دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٤٥٦
| جحفه جلد: ١٧ شماره مقاله:٦٤٥٦ |
جُحْفه، شهری کهن در عربستان، در نزدیکی کرانههای
دریای سرخ و از میقاتگاههای حاجیان. ویرانههای این شهر متروک در ١٨٩ کیلومتری شهر
مکه (فضلی، ٨٧) و ١٥ کیلومتری شهر رابغ واقع است (جاسر، ٤١٥). این شهر در ابتدا
مَهیَعه نام داشت. این نام در لغت به معنای جایگاه وسیع و پهناور است (ابن منظور،
ذیل هیع)، و با موقعیت جغرافیایی سرزمینی که شهر در آن واقع بود، همخوانی داشت؛
سرزمین پهناوری که از یک سو به غدیرخم و وادی خرار و از دیگر سو به دریای سرخ منتهی
میگردید (فضلی، ٨٣).
پیشینۀ مهیعه به روزگار پیش از اسلام میرسد. به گزارش برخی از منابع دورۀ اسلامی،
در آن روزگار به سبب افزایش جمعیت مکه، اعراب بنی عبیل ناگزیر به ترک مکه و مهاجرت
از آنجا شدند و در مهیعه سکنا گزیدند؛ اما بر اثر وقوع سیلابی شدید، دچار خسارات
جانی و مالی بسیار شدند. از اینرو به سبب ستمی که در نتیجۀ این پدیدۀ طبیعی بر بنی
عبیل رفت، مهیعه از آن پس جحفه نام گرفت (کلبی، ٦؛ ابن حبیب، ٣٨٥؛ طبری، ١/٢٠٨). به
گزارش ابن قتیبه این رویداد در ٨٠ق/٦٩٩ م به وقوع پیوسته، و از آن سال این شهر جحفه
خوانده شده است (ص ٢٠١).
جحفه در پیش از اسلام بر سر راه بازرگانی مکه به مدینه
ــ که از جملۀ آبادترین راههای جزیرةالعرب به شمار میرفت ــ واقع بود (مونس، ٩٩،
١٠١) و در رویدادهای تاریخ صدر اسلام از آن یاد شده است. پیامبر(ص) به هنگام مهاجرت
از مکه به مدینه به جحفه رسید و از آنجا برخلاف معمول راه غرب را در پیش گرفت و از
رابغ الرمل گذشت و بدین ترتیب از منطقۀ نفوذ قریش خارج شد و خود را به مدینه رساند
(همانجا). پیش از غزوۀ بدر نیز دو سریه در نزدیکی جحفه به فرماندهی
عبیدة بن حارثه و سعد بن ابی وقاص رخ داد (ابن سعد، ٢/٧؛ واقدی، ١/١٠-١١؛ مسعودی،
٢٣٤-٢٣٥). ماجرا از این قرار بود که گروهی از دشمنان پیامبر(ص) از جمله قبیلۀ بنی
زهره به هنگام لشکرکشی کفار قریش به سوی بدر، در جحفه به دلایلی دچار ترس و وحشت
گردیدند. از اینرو از جنگ سر باز زدند و از جحفه بازگشتند (ابن سعد، ٢/١٣-١٤؛
واقدی، ١/٤٢-٤٥). پیامبر(ص) جحفه را میقات حاجیان مصر و شام و اهالی مغرب قرار داد؛
تا از آنجا برای مناسک حج مُحْرِم گردند (شافعی، ٢/١٥٠؛ طوسی، ٢١٠).
جحفه در نخستین سدههای اسلامی همچنان در مسیر راههای بازرگانی و ارتباطی
جزیرةالعرب قرار داشت (ابن خردادبه، ١٣٠-١٣١) و از مهمترین سکونتگاههای دائمی میان
شهرهای مکه و مدینه به شمار میآمد. آب مورد نیاز اهالی آن از چاه تأمین میگردید و
طوایف بنی عامر (اصطخری، ٢٠؛ ابن رسته، ١٧٨) و بنی سلیم مهمترین ساکنان آن بودند (یعقوبی،
٣١٤).
جحفه از آن روی که در نزدیکی کرانۀ دریای سرخ جای داشت، بارکدهای برای نواحی
پیرامونی به شمار میرفت (قدامه، ١٨٧؛ ادریسی، ١/١٣٧) و دارای بازاری برای داد و
ستد کالاهایی بود که به آنجا میآمد (ابوالفرج، ٣/٤٨). توسعۀ این شهر طی سدۀ ٤ق با
برپایی دیواری بر گرد آن برای امنیت بیشتر، ادامه یافت (مقدسی، ٧٧-٧٨).
ابوعبید بکری در اواخر سدۀ ٥ ق/١١م، از وجود دو مسجد به نامهای مسجدالنبی و
مسجدالائمه در دو سوی جحفه خبر میدهد (١/٣٦٧-٣٦٨). پس از این سده جحفه اگرچه
سکونتگاه پرجمعیتی بود (ادریسی، ١/١٤٢)، از آبادی گذشتۀ آن به شدت کاسته شد. نخستینبار
یاقوت در سدۀ ٧ق/١٣م، به ویرانی جحفه اشاره دارد. بر پایۀ گزارش او جحفه در آن
روزگار به روستایی بزرگ تنزل یافته بود (٢/٣٥). در سدۀ ٨ ق/١٤م، جحفه به مکانی
غیرمسکونی بدل گشت (ابوالفدا، ٨٠). در اواخر سدۀ ٩ق/ ١٥م، جحفه کارکرد مذهبی خود را
به عنوان میقاتگاه نیز از
دست داد و حاجیان از رابغ محرم میگردیدند (قلصادی، ١٤٤)، اما در سدۀ ١٣ق/١٩م، جحفه
موقعیت مذهبی خود را باز یافت (میرزا داوود، ٨٨؛ نک : حسامالسلطنه، ١٣٥). امروزه
تنها ویرانههای شهر قدیمی جحفه باقی مانده است (جاسر، ٤١٥، حاشیه ٢).
از مهمترین آثار تاریخی جحفه میتوان به ویرانههای قصر علیا اشاره کرد که از عناصر
معماری دورۀ خلافت عباسی به شمار میآید. در کنار این قصر مخروبۀ آثار بازار شهر
قدیمی جحفه نیز دیده میشود. در سالهای اخیر امکانات مذهبی و بهداشتی برای زائران
مکه که در این مکان محرم میشوند، ساخته شده است (فضلی، ٩١-٩٣).
مآخذ: ابن حبیب، محمد، المحبر، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، بیروت، ١٣٦١ق/١٩٤٢م؛ ابن
خردادبه، عبیدالله، المسالک والممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٦ق/١٨٨٩م؛ ابن رسته،
احمد، الاعلاق النفیسة، لیدن، ١٣٠٩ق/١٨٩١م؛ ابن سعد، محمد، طبقات الکبرى، بیروت،
دارصادر؛ ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ ابن منظور، لسان؛ ابو
عبید بکری، عبدالله، معجم ما استعجم، به کوشش مصطفى سقا، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛
ابوالفدا، تقویم البلدان، به کوشش رنو و دوسلان، پاریس، ١٨٤٠م؛ ابوالفرج اصفهانی،
الاغانی، به کوشش سمیر جابر، بیروت، دارالفکر؛ ادریسی، محمد، نزهةالمشتاق، بیروت،
١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م؛ اصطخری، ابراهیم، مسالک الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٢٧م؛ جاسر،
حمد، المناسک و اماکن طرق الحج و معالم الجزیرة، ریاض، ١٤٠١ق/ ١٩٨١م؛ حسامالسلطنه،
سلطان مراد، سفرنامۀ مکه، به کوشش رسول جعفریان، قم، ١٣٧٤ش؛ شافعی، محمد، الام،
بیروت، ١٤٠٠ق/١٩٨٣م؛ طبری، تاریخ؛ طوسی، محمد، النهایة، بیروت، دارالکتاب العربی؛
فضلی، عبدالهادی، «الجحفة»، میقات الحج، ١٤١٧ق، س ٣، شم ٦؛ قدامة بن جعفر، «الخراج»،
همراه المسالک و الممالک (نک : هم ، ابن خردادبه)؛ قلصادی، علی، رحلة، به کوشش
محمد ابوالاجفان، تونس، ١٩٧٨م؛ کلبی، هشام، الاصنام، به کوشش احمد زکی، مطبعة
الامیریه، ١٣٢٢ق/١٩١٤م؛ مسعودی، علی، التنبیه و الاشراف، بیروت، ١٩٦٥م؛ مقدسی، محمد،
احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛ مونس، حسین، اطلس تاریخ الاسلام، قاهره،
١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ میرزا داوود، سفرنامه، به کوشش علی قاضی عسکر، تهران، ١٣٧٩ش؛ واقدی،
محمد، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، بیروت، ١٩٨٤م؛ یاقوت، بلدان؛ یعقوبی، احمد، «البلدان»،
همراه الاعلاق النفیسة (نک : هم ، ابن رسته). احمد آریننیا