندیار، ١/١٣٧). اشعاری نیز به
وی منسوب شده است (شهرزوری، ٢/٩٨).
مآخذ: ابن ابیاصیبعه، احمد، عیون الانباء، به کوشش آوگوست مولر، قاهره، ١٢٩٩ق؛ ابن
اسفندیار، محمد، تاریخ طبرستان، به کوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣٢٠ش؛ اعلم،
هوشنگ، «واژگان فارسی پزشکی سید اسماعیل جرجانی در الاغراض الطبیه»، مجموعۀ مقالات
کنگرۀ بزرگداشت حکیم سید اسماعیل جرجانی، به کوشش فریبرز معطر و دیگران، تهران،
١٣٨١ش؛ امامی، احمد، «ناشناخته گنج شایگان»، همان؛ بیهقی، علی، تتمة صوان الحکمة،
لاهور، ١٣٥١ق؛ جرجانی، اسماعیل، الاغراض الطبیة، چ تصویری، تهران، ١٣٤٥ش؛ همو،
خُفّی علایی، به کوشش علیاکبر ولایتی و محمود نجمآبادی، تهران، ١٣٧٧ش؛ همو، ذخیرۀ
خوارزمشاهی، چ تصویری، به کوشش علیاکبر سعیدی سیرجانی، تهران، ١٣٥٥ش؛ حاجی خلیفه،
کشف؛ خواندمیر، غیاث الدین، حبیب السیر، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٥٣ش؛ رهآورد،
حسن، فهرست کتب خطی کتابخانۀ دانشکدۀ پزشکی، تهران، ١٣٣٣ش؛ زرکلی، اعلام؛ سلطانزاده،
پیام، «واژهگزینی برای برخی اصطلاحات پزشکی امروزین به کمک کتاب ذخیرۀ خوارزمشاهی»،
مجموعۀ مقالات کنگرۀ... (نک : هم ، اعلم)؛ سمعانی، عبدالکریم، التحبیر، به کوشش
منیره ناجی سالم، بغداد، ١٣٩٥ق/ ١٩٧٥م؛ شهرزوری، محمد، نزهة الارواح و روضة الافراح،
به کوشش خورشید احمد، حیدرآباد، ١٣٩٦ق/ ١٩٧٦م؛ فیلسوف الدوله، عبد الحسین، مطرح
الانظار فی تراجم اطباء الاعصار و فلاسفة الامصار، تبریز، ١٣٣٤ق؛ مرکزی، خطی؛ مرکزی،
میکروفیلمها؛ ملک، خطی؛ منزوی، احمد، فهرستوارۀ کتابهای فارسی، تهران، ١٣٧٩ش؛ نامۀ
دانشوران ناصری، قم، ١٣٣٨ق؛ نجمآبادی، محمود، تاریخ طب در ایران پس از اسلام،
تهران، ١٣٦٦ش؛ نظامی عروضی، احمد، چهار مقاله، به کوشش محمد قزوینی، لیدن، ١٣٢٧ق/
١٩٠٩م؛ یاقوت، بلدان؛ نیز:
Ahlwardt ; Arberry; ESC٢; Elgood, C., A Medical History of Persia, Amsterdam,
١٩٥١; Fonahn, A., Zur Quellenkunde der Persischen Medizin, Leipzig, ١٩١٠; GAL;
GAL, S; Ullmann, M., Die Medizin im Islam, Leiden/ Köln, ١٩٧٠.
حسین روحاللٰهی