دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٤٣١
| جبل طارق جلد: ١٧ شماره مقاله:٦٤٣١ |
جَبَلِ طارِق١، تنگهای در غرب دریای مدیترانه و
شبـه ـ جزیرهای به همین نام در منتهىالیه جنوب اسپانیا که صخره و شهر بندری جبل
طارق در آن جای دارد.
تنگۀ جبل طارق به عرض١٣ تا٣٧ کمـ و طول حدود ٥١ کمـ حد فاصل اروپا و افریقا ست و
دریای مدیترانه را با اقیانوس اطلس مرتبط میسازد (دائرة المعارف ...٢،
VIII/١٥٥). این تنگه در منابع اسلامی زُقاق و یا بغاز سبته نیز نامیده شده است (نک
: ابن کردبوس، ١٣٠؛ زهری، ١٢٠؛ آیتی، ٦). شاخابهای از این تنگه، خلیج جبل طارق یا
آلخثیراس٣ (جزیرة الخضراء) را در غرب شبهجزیرۀ جبل طارق شکل میدهد (EI٢).
شبهجزیرۀ جبل طارق بـا وسعتـی حدود ٦ کمـ ٢ در سـواحل جنوبی اسپانیا واقع است و با
وجود آنکه در خاک اصلی اسپانیا جای دارد، متعلق به انگلستان است، اما شهر سبته در
کرانۀ جنوبـی تنگۀ جبل طارق به اسپانیا تعلـق دارد ( انکارتا٤). شبـه ـ جزیرۀ جبل
طارق به سبب واقع شدن در کنار تنگۀ جبل طارق از اهمیت راهبردی بسیاری برخوردار است
(همانجا).
در شرق شبهجزیرۀ جبل طارق، تودۀ بزرگی صخرهای (به وسعت ٩/٤ کمـ٢) وجود دارد که
بیشتر مساحت شبهجزیره را اشغال میکند. بلندترین نقطۀ آن در جنوب صخره ٤٢٦ متر است
(EI٢؛ انکارتا).
شهر بندری جبل طارق با ٨٣٣٢٧ تن جمعیت (١٣٨٣ش/ ٢٠٠٤م) در دامنه و ساحل غربی جبل
طارق واقع است (همانجاها) و بیشتر ساکنان آن را ایتالیاییها، مالتیها، پرتغالیها،
اسپانیاییها و نظامیان بریتانیا تشکیل میدهند و از لحاظ دینی بیشتر آنها پیرو
کلیسای کاتولیک رومی هستند (دائرة المعارف، VIII/١٥٤).
پیشینۀ تاریخی: انتهای جنوبی صخرۀ جبل طارق که به نوک اروپا شهرت دارد، در دورۀ
یونان باستان ستونهای هراکلس (هرکول) خوانده میشده است (هرودت، II/٨٨-٨٩) و رومیها
به آن کالپی میگفتند. یافت شدن آثار باستانی در این منطقه نشان از اهمیت آن در
روزگار باستان دارد (عنان، الآثار...، ٢٨٤).
جبل طارق نام خود را از نام طارق بن زیاد ــ فاتح مسلمان که در نخستین گام از فتوح
خود در اندلس، در بندرگاه آنجا پیاده شد ــ گرفته شده است. طارق، غلام و سردار موسی
بن نُصَیر، والی افریقیه (٧٨-٩٦ق) که از سوی وی به حکومت طنجه و فتح اندلس مأمور
شده بود، در ٥ رجب ٩٢ق/٢٧ آوریل ٧١١م با کشتیهایی که کنت یولیان، حاکم گوتی سبته،
در اختیار او گذارد، به همراه ٧ هزار سپاهی بربر و عرب از تنگه گذشت و در ناحیۀ
کوهستانی مقابل که تا به امروز به نام وی جبل طارق نامیده میشود، پیاده شد و به
یاری یولیان به سمت غرب راند و فتح اندلس را آغاز کرد (ابن اثیر، ٤/٥٦١-٥٦٢؛ ابن
عذاری، ٢/٤-٩؛ مقری، ١/٢٣٠-٢٣٣؛ عنان، دولة...، ٤١). مسلمانان پس از ورود به این
ناحیه، گرداگرد خود بارویی ساختند که سور العرب نام گرفت (ابن عذاری، ٢/٩). این
بارو تا اواسط سدۀ ٨ ق/١٤م همچنان برپا بود و ابن بطوطه در آن روزگار آن را دیده
است (نک : ١/٦٧٨).
هرچند که در ذکر فتوح عربها در اندلس از نام جبل طارق یاد نشده است، اما برخی از
جغرافیانویسان سدههای نخستین اسلامی در ذکر اندلس در دیار مغرب از جزیرهای (در
واقع شبه ـ جزیرهای) بهنام جبل طارق یاد کردهاند(اصطخری، ٣٧؛ حدود العالم، ٢٢)
در نیمۀ سدۀ ٦ ق/١٢م عبد المؤمن خلیفۀ موحدی (٥٢٤-٥٥٨ ق) برای سامان دادن به اوضاع
اندلس و تکمیل فتح آن، در کنار ارسال لشکریانی افزونتر به اندلس استحکامات جبل
طارق را بازسازی کرد و دستور داد دژ آن را که تا به امروز بر بلندای شمال غربی صخره
برپا ست، ترمیم کنند (عنان، عصر...، ١/٣٧٨، نهایة ...، ١٢٢؛ EI٢).
عبدالمؤمن در ٩ ربیع الاول ٥٥٥ ق/١٨ آوریل ١١٦٠م طی نامهای به پسرش ابوسعید
عثمان، والی غرناطه، فرمان تأسیس شهری بزرگ در جبل طارق را صادر کرد تا هنگامی که
وی وارد اندلس میشود، این شهر منزلگاه و مقر او باشد و لشکریانش از آن پایگاه به
نبرد دشمن بروند. خلیفه به ابوسعید دستور داد که طرح شهر جدید را همراه گروهی از
بزرگان موحدی در محل بررسی کند. در نامهای نیز به پسر دیگرش، ابویعقوب یوسف، والی
اشبیلیه، فرمان داد تا کارگران و کارشناسان مورد نیاز را از سراسر اندلس به جبل
طارق روانه کند. با همت کسانی همچون عریف احمد ابن باسه و حاج یعیش مالقی مهندس و
با نظارت و پشتکار ابویعقوب، بنای شهر جدید جبل طارق پس از چند ماه کار مداوم در
ذیقعدۀ ٥٥٥/ دسامبر ١١٦٠ به پایان رسید. شهر که در ساحل غربی شبه جزیرۀ جبل طارق
بنیاد گرفت، دارای مسجد جامع، قصری برای خلیفه و سراهایی برای خاندان و اطرافیان او
بود. باغهایی به موازات دریا ایجاد شد و با حفر چاهها و چشمههایی در کوهپایه، آب
شیرین به باغها و نقاط شهر کشیدند و دژ و باروی قدیم را بازسازی کردند و به دستور
خلیفه جبل طارق را جبل الفتح یا مدینة الفتح (= شهر پیروزی) نامیدند. تنها دروازۀ
شهر نیز باب الفتوح نام گرفت (ابن صاحب الصلاة، ٨٤-٨٩؛ الحلل ...، ١٥٥؛ قس: ابن عبد
المنعم، ٣٨٢؛ مراکشی، ٢١٣، ٢٢٣، ٢٢٦).
پس از بنای شهر جدید در جبل طارق، عبد المؤمن با لشکریانی بسیار در ذیقعدۀ ٥٥٥ به
جبل طارق آمد و مورد استقبال پسرانش ابویعقوب و ابوسعید و بزرگان موحدان و سران
شهرهای اندلس قرار گرفت و طی مراسمی باشکوه با وی تجدید بیعت کردند. عبد المؤمن دو
ماه در جبل طارق اقامت کرد و پس از بررسی مسائل اندلس، در آغاز سال ٥٥٦ ق به مغرب
بازگشت (ابن صاحب الصلاة، ٨٩-٩٠، ٩٢-٩٥، ١١٠-١١١؛ ابن خطیب، اعمال...، ٢٦٥؛ الحلل،
همانجا؛ عنان، عصر، ١/٣٨٥-٣٨٦). با وجود نامگذاری شهر جدید به جبل فتح، تنها نام
قدیم یعنی جبل طارق رایج ماند (ابن اثیر، ٤/٥٦٢). خود شهر جدید نیز اگرچه به منزلۀ
مقر لشکریان موحدی اعزامی به اندلس آماده شده بود، لیکن نیروها همچنان در شهرهای
طریف و جزیرة الخضراء اردو میزدند (عنان، همان، ٢/٦٣٣).
در ٦٢٩ ق/١٢٣٢م، ابن هود امیر مرسیه (٦٢١-٦٣٥ ق) به یاری ابوعمران موسى، والی سبته
و برادر مأمون، خلیفۀ موحدی، جبل طارق را همچون شهرهایی دیگر از جنوب اندلس، از
سلطۀ موحدان خارج ساخت و فتح کرد (همان، ٢/٤٠١، ٤١١). از اواسط سدۀ ٧ق/١٣م جبل طارق
جزئی از امارت بنی نصر، حاکمان غرناطه، بهشمار میآمد (همو، نهایة، ٥٥) و از همین
زمان نیز حملات دشمن به بندرگاه جبل طارق آغاز شد (نک : ابن خطیب، الاحاطة ...،
٣/١٥٦).
در پی تیرگی روابط میان دربار غرناطه (بنی نصر) و دربار مرینیان فاس، قشتالیان از
فرصت استفاده کردند و فردیناند چهارم (هرانده بن شانجه) ــ بهرغم پیمان اتحاد و
دوستی با سلطان غرناطه، نصر بن محمـد (حک ٧٠٨-٧١٣ق) ــ با فرستـادن ناوگان خود جبل
طارق را از دریا محاصره کرد و از زمین نیز آنجا را در حصار گرفت. سرانجام مسلمانان
پس از چند ماه مقاومت تسلیم شدند و جبل طارق در اواخر سال ٧٠٩ / مارس ١٣١٠، به دست
مسیحیان افتاد (ابن خطیب، اللمحة ...، ٧٥؛ ابن خلدون، ٧/٣٢٩؛ عنان، همان، ١١٥-١١٦).
ابن احمر، سلطان غرناطه، به قصد یاری گرفتن از ابوالحسن علی بن عثمان مرینی، سلطان
مغرب (حک ٧٣٢-٧٤٩ق) برای استرداد جبل طارق در اواخر سال ٧٣٢ق روانۀ مغرب شد. سلطان
مرینی خواستۀ وی را پذیرفت و نیروهایی کمکی به فرماندهی پسرش ابومالک اعزام کرد.
مسلمانان جبل طارق را از زمین و دریا سخت محاصره، و ارتباط مدافعان شهر را با لشکر
و ناوگان آلفونسوی یازدهم پادشاه قشتاله قطع کردند. سرانجام پس از ٦ ماه محاصره،
مدافعان مسیحی جبل طارق ناگزیر به تسلیم شدند و مسلمانان در ١٢ ذیحجۀ ٧٣٣ق/٢٤ اوت
١٣٣٣م این دژ استوار را پس از ٢٤ سال استیلای مسیحیان بر آنجا بازگشودند و پادشاه
قشتاله ناگزیر به انعقاد پیمان صلحی با مسلمانان تن داد (ابن بطوطه، ١/٦٧٨؛ ابن
خطیب، همان، ٩٢-٩٤؛ ابن خلدون، ٧/٣٣٧-٣٣٨؛ مقری، ١/٤٥١-٤٥٢؛ عنان، همان، ١٢٢، ١٢٤).
پس از این پیروزی، سلطان ابوالحسنی مرینی جبل طارق را به سبب اهمیت راهبردی آن، به
صورت پایگاهی برای جهاد با دشمنان استحکام بخشید و برج کوچک آنجا را که در اثر
ضربات منجنیق منهدم شده بود، ترمیم نمود و دژ و بارو و جامع و خانهها و مخازن آنجا
را بازسازی کرد و برای نخستینبار در جبل طارق دار الصناعهای ]برای ساختن کشتی[
تأسیس، و ظاهراً بارویی نو گرداگرد جبل طارق احداث کرد که از دار الصناعه تا قرمده
امتداد داشت (ابن بطوطه، ١/٦٧٧-٦٧٨؛ مقری، همانجا؛ عنان، همان، ١٣٢).
در ٧٥٠ق/١٣٤٩م مسیحیان قشتاله به قصد استیلا بر جبل طارق بار دیگر دست به حمله زدند
و آنجا را سخت در محاصره گرفتند. مدافعان مغربی نزدیک یک سال تمام با جدیت مقاومت
کردند و صبر آنان به سر میآمد که در این هنگام وبا در میان مسیحیان شیوع یافت و
پادشاه قشتاله هلاک شد و مسیحیان ناگزیر دست از محاصره کشیدند و در محرم ٧٥١ رهسپار
اشبیلیه شدند (ابن خطیب، الاحاطه، ٤/٣٣١، اعمال، ٣٣٥؛ عنان، همان، ١٧٣).
در اواخر سال٧٥٦ق/١٣٥٥م، عیسی بن حسن بن ابی مَندیل، حاکم مرینی جبل طارق کوشید تا
شورشی بر پا کند، اما مردم شهر وی را یاری نکردند و او و پسرش را دستگیر، و روانۀ
مغرب کردند که در آنجا اعدام شدند. به جای وی سلیمان بن داوود به عنوان والی جبل
طارق تعیین شد. بعدها سلطان ابوعنان مرینی پسرش، ابوبکر سعید را با لشکری به جبل
طارق فرستاد تا از آنجا دفاع نماید و استحکامات و باروی شهر را بازسازی کند (ابن
بطوطه، ١/٦٧٨-٦٧٩؛ ابن خطیب، الاحاطة، ٢/٢٣-٢٥؛ ابن خلدون، ٧/٣٩٠-٣٩٢؛ مقری،
٤/٤٢٩-٤٣٢؛ عنان، همان، ١٣٩-١٤٠). ابوعنان دستور داد تا ماکتی بسیار زیبا از جبل
طارق و بناها و تأسیسات آن ساختند (ابن بطوطه، ١/٦٧٩)، اما این اثر هنری متأسفانه
باقی نمانده است.
در زمان ابوالحجاج یوسف سوم (حک ٨١٠-٨٢٠ ق) سلطان نصری غرناطه، مردم جبل طارق
شوریدند و از ابوسعید مرینی، پادشاه مغرب، یاری خواستند. وی نیز برادرش عبد الله را
که قصد داشت از شر او خلاص شود، با لشکری به آنجا گسیل داشت؛ اما یوسف نیرویی کمکی
برای حاکم جبل طارق فرستاد و مغربیان را شکست داد و عبد الله را به اسارت گرفت
(سلاوی، ٤/٩٣).
بزرگترین ضربهای که در زمان ابن احمر(ابوالحسن علی بن سعد) بر مملکت غرناطه وارد
شد، سقوط جبل طارق به دست مسیحیان بود. در ٢٤ ذیقعدۀ ٨٦٦ ق/٢٠ سپتامبر ١٤٦٢م در
زمان هنری چهارم قشتالیان به رهبری دوک گوشمانِ مدینۀ شذونه١ به آنجا حمله کردند و
به شکل غافلگیرانهای بر آنجا مستولی شدند. این نخستین گام موفقیت مسیحیان برای
قطع ارتباط غرناطه با مغرب و جلوگیری از رسیدن کمک از راه دریا به اندلس بود (عنان،
همان، ١٦٥، ١٧٦). در ٩٤٧ق/١٥٤٠م، خیر الدین بارباروس دریاسالار عثمانی به جبل طارق
حمله کرد. در ١٠١٩ق/١٦١٠م امیر البحر دن خوان دو مندوزا٢ مورها را از اندلس به
افریقیه بازگرداند. در اثنای جنگهای جانشینی اسپانیا در ١٧٠٤م جبل طارق به دست
بریتانیا افتاد. اسپانیاییها از ١٧٧٩ تا ١٧٨٣م برای باز پسگیری جبل طارق آنجا را
سخت محاصره کردند، اما موفق نشدند و جبل طارق تحت سیطرۀ بریتانیا باقی ماند (EI٢؛
عنان، الآثار ...، ٢٨٨).
در جبل طارق پارهای آثار دورۀ اسلامی وجود دارد؛ از آن جمله بقایای دژ یا قصری
اندلسی یا مغربی است. این دژ استوار بالای تپهای مرتفع نزدیک جانب شمال غربی صخره
قرار دارد و در زیر آن سردابها و طاقهایی وجود دارد که به شیوۀ معماری عربی بنا شده
که از بخش پایین آن به منزلۀ زندان شهر استفاده میشده است. طراحی قلعه و معماری آن
به گونهای است که بیشتر باستانشناسان آن را متعلق به دورۀ موحدان دانستهاند. هر
چند برخی بر این باورند که سبک بنای این قلعه شبیه قلعههای غرناطه است و در نیمۀ
اول سدۀ ٨ ق/١٤م در دورۀ سلطان ابوالحجاج یوسف ساخته شده است. به نظر میرسد که این
قلعه بر شالودۀ قلعۀ کهن اندلسی که در زمان فتح اسلامی بر پا گردید، بنیاد گردیده
است. اثری دیگر از دورۀ اسلامی حمامهایی است که زیر ساختمان موزۀ جبل طارق قرار
دارد و عبارت از دو ردیف طاقهای عربی است که گنبدی کمارتفاع آنها را دربر میگیرد.
این طاقها ظاهراً روی ستونهایی رومی بر پا گردیده است و گفته میشود که به سدۀ٦
ق/١٢م باز میگردد؛ اما به عقیدۀ توریس بالباس دارای سبکی غرناطی است و همزمان با
قلعه، در زمان سلطان ابوالحجاج یوسف بنیاد گردیده است. بخشی از باروی کهنِ شهر که
به دروازههای جنوبی پیوسته، باقیمانده است و نامگذاری آن به سور اندلسی یا مغربی
نشان میدهد که اصلاً عربی است (نک : همان، ٢٩١-٢٩٤).
مآخذ: آیتی، محمد ابراهیم، اندلس، تهران، ١٣٦٣ش؛ ابن اثیر، الکامل؛ ابن بطوطه،
رحلة، به کوشش محمد عبدالمنعم عریان، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ ابن خطیب، محمد، الاحاطة
فی اخبار غرناطه، به کوشش محمد عبد الله عنان، قاهره، ١٣٩٣-١٣٩٥ق/١٩٧٣-١٩٧٥م؛ همو،
اعمال الاعلام، به کوشش لوی پرووانسال، بیروت، ١٩٥٦م؛ همو، اللمحة البدریة فی
الدولة النصریة، بیروت، ١٩٧٨م؛ ابن خلدون، العبر، به کوشش خلیل شحاده، بیروت،
١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ ابن صاحب الصلاة، عبد الملک، المن بالامامة، به کوشش عبد الهادی تازی،
بیروت، ١٩٨٧م؛ ابن عبد المنعم حمیری، محمد، الروض المعطار، به کوشش احسان عباس،
بیروت، ١٩٨٤م؛ ابن عذاری، احمد، البیان المغرب، به کوشش کولن و لوی پرووانسال،
بیروت، ١٩٨٣م؛ ابن کردبوس، عبدالملک، تاریخ الاندلس، به کوشش احمد مختار عبادی،
مادرید، ١٩٧١م؛ اصطخری، ابراهیم، مسالک الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٧٠م؛ حدود
العالم، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ش؛ الحلل الموشیة، به کوشش سهیل زکار و
عبد القادر زمامه، دارالبیضا، ١٩٧٩م؛ زهری، محمد، الجغرافیة، به کوشش محمد حاج
صادق، پرت سعید، مکتبة الثقافة الدینیه؛ سلاوی، احمد، الاستقصاء، به کوشش جعفر
ناصری و محمد ناصری، دارالبیضا، ١٩٥٥م؛ عنان، محمد عبد الله، الآثار الاندلسیة،
قاهره، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛ همو، دولة الاسلام فی الاندلس، قاهره، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ همو،
عصرالمرابطین
و الموحـدین، قاهـره، ١٤١١ق/١٩٩٠م؛ همو، نهایة الاندلس، قاهره، ١٤٠٨ق/١٩٨٧م؛ مراکشی،
عبد الواحد، المعجب، به کوشش محمد سعید عریان و محمد عربی علمی، قاهره،
١٣٦٨ق/١٩٤٩م؛ مقری، احمد، نفح الطیب، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛ نیز:
EI٢; Encarta Reference Library, ٢٠٠٤; Hrodote, Histoires, tr. Ph. E. Legrand,
Paris, ١٩٧٠; The World Book Encyclopedia, London, ١٩٩٥.
محمدرضا ناجی
١. Gibraltar
٢. The World ...
٣. Algeciras
٤. Encarta ...
١. Duke Guzmn de Medina Sidonia
٢. Don Juan de Mendoza