دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٤٦٣
| جده جلد: ١٧ شماره مقاله:٦٤٦٣ |
جُدّه، یا جِدَّه، مهمترین شهر و بندر عربستان سعودی در کنار دریای سرخ. این شهر
به عروس دریای سرخ شهرت دارد و دروازۀ ورود بیشتر حاجیان حرمین شریفین و از
مهمترین کانونهای بازرگانی عربستان سعودی به شمار میرود و با جمعیتی بالغ بر ٣
میلیون تن (١٣٨٦ش/٢٠٠٧م)، پس از ریاض دومین شهر بزرگ کشور است («فرهنگ...١»؛
الموسوعة...، ٨/٢٢٩).
برخی جده را در لغت به معنی خط و راه (= جاده) و کناره و ساحل (رودخانه یا دریا)
گفتهاند و بر این باورند چون شهر جده ساحل دریایی مکه و راه ارتباطی آن شهر به سوی
دریا بوده، چنین نامیده شده است. برخی نیز این کلمه را صورت معرّب واژۀ نبطی کِدّ
دانستهاند (خلیل بن احمد، ٦/٩؛ ابن درید، ٢/٧١؛ ازهری، ١٠/٤٥٧-٤٥٩)، یا به لحاظ
پارهای روایات افسانهای که محل این شهر را جایگاه هبوط حَوّا، ام البشر (نک :
طبری، ١/١٢١، ١٢٢؛ مسعودی، ١/٣٧) یا مدفن وی دانستهاند، نام شهر را جده و اشارهای
به آن حضرت گفتهاند (ابن مجاور، ٥٢؛ ابن عبدالمنعم، ١٥٧). برخی از منابع نیز نام
شهر را برگرفته از نام دریای مجاور آن (بحر جده) میدانند (نک : ابن فقیه، ٧٨؛
مقدسی، ٧٩؛ ابوعبید،١/٢٠٨). امروزه سعودیها این شهر را ــ چنانکه در برخی لهجههای
قدیم عامیانه نیز متداول بوده است (ازهری، ١٠/٤٥٩؛ علی خان مدنی، ٤٨) ــ جِدَّه
میخوانند ( الموسوعة، همانجا).
جده در کنار دشت ساحلی تِهامه و در ٧٥ کیلومتری غرب مکه در منطقۀ غربی شبهجزیرۀ
عربستان واقع است و مجموعهای از تپه ماهورهای کوهپایهای که به موازات رشتهکوههای
بلند حجاز کشیده شده است، آن را از سوی شرق جدا میسازد (همانجا). این شهر ٤١٩ کمـ
با مدینۀ منوره فاصله دارد (EI٢) و مساحتـی بـرابـر ٤٧ هـزار هکتار (٤٧٠ کمـ٢) را
در بر میگیرد. آب و هوای جده متأثر از موقعیت آن است و در تابستان به سبب بالا
رفتن دمای آب دریا، میزان رطوبت در آنجا افزایش مییابد و دمای هوا گاه به °٥٠
سانتیگراد میرسد ( الموسوعة، ٨/٢٢٩-٢٣٠).
جغرافیانگاران مسلمان، جده را از شهرهای اقلیم دوم (ابن رسته، ٩٦؛ ابوعبید، ١/١٨٣)
و از توابع حجاز با مرکزیت مکه (مقدسی، ٦٩) شمردهاند. این شهر ساحل و بارانداز مکه
(اصطخری، ١٩؛ یاقوت، ٢/٤١) به شمار میآمد. فاصلۀ آن را تا دریا یک شبانهروز و تا
مکه دو روز راه (ابن رسته، ١٨٣)، یا دو منزل (اصطخری، همانجا) و یا ١٢ فرسنگ
(ناصرخسرو، ١١٨) نوشتهاند (قس: حازمی، ١/١٩٧؛ مسعودی، ٢/٣٧٧؛ یاقوت، نیز ابن
عبدالمنعم، همانجاها). منازل راه جده تا مکه عبارت بود از حَدَّه، قرین الثعلب و ذی
طُوى (ابراهیم حربی، ٦٥٥)؛ منقطع الأعشاش در ١٠ میلی مکه نیز «حدّ حرم» از راه جده
بود (ابن خردادبه، ١٣٢؛ ابن رسته، ٥٧).
گفته میشود تاریخ جده به عصر حجر باز میگردد و باستانشناسان در وادی بریمان واقع
در شمال شرقی جده آثاری یافتهاند که بر این مطلب دلالت دارد ( الموسوعة، ٨/٢٣٣).
پارهای روایات، قُضاعه قبیلۀ قدیم عرب را نخستین مردمی میدانند که در جده سکنا
گزیدند (یاقوت، همانجا). برخی روایات نیز از این حکایت دارد که در روزگار جاهلیت،
عَمروبن لُحَیّ که نخستینبار آیین توحید را در مکه دگرگون ساخت، بتهایی از جده به
مکه برد و مردم را به پرستش آنها دعوت کرد (کلبی، ٥٣-٥٤؛ ابن حبیب، ٣٢٧-٣٢٨).
با اینهمه، روایاتی دیگر از این سخن دارد که خاندان ایرانی سلمان فارسی که بازرگان
بودند، پس از مسلمان شدن، در جده ساکن شدند؛ یا این شهر را ساختۀ یکی از پادشاهان
ساسانی گفتهاند. بنا به روایات ایرانی پس از ویرانی بندر سیراف، گروهی از اهالی آن
به جده رفتند و آنجا ساکن شدند. آنان پیرامون شهر بارویی ساختند و سپس روبهروی آن
باروی سنگی دیگری برآوردند و گرد شهر خندقی بزرگ و عمیق کندند و آب دریا را در آن
روان کردند (ابن مجاور، ٤٢-٤٣). بنابراین روایات، ساکنان اصلی جده مردم ایرانی تبار
بودند (همو، ٥١).
پارسیان و بازرگانان ایرانی در عمران و آبادانی جده کوشیدند و پادشاهان ایران
بازرگانانی را که از کشورهای دیگر میآمدند، در آنجا اسکان میدادند. در واقع، جده
لنگرگاه کشتیهایی بود که از هند، عدن، یمن، عیذاب و قلزم میآمد (ابن عبدالمنعم،
همانجا). سخن ابن جبیر (ص ٥٣) دربارۀ وجود آثار قدیمی و بر جای بودن باروی شهر تا
روزگار وی، حاکی از قدمت این شهر و مؤید بنای آن به دست ایرانیان است (زیلعی، ١٧٥).
به جز این، در جزایر سهگانۀ سواکن در مقابل جده نیز بازرگانان ایرانی و گروهی از
عرب ربیعه سکنا داشتند (ابن حوقل، ١/٤٢).
بزرگترین مشکل ساکنان جده تأمین آب آشامیدنی بوده است (زیلعی، ١٧٦). ایرانیان در
آنجا آب انبارهایی بسیار ساخته بودند که از آب باران پر میشد (برای نام برخی از
آنها، نک : ابن مجاور، ٤٣؛ قس: ابن جبیر، ٥٣-٥٤). سالی که باران کم میبارید، آب
مورد نیاز را مردم از قَرین در نیمۀ راه جده ـ مکه میآوردند (ابن مجاور، ٥١؛ ابن
بطوطه، ٢٤٢-٢٤٣). خانهها را از سنگ و گچ، آجر، چوب ساج و آبنوس و یا از برگ خرما
میساختند. خانهها گاه ٤-٥ طبقه بود و توانگران بر بالای خانههای خویش قبههایی
محکم میساختند (ابن مجاور، ٥١-٥٢؛ ابن عبدالمنعم، همانجا).
پس از ضعف شاهنشاهی ساسانیان، جده متروک گشت و موقعیت آن به انحطاط گرایید؛ به
گونهای که مقارن ظهور اسلام قریهای کوچک از توابع حجاز بود (زیلعی، ١٧٥). پس از
اسلام، عثمان بن عفّان در ٢٦ق/٦٤٧م، به جای شُعَیبه، بندری در جنوب جده، بار دیگر
جده را ساحل و بارانداز مکه گرداند (فاکهی، ٧٥). پس از آن، این شهر آباد و شکوفا شد
و به منزلۀ بندر رسمی مکه، مرکز بزرگترین بازار جهانی بهویژه در موسم حج گردید.
جده به سبب موقعیت میانیاش در بین بنادر حجاز، و نزدیکی به عدن و هند از بازرگانی
پررونقی برخوردار بود و افزون بر هندوچین با بنادر مصری مانند عیذاب و قوص و همچنین
با شهرهای اروپا و شمال افریقا و مغرب و گاه با اندلس نیز روابط تجارتی بیواسطه
داشت (نک : زیلعی، ١٧٦-١٨٠). در این میان بازرگانان یهودی راذانیه (منسوب به
روستایی در اطراف بغداد) نقشی فعال در تجارت میان شرق و غرب ایفا میکردند و جده از
بنادر سر راه آنان بود (ابن خردادبه، ١٥٣). غلات و محصولات زراعی و دامی مصر به جده
حمل، و از آنجا به مکه فرستاده میشد تا نیاز حاجیان را برآورده کند (یعقوبی،
٣١٦-٣١٧؛ زیلعی، ١٨٠). این عوامل سبب شد تا جده برای سدههای پیاپی مرکز تجارت
دریای سرخ باقی بماند (همو، ١٧٦).
جده با مالالتجارۀ بسیار و اموال فراوان و مردم بازرگان و توانگرش، پس از مکه
دومین شهر ثروتمند سراسر حجاز بود (اصطخری، همانجا؛ مقدسی، ٧٩). والی شهر که از سوی
حاکم مکه تعیین میشد، وظیفۀ اخذ مالیات از انواع کالاهای بازرگانی، و گرفتن عوارض
از حجاج را برعهده داشت (نک : همو، ١٠٤؛ ناصرخسرو، ١١٨؛ ابن مجاور، ٤٨؛ ابن
عبدالمنعم، ١٥٧؛ ابن شاهین، ١٤) و در همه جای شهر و بیرون آن کاروانسراهای بزرگ
برپا بود (ابن مجاور، ٥١).
از تاریخ جده در سدههای نخست هجری آگاهی چندانی در دست نیست. گزارشها حاکی از آن
است که این شهر در زمان امویان و عباسیان همواره مورد هجوم اقوام بیگانه همچون
حبشیها و کُرک، یا شورشگران داخلی بوده است (نک : فاکهی، ٤٤، ٧٤؛ طبری، ٨/٣٣، ٤٢،
٩/٣٤٦-٣٤٧، ٦١٢-٦١٣)؛ چنانکه در ٤٧٣ق/١٠٨٠م، به سبب طمعورزی حاکم مکه به اموال
بازرگانان جده، یا دستاندازی عربها بر شهر، بازرگانانْ جده را ترک گفتند و این شهر
رو به ویرانی گذارد (ابن مجاور، ٤٥-٤٦).
هنگامی که فاطمیان در شمال افریقا به قدرت رسیدند و بر دریای سرخ استیلا یافتند،
تجارت با شرق دور را از بنادر خلیجفارس همچون بصره به دریای سرخ و بهویژه بندر
جده منتقل، و بدینوسیله خلافت عباسیان را از نظر اقتصادی تضعیف کردند (زیلعی،
١٨٢).
سیاحان مسلمان از جده دیدار و آنجا را وصف کردهاند. ناصرخسرو (د ٤٨١ق) جده را شهری
بزرگ با ٥ هزار مرد، بازارهای نیکو، بارویی استوار با دو دروازه و مسجدی بیرون از
شهر به نام مسجد رسول الله(ص) معرفی کرده، میگوید که محصولات زراعی ندارد و از
جاهای دیگر بدانجا برند (ص ١١٧-١١٨). ابن جبیر نیز در ٥٧٩ ق جده را روستایی در ساحل
دریا خوانده، و از خانهها، کاروانسراها، آبانبارهای کهن و چاههای آب آنجا سخن
گفته، و از قبۀ بلند و کهن آنجا که به نام حوا ساخته بودند و از مسجد عمر و مسجدی
دیگر (منسوب به عمر یا هارونالرشید) با ستونهای آبنوس یاد کرده است. وی میگوید که
بیشتر ساکنان این شهر و اطراف آن سادات علوی هستند و زندگی سخت و دشواری دارند (ص
٥٣-٥٤).
ابن بطوطه (د ٧٧٩ق) ضمن دیدار خود از جده از مشکل کمآبی و مسجدی معروف به جامع
آبنوس یاد کرده است (ص ٢٤٣). در روزگار وی ممالیک مصر به جده توجه بسیاری نشان
دادند و با تعیین برخی از امرای خویش به عنوان «نایب جده» سلطۀ سیاسی و اقتصادی خود
را بر این شهر گستردند (نک : ابن تغری بردی، ٢/٤٣٨، ٤/١٥١، ٢٤٣ بب ؛ EI٢).
از ٩١٨ق/١٥١٢م، با آغاز حملات پرتغالیها به کشتیهای مسلمانان، جده نیز مورد تهدید
قرار گرفت که ممالیک و سپس عثمانیها به دفع آن پرداختند. در ٩١٧ق حسین کردی نایب
جده از سوی سلطان قانصوره غوری بارویی گرد شهر ساخت و قلعهای بنا نهاد و آن را
پایگاه حمله به ناوگان پرتغالیها قرار داد. در ٩٤٨ق/١٥٤١م شریف محمد ابونُمَیّ
آخرین تلاش پرتغالیها را برای تصرف جده، درهم شکست و سلطان سلیمان قانونی به پاداش
این پیروزی، نیمی از درآمدهای مالیاتی جده را به وی بخشید (همانجا؛
«دائرةالمعارف...١»، VII/٥٢٤؛ نیز نک : نهروالی، ١٩؛ ابن ایاس، ٩٥-٩٦، ١١٦).
اولیا چلبی میگوید: در بندر جده ٥٠٠‘١ آقچه گمرک میگرفتند. به گفتۀ وی در آنجا
٣٠٠ سپاهی تحت فرماندهی امیری مصری مستقر بود (IX/٧٩٤-٧٩٦). بعدها صدراعظم قره
مصطفى پاشا (١٠٨٧-١٠٩٤ق/١٦٧٦-١٦٨٣م) برای جده از راه دور جویباری کشید و کاروانسرا
و حمام و مسجدی در آنجا بنا کرد («دائرةالمعارف»، VII/٥٢٥). جده زمانی ولایتی
(سَنْجَق) بود و یک چند مرکز ایالت حبش، و در دورۀ متأخر بخشی از ولایت حجاز با
مرکزیت مکه شد (EI٢).
در ١٢١٧ق/١٨٠٢م وهابیها جده را محاصره کردند، اما به سبب استواری شهر نتوانستند بر
آنجا استیلا یابند (ابن بشر، ١/١٢٢-١٢٤)، تا آنکه در ١٢٢٠ق، وهابیان با حمله به جده
و کشتار بسیاری از مردم شهر و زایران خانۀ خدا شهر را به تصرف درآوردند (امین،
٣١-٣٢). جده تا ١٢٢٦ق/١٨١١م، تحت مالکیت وهابیها باقی ماند. در این سال محمدعلی
پاشا سلطۀ اسمی عثمانیها را بر آنجا باز برقرار کرد. در ١٢٥٦ق/١٨٤٠م، جده به جای
حکومت مصر، مستقیماً وابستۀ باب عالی گردید و والی جده از سوی عثمانیها تعیین
میشد. شریف حسین که برای
استقلال عربها میکوشید، در ١٣٣٤ق/١٩١٦م، جده را از دست ترکان عثمانی خارج کرد. چون
وهابیها با هدف سیطره بر حجاز، در ربیعالاول ١٣٤٣/ اکتبر ١٩٢٤، مکه را تصرف کردند،
جده مرکز حکومت شریف علی بن حسین شد. این شهر پس از حدود یک سال محاصره، سرانجام در
جمادیالآخر ١٣٤٤/ دسامبر ١٩٢٥، به استیلای امیر وهابی عبدالعزیز بن سعود درآمد و
در نهایت طی پیمان جده در ذیقعدۀ ١٣٤٥/ مۀ ١٩٢٧، حکومت آل سعود به رسمیت شناخته شد
و جده در قلمرو سعودیها قرار گرفت (EI٢؛ «دائرةالمعارف»، همانجا).
امروزه جده از ٤ بخش متمایز تشکیل میشود: منطقۀ تاریخی که همچنان ساختمانهای قدیمی
و محیط سنتی خود را حفظ کرده است؛ منطقۀ مرکزی اداری و تجارتی؛ منطقۀ جدید با
خیابانهای وسیع و محلههای مسکونی پیشرفته و بازارهای بزرگ؛ و منطقۀ زیبای جادۀ
ساحلی (کورنیش) که به طول ١٣٠ کمـ امتداد دارد ( الموسوعة، ٨/٢٢٩).
جمعیت جده در ١٣٦٠ش/١٩٨١م، یک میلیون نفر و در ١٣٧٨ش/١٩٩٩م، متجاوز از دو میلیون
نفر با نرخ رشد جمعیتی معادل ١٦٪ بوده است که گویای توسعۀ عمرانی، پیشرفت اقتصادی و
وجود فرصتهای شغلی است. به موازات افزایش جمعیت، مدارس دولتی و ملی برای مقاطع
مختلف آموزشی تأسیس و بهجز این، مراکز آموزش زبان و آموزشگاههای تخصصی نیز دایر
گردیده است. دانشگاه ملک عبدالعزیز در جده، با ١٠ دانشکده، سومین دانشگاه در کشور
سعودی است. در جده ٦ روزنامه (دو روزنامه به انگلیسی) و چندین مجلۀ هفتگی و ماهانه
منتشر میشود.
جمعیت بسیار شهر و شمار زایران بیتالله موجب فعالیت جدی در فرودگاه بینالمللی ملک
عبدالعزیز (افتتاح: ١٩٨١م) و بندر جده شده است. راههای فراوان مواصلاتی با حدود ٧٥
پل امکان تردد سریع را فراهم کرده است. در جده دهها درمانگاه و بیمارستان دولتی و
خصوصی به کار بهداشت و درمان شهروندان رسیدگی میکنند. تأسیسات بزرگی نیز برای
شیرین کردن آب دریا ایجاد شده است. این شهر از بزرگترین مراکز صنعتی در کشور سعودی
است و به جز تأسیسات تصفیۀ نفت، دارای تولیداتی همچون آهن، فولاد، سنگ مرمر، سیمان،
شیشه، کاغذ، پوشاک و جز آنها ست. تولیدات فراوان صنعتی از یکسو و سهولت واردات و
صادرات کار تجارت را رونقی افزونتر بخشیده است. همچنین گردشگری و توجه به بازدید
از شهر موجب تأسیس شماری بسیار از مهمانسراهای ممتاز شده است (همان، ٨/٢٣٠-٢٣٢).
امروزه شمار زایرانی که به قصد حج وارد جده میشوند، به یک میلیون نفر میرسد.
اکنون همچون دورۀ عثمانی قائم مقامی از سوی امیر مکه در جده حضور دارد. شهر جده تا
پیش از انتخاب ریاض به عنوان پایتخت، مرکز استقرار و ملاقات مأموران و سفیران خارجی
بود. مرکز سازمان کنفرانس اسلامی شهر جده است («دائرةالمعارف»، همانجا).
پارهای از آثار تاریخی جده مانند قبر منسوب به حوّا و قلعۀ ساختۀ حسین کردی به
ترتیب در ١٩٢٨م و ١٩٤٨م در زمان سعودیها تخریب شد (همان، VII/٥٢٤). در برخی روایات
منسوب به پیامبر(ص) فضایلی برای جده ذکر گردیده، یا عبادت در آنجا به لحاظ وجود
مدفن و ضریح منسوب به حوا، توصیه شده است (نک : فاکهی، ٤٤، ٧٤؛ ابن مجاور، ٤٧-٤٨).
عالمانی از جده برخاسته یا در آنجا سکنا گزیدهاند که از آن جملهاند: عبدالملک بن
ابراهیم جدّی (حازمی، ١/١٩٧)، ابوالحسن علی بن محمد عُلَیمی مقری قطان جدی (د ٤٦٨ق)
محدث و راوی (یاقوت، ٢/٤١)، و محمد بن ابراهیم کازرونی (ابن عدیم، ٩/٤٢٥٨). از
اوایل سدۀ ١١ق/١٧م، کتابهایی دربارۀ تاریخ جده تألیف شده که نسخههایی از آنها باقی
است (نک : بغدادی، ٢/٢٠، ١٨٦؛ کحاله، ١٠/٢٧؛ زیلعی، ١٧٥).
مآخذ: ابراهیم حربی، المناسک و اماکن طرق الحج، به کوشش حمد جاسر، ریاض،
١٤٠١ق/١٩٨١م؛ ابن ایاس، محمد، بدائع الزهور، به کوشش محمد مصطفى، قاهره،
١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ ابن بشر، عثمان، عنوان المجد فی تاریخ نجد، ریاض، مکتبة الریاض
الحدیثه؛ ابن بطوطه، محمد، رحلة، بیروت، ١٣٨٤ق/ ١٩٦٤م؛ ابن تغری بردی، المنهل
الصافی، به کوشش محمد محمدامین، قاهره، ١٩٨٤-١٩٨٦م؛ ابن جبیر، محمد، رحلة، بیروت،
١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ ابن حبیب، محمد، المنمق، به کوشش خورشید احمد فارق، بیروت،
١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ ابن حوقل، محمد، صورةالارض، به کوشش کرامرس، لیدن، ١٩٦٧م؛ ابن
خردادبه، عبیدالله، المسالک والممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٦٧م؛ ابن درید، محمد،
جمهرة اللغة، حیدرآباد دکن، ١٣٤٥ق؛ ابن رسته، احمد، الاعلاق النفیسة، به کوشش
دخویه، لیدن، ١٩٦٧م؛ ابن شاهین ظاهری، خلیل، زبدة کشف الممالک، فرانکفورت،
١٤١٣ق/١٩٩٣م؛ ابن عبدالمنعم حمیری، محمد، الروض المعطار، به کوشش احسان عباس،
بیروت، ١٩٨٠م؛ ابن عدیم، عمر، بغیة الطلب، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ١٩٨٨م؛ ابن
فقیه، احمد، مختصرالبلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٦٧م؛ ابن مجاور، یوسف، تاریخ
المستبصر، به کوشش ا. لوفگرن، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٦م؛ ابوعبید بکری، عبدالله، المسالک
والممالک، به کوشش وان لون و ا. فره، تونس، ١٩٩٢م؛ ازهری، محمد، تهذیب اللغة،
قاهره، الدارالمصریة للتألیف والترجمه؛ اصطخری، ابراهیم، مسالک الممالک، به کوشش
دخویه، لیدن، ١٩٦٧م؛ امین، محسن، کشف الارتیاب، تهران، ١٣٤٧ش؛ بغدادی، ایضاح؛
حازمی، محمد، الاماکن، به کوشش حمد جاسر، ریاض، المطابع الاهلیه؛ خلیل بن احمد
فراهیدی، العین، به کوشش محمد مخزومی و ابراهیم سامرایی، قم، ١٤٠٥ق؛ زیلعی، احمد
عمر، مکة و علاقاتها الخارجیة (٣٠١-٤٨٧ق)، ریاض، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛ طبری، تاریخ؛ علی خان
مدنی، سلوة الغریب، به کوشش شاکر هادی شکر، بیروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ فاکهی، محمد،
المنتقى، به کوشش ووستنفلد، بیروت، ١٩٦٤م؛ کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت،
١٣٧٦ق/١٩٥٧م ؛ کلبی، هشام، الاصنام، به کوشش احمد زکی پاشا، قاهره، ١٣٣٢ق/١٩١٤م؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، به کوشش شارل پلا، بیروت، ١٩٦٥-١٩٦٦م؛ مقدسی، محمد، احسن
التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛ الموسوعة العربیة العالمیة، ریاض،
١٤١٩ق/١٩٩٩م؛ ناصرخسرو، سفرنامه، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٥٦ش؛ نهروالی،
محمد، البرق الیمانی فی الفتح العثمانی، به کوشش حمد جاسر، ریاض، ١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛
یاقوت، بلدان؛ یعقوبی، احمد، «البلدان»، همراه الاعلاق النفیسۀ ابن رسته، به کوشش
دخویه، لیدن، ١٣٠٩ق/١٨٩١م؛ نیز:
EI٢; Evliya Çelebi, Seyahatname, Istanbul, ١٩٣٥; Türkiye diyanet vakfi İslâm
ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٣; The World Gazetteer, www.world-gazetteer.com.
محمدرضا ناجی
١. The World...
١. Türkiye.