دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٣٩٨
| جاوانی جلد: ١٧ شماره مقاله:٦٣٩٨ |
جاوانی، ابوسعید (یا ابوعبدالله) محمد بن علی بن
حمدان حِلّی عراقی (٤٦٨-٥٦١ ق/١٠٧٦-١١٦٦م)، فقیه، نحوی، ادیب و شاعر.
جاوانی منسوب است به جاوان، قبیلهای کرد که در حلّه میزیستند (نک : سبکی، ٤/٨٨؛
اسنوی، ١/١٧٩). ابن شاکر کتبی (١٢/١٣٤) او را «جوانی»، و بغدادی (هدیه، ٢/٩٥) وی را
«کاوانی» خواندهاند. معلمی یمانی، مصحح الانساب سمعانی متذکر شده است که اصل این
نسبت گامرانی است و به کامرانی یا جاوانی تعریب شده است (نک : ٣/١٧٨). حاجی خلیفه
(٢/١١٨٧) نسبت او را حاوانی و حاوی آورده که احتمالاً تصحیف است. بروکلمان (GAL, S,
I/٤٩٣) محل تولد وی را اربل میداند. نسبت حِلّی و گاه حِلّوی او نیز میتواند
بیانگر تولد یا زندگی او در شهر حلۀ عراق باشد.
جاوانی نخست به بغداد رفت و در آنجا نزد محمد غزالی(د ٥٠٥ ق/١١١١م) وکیا هراسی (د
٥٠٤ ق) شاگردی کرد (نک : صفدی، ٤/١٥٥؛ سبکی، اسنوی، همانجاها). به گزارش منابع، وی
کتاب الجام العوام غزالی را روایت کرده است (سبکی، همانجا؛ همایی، ٢٥٣).
جاوانی در بغداد مقامات را نزد حریری (د ٥١٦ ق/١١٢٢م) خواند (اربلی، ٢/٩٥؛ صفدی،
سبکی، همانجاها). از دیگر استادان او میتوان ابوعبدالله حمیدی، عبدالواحد قشیری،
ابوبکر شامی قاضی (نک : سبکی، همانجا) و محمد بن حسین برصی (سیوطی، ١/١٨٢) را نام
برد.
جاوانی چندی در اربل اقامت داشت؛ آنگاه راهی ایران شد (اربلی، ٢/٩٤؛ سیوطی، نیز
GAL,S، همانجاها؛ کمالالدین، ١/٩٧)؛ اما از چگونگی زندگی او در ایران اطلاعی در
دست نیست. از کسانی که نزد وی دانش آموختهاند، قاضی عتیق علوی (د ٥٧٥ ق)، حسن بن
عبدالله شافع دمشقی، ابوصمصام ذوالفقار حسینی استاد قطبالدین راوندی و ابن شهر
آشوب، ابن طاهر خزاعی و عبدالکریم بوازیجی (د ٦١١ ق) را میتوان نام برد (نک :
اربلی، ١/٣٦، ٨٦؛ سبکی، سیوطی، همانجاها). شیخ سعد بوازیجی از ملازمان او بود (اربلی،
١/٣٧٤). جاوانی سرانجام در خُفتیان، نزدیک اربل درگذشت و پیکرش در بَوازیج (شهری
نزدیک تکریت، از توابع موصل، نک : یاقوت، ١/٧٥٠) به خاک سپرده شد (نک : سیوطی،
کمالالدین، همانجاها؛ قس: حاجیخلیفه، ١/٨٢٥، که وفات او را در مصر دانسته است)،
اسنوی تاریخ درگذشت او را ٥٦٠ ق آورده است (١/١٨٠؛ قس: حاجیخلیفه، نیز سبکی،
همانجاها، که ٥١٠ ق و ٥٤٠ ق آوردهاند).
آثـار:
الف ـ خطی: ١. الذخیرة لاهل البصیرة (نک : GAL,S، همانجا؛ ورهووه، ٥٦). ٢. ذکر
الانفس و ریاضتها حتی تصیر نفساً واحدة، که آن را در ٥٤٣ ق/١١٤٨م تألیف نمود (همان،
٦١؛ GAL, S,، همانجا). ٣. روضة العشاق و نزهة المشتاق (یا نزهة الناظر و سلوة القلب
و الخاطر). نسخهای از این کتاب در اسکوریال (شم ٤٧١) موجود است (نک : I/٣٣٣
GAL,S,). ٤. نزهة الانفس و روضة المجلس. وی در این اثر، به بیان آنچه از کلام عرب
توسط عوام استعمال شده است و آنان به حقیقتش پی نبردهاند و نیز به بیان امثال جایز
الاستعمال و علل تصحیف عوام و جز آنها پرداخته، و آن را به پیشنهاد ابوالقاسم نصر
بن حسن صفار براساس ترتیب الفبایی تألیف نموده است (همانجا).
ب ـ یافت نشده: ١. شرح مقامات حریری. ٢. عیون الشعر. ٣. الفرق بین الراء و الغین (یا
العین). ٤. البیان (یا التبیان) لشرح الکلمات. ٥. المنتظم فی سلوک الادوات. ٦.
مسائل الامتحان. وی در این اثر مسائل پیچیدۀ نحوی را بیان کرده است. ٧. فصول وعظ و
رسائل (نک : صفدی، ابن شاکر، سبکی، اسنوی، سیوطی، همانجاها؛ نیز حاجی خلیفه،
٢/١١٨٧، ١٢٥٥، ١٦٦٧؛ بغدادی، ایضاح، ٣/٤٨٤، هدیه، همانجا). ٨. دیوان شعر (همو،
ایضاح، همانجا).
صفدی (همانجا) هم او را صاحب اشعار میداند. ابیات بسیار اندک، اما شیوا و عاشقانهای
از وی توسط صفدی، سبکی، اسنوی، سیوطی (همانجاها) و کمالالدین (١/٩٧) نقل شده است.
مآخذ: ابن شاکر کتبی، محمد، عیون التواریخ، به کوشش فیصل سامر و عبدالمنعم داوود،
بغداد، ١٣٩٧ق/١٩٧٧م؛ اربلی، مبارک، تاریخ اربل، به کوشش سامی خماس صقار، بغداد،
١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ اسنوی، عبدالرحیم، طبقات الشافعیة، به کوشش کمال یوسف حوت، بیروت،
١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ بغدادی، ایضاح؛ همو، هدیه؛ حاجیخلیفه، کشف؛ سبکی، عبدالوهاب، طبقات
الشافعیة الکبرى، بیروت، ١٣٨٣-١٣٩٦ق/١٩٦٤-١٩٧٦م؛ سیوطی، بغیة الوعاة، به کوشش
محمدابوالفضل ابراهیم، بیروت، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛ صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به کوشش
ددرینگ، ویسبادن، ١٣٩٤ق/١٩٧٤م؛ کمالالدین، هادیحمد، فقهاء الفیحاء، بغداد، ١٩٦٢م؛
معلمی یمانی، عبدالرحمان، حاشیه بر الانساب سمعانی، حیدرآباد دکن، ١٣٨٣ق/ ١٩٦٣م؛
همایی، جلالالدین، غزالینامه، تهران، ١٣١٨ش؛ یاقوت، بلدان؛ نیز:
GAL, S; Voorhoeve .
هادینظری منظم