دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٤٥٤

جحدری
جلد: ١٧
     
شماره مقاله:٦٤٥٤

جَحْدَری، عَلوان بن عبدالله بن سعید (د ٦٦٠ ق/١٢٦٢م)، امیر (قَیْل) و شاعر یمنی. آنچه از زندگانی وی می‌دانیم، محدود به اطلاعاتی تاریخی است که در العقوداللؤلؤیة ــ اثر خزرجی ــ آمده است. وی را به جحدر، روستایی در بنی جَسمر از اعمال مَسوَر المُنتاب نسبت داده‌اند (مقحفی، ٢٩٥). برخی نیز از وی به مَذحَجی کُردی یاد کرده‌اند (خزرجی،١/١٢٧؛ کحاله، ٦/٢٩٥). وی در زمان امرای ایوبی و آل رسول بر حَجْر و توابع آن در شرق یمن امیر بود و قلعه‌های بسیاری چون عروسین، وعل، تورة و نُعمان را در تملک داشت (خزرجی، ١/١٢٨).
علوان در ابتدا به ایوبیان وفادار بود. از جمله آن زمان که نورالدین عمر بن علی بن رسول (حک‌ ٦٢٦-٦٤٧ ق) در خدمت ایوبیان بود و حتیٰ آن زمان که پس از مرگ ملک مسعود (حک‌ ٦١٢-٦٢٦ ق)، نورالدین از جانب خلیفۀ عباسی، مستنصر بن ظاهر رسماً پادشاه یمن شد، علوان در خدمت ایشان بود (همو، ١/٥٢، ٥٨-٥٩)؛ اما با کنار رفتن ایوبیان در ٦٢٦ ق و روی کار آمدن آل رسول، علوان نیز با سلطان نورالدین عمربن علی بن رسول (حک‌ ٦٢٦-٦٤٧ ق) که آن زمان سلطان یمن بود، سر ناسازگاری آغاز کرد و حتیٰ یک‌بار از ملک کامل محمد بن ابی بکر بن ایوب در مصر، کمک خواست تا بر ضد سلطان نورالدین جنگ کند (همو، ١/١٢٨) و احتمالاً این عداوت تا پایان فرمانروایی نورالدین ادامه داشت. برای مثال، یک‌بار علوان چون از سر و صدای طبلخانه‌های نورالدین به عذاب آمده بود، در اشعاری یاران خود را به جنگ بر ضد او برانگیخت. در یک بیت از قصیده‌ای که بر جای مانده، گوید هرکه از جنگ با نورالدین رو بر تابد، باری من روی برنتابم (همانجا).
با این همه، نورالدین همیشه از سر لطف و کرم با علوان رفتار می‌کرد. مثلاً آن زمان که به حیله، علوان را اسیر کردند و نزد وی آوردند، نورالدین او را در قلعۀ حب زندانی کرد، اما علوان در زندان زاری بسیاری کرد و پیوسته از خدا طلب نجات کرد، تا اینکه گویند وی خوابی دید و کسی به او گفت، این دعا را بخوان (متن دعا در ٣ سطر) و سپس «خداوند او را رها کرد و قلعه‌هایش را بازپس داد» (یحیی بن حسین، ٤٢١؛ خزرجی؛ کحاله، همانجاها). با این همه، نورالدین در٦٤٢ ق بر سرزمینهای علوان فائق آمد و او را به بلاد خولان در شام تبعید کرد (خزرجی، ١/٧٣).
علوان پس از مرگ نورالدین، با فرزندش ملک مظفر (حک‌ ٦٤٧-٦٤٩ ق) پیوند دوستی برقرار کرد، زیرا می‌بینیم که در ربیع‌الاول ٦٤٨، آن هنگام که ملک مظفر خواهان فتح قلعۀ تعزّ بود، به علوان نامه‌ای نوشت و خواست تا مذحجیان را به یاری فرستد؛ علوان نیز بی‌درنگ سپاهی عظیم (حدود ٢٠ هزار نفر) به سوی او گسیل داشت (همو، ١/٩٢، ١٢٨)، اما این دوستی همیشه پایدار نبود، چه در ٦٥١ ق امیر اسدالدین، برادرزادۀ نورالدین از چنگ امام احمد بن حسین به علوان پناه آورد؛ ملک مظفر که از دیرباز از وی دل‌چرکین بود، بسیاری از املاک وی را خراب کرد و بسوزاند. با این همه، وجود علوان هیچ‌گاه از دوستی و سازگاری با سلطان دست نکشید، تا آنجا که حتیٰ توانست میان ملک مظفر با اسدالدین دوستی ایجاد کند (همو، ١/١٠٠-١٠١؛ یحیی بن حسین، ٤٣٨). علوان در قصیده‌ای ٢٢ بیتی به این امر اشـاره کـرده است (نک‌ : خـزرجـی، ١/١٠١-١٠٢). نـیز در ٦٦٦ ق می‌بینیم که ملک مظفر قلعه‌های علوان از جمله عرائس (که یاقوت، ذیل عرائس، بیابان و تپۀ شنی می‌خواند) را که پیش از این از وی گرفته بود، به وی بازگرداند (یحیی بن حسین، ٤٥٣؛ نیز نک‌ : خزرجی، ١/١٥١).
وی در مکانی به نام مرخامه به خاک سپرده شد (همو، ١/١٢٩). در منابع از او به عنوان مردی بخشنده و یکی از فصحای عرب یاد شده است (همو، ١/١٠١). حتیٰ آورده‌اند که وی دختران یتیم و بی‌بضاعت را به ظاهر به عقد خود در می‌آورد، تا مهریه‌ای نصیبشان شود (همو، ١/١٢٨).
جحدری را دیوان شعری بوده، که اینک از میان رفته است (زرکلی، ٤/٢٤٩؛ کحاله، همانجا). بی‌گمان اشعار وی در بازیافتن تاریخ یمن در آن روزگار، خالی از فایده نبوده است. خزرجی شعر او را به استواری ستوده، و قطعاتی چند از آنها را آورده است که مضمون بیشترشان توکل به خداوند و توبه در درگاه
او ست (١/١٢٨-١٢٩).
نسب «جحدری» همچنان در میان قبایل یمنی قحطان مورد احترام است (نک‌ : موسوعة...، ١/٤٠٣-٤٠٤).

مآخذ: خزرجی، علی، العقود الؤلؤیة، به کوشش محمد بسیونی عسل، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ زرکلی، اعلام؛ کحاله، عمر رضا، معجم المؤلفین، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ مقحفی، ابراهیم احمد، معجم البلدان و القبائل الیمنیة، بیروت، ١٤٢٢ق/٢٠٠٢م؛ موسوعة قحطان١ (نک‌ : مل‌ ‌)؛ یاقوت، بلدان؛ یحیی بن حسین، غایة الامانی، به کوشش سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛ نیز:

Mowsuºat Qahtān, http://www.tmeme.com/vb/showthread.php?t=٠
رضوان مساح


١. Mowsuºat...