دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٣٦٦

جاماسپ
جلد: ١٧
     
شماره مقاله:٦٣٦٦

جاماسْپ، وزیر حکیم و منجم نام‌آور تاریخ ملی و دینی ایران. این نام در زبانهای مختلف آمده است: گاهانی: DǞĵāmāspa-، اوستایی نو: Ĵāmāspa-، پهلوی: Jāmāsp، سغدی: Z’m’sp، ایلامی: Zamašba و Zamišba، ارمنی: Zmsp، یونانی: Zamaspes، اکدی: Za-ma-as-pa-a’، سریانی: Zāmāsp، فارسی: «جاماسپ»، فارسی و عربی: «جاماسب» و «جاماسف» و «جاماس»، یا صورتهای تحریف‌شدۀ این نامها (نک‌ : ادامۀ مقاله). این نام مرکب از صفتjāma- با معنایی ناشناخته، و اسم aspa- (اسب)، در مجموع به معنای «دارای اسب...» است (بارتولمه، ٦٠٧؛ بیلی، «جاماسپ‌نامه١»، ٦٣؛ نیبرگ، II/١٠٦؛ هلک، ٧٧٢؛ قریب، ٤٥٤). جزء اول آن را با واژه‌هایی از زبانهای ودایی و پراکریت پالی مقایسه کرده‌اند که به معنای سوخته و نحیف و لاغر هستند (مایرهُفر، I/٥٥-٥٦). برخی هم آن را از ریشۀ پارتی žām- (راندن) می‌دانند و برای این نام معنای «راهبر اسبان» را در نظر می‌گیرند یا با توجه به ریشۀ ارمنی cim (به معنای افسار) این نام را «افسارزننده به اسبان» یا «مهارکنندۀ اسبان» معنا می‌کنند (نیز نک‌ : ایرانیکا، IV/٤٥٦). بر پایۀ روایتهای زردشتی، جاماسپ، از خاندان یا پسر هوگوه٢ و برادرش، فْرَشوشتَر، نیز از چهره‌های برجستۀ دین، و پدر همسر دوم زردشت پیامبر است (یوستی، ١٠٩؛ جکسن، ٢١). از پسر او با نام هَنگوروش هم یاد شده است («گزیده‌ها...٣»، ٨٦).
در کهن‌ترین بخش اوستا، گاهان، اهوره‌مزدا جاماسپ را به ستایش خود فرا می‌خواند و زردشت نیز از جاماسپ یاد می‌کند که برای رسیدن به فرۀ ایزدی، اندیشۀ نیک را برمی‌گزیند (هومباخ، ٨٠, ٨١, ٩٠, ٩١, ٩٨, ٩٩). در یشتها، فروهر او ستوده می‌شود، از جمله بدان سبب که آبادکنندۀ کشور است و اینکه برای رهایی کشور از دست دیویسنان به اردویسور اناهیتا فدیه می‌دهد (١/٢٦١؛ پورداود، «اسامی...»، ٢٢٨).
آگاهیهای بیشتر دربارۀ شخصیت جاماسپ و دانایی او از نوشته‌های فارسی میانۀ زردشتی (عمدتاً بازنوشته در سدۀ ٣ق/ ٩م) و فارسی زردشتی و شماری از نوشته‌های تاریخی و ادبی دورۀ اسلامی به دست می‌آیند.
بر اساس نوشته‌های فارسی میانه، جاماسپ اهل آتورپاتکان است و پس از زردشت موبدان موبد می‌شود. او بیتخش/ بِدَخشِ٤ (= وزیر اعظمِ) گشتاسپ است (یادگار ..، ٥٣، ٥٤، ٥٥، ٥٦، ١٥٢؛ نیز نک‌ : بیلی، همان،٥٥ ff.؛ مکنزی، ٥٣) و با عنوان «سردار پیشینیان» (pēšīnagān sardār)، به معنای «سردار مقدم»، «سردار مهتر و برتر»، «صدراعظم»، و سرانجام دستور یا مشاور گشتاسپ نیز معرفی می‌شود (یادگار، ٤٦؛ پورداود، همانجا؛ نیز نک‌ : غیبی، ٩٧، حاشیۀ ١٢؛ ماهیار نوابی، ٨٢).
در یادگار زریران که روایت جنگ ارجاسپ خیونی با گشتاسپ است و شاهنامه روایتی کمابیش مشابه را دارد، جاماسپْ دانا، بینا و شناسا معرفی می‌شود که از شمار قطره‌های باران هم آگاهی دارد (ص ٥٣) و می‌داند که از گلها کدام‌یک روز می‌شکفد و کدام‌یک شب و کدام فردا، و کدام هوا آب دارد و کدام ندارد و سرانجام اینکه فرجام نبرد با خیونان چه خواهد شد (همان، ٥٤-٦٢؛ نیز نک‌ : پورداود، همانجا؛ بنونیست، ٢٤٥ ff.).
در داستان گشتاسپ در شاهنامه که در واقع همان سرودۀ دقیقی است، جاماسپ «گرانمایه»، با لقبهایی دیگر چون «پیر»، «جهاندیده» و «فرخنده»، «دستور»، «رهنمون گشتاسپ»، «سر موبدان»، «شاه ردان» و «چراغ بزرگان و اسپهبدان» معرفی می‌شود و «چنان پاک‌تن... و تابنده‌جان» است که نهان بر او آشکار است. او ستاره‌شناسی است که در دانش همپایه‌ای ندارد و جهاندار تنها او را دانش داده است و بس. در این روایت صراحتاً بر دانش نجوم او تأکید می‌شود و اینکه او «ستاره‌شمر» است و بر اساس اخترشماری پیشگویی می‌کند (فردوسی، ٥/٨٧، ٩٤، ٩٥، ١٠٦، ١٨٩، ١٩٩، ٢٩٥، ٢٩٨؛ دقیقی، بیتهای ١٩٦، ٣١٥ بب‌ ‌؛ ثعالبی، ٢٦٦؛ نیز نک‌ : ایرانشاه، ٥٨، ٦٠، ٦١).
بر اساس روایتهای دینی، زردشت در مباحثه‌ای با بزرگان دربار گشتاسپ بر جاماسپ هم چیره شد (صد در...، ٧٤-٧٥) و گشتاسپ پس از پذیرفتن و آموختن دین از زردشت، آن را به فرشوشتر و جاماسپ و اسفندیار آموخت (نک‌ : پورداود، «آذرباد..»، ٤٠، به نقل از «پتت ایرانی») و سپس جاماسپ اوستا و زند را از زردشت آموخت (جکسن، ٧٦) و به خط زر بر پوست گاو نوشت و در «گنج خدایان» نگاه داشت ( کتاب...، ٣٤؛ نیز نک‌ : بیلی، «مسائل...٥»، ١٥٤).
بر پایۀ سنت، زردشت سومین دختر خود را به نام پوروچیستا ــ که زناشویی او در اوستا ستوده شده ــ به همسری جاماسپ درآورد (نک‌ : آموزگار، ٢٤-٢٥، به نقل از یسن ٥٣، بند ٣). پس از درگذشت زردشت، گشتاسپ جاماسپ را موبدان‌موبد کرد (کریستن‌سن‌، ١٧٦؛ گردیزی، ٥١-٥٢؛ جکسن، ٧٦؛ مُدی، مقدمه، ٣٠) و سرپرستی آتشکدۀ خود، یعنی کاریان فارس، موسوم به «پشتۀ گشتاسپان»، را که آتش ویژۀ موبدان است، به او سپرد (فردوسی، ٥/١٥١-١٥٢؛ کارگر، ٥٧٣). هم به سبب این جایگاه جاماسپ در دین، روان او در بهشت، همراه با زردشت و گشتاسپ و دیگر سروران و پیشوایان دین در جایی بس روشن و نیکو ست ( ارداویراف‌نامه، ٥٤). در رسالۀ دینی دیگری به نام «آفرین بزرگان»، نام جاماسپ، به عنوان اخترمار و کسی می‌آید که در زیج استاد است (دابار، «جاماسپ...١»، ٦٠).
در روایتهای دینی، جاماسپ دانش خود را بهره‌مند از دریای دانش زردشت می‌داند که چندین سال شاگردی وی کرده است (روایات...، ٢/١٠١بب‌ ). این روایتها چنگرنگهاچه، برهمن پیر دانا، را هم آموزگار جاماسپ دانسته‌اند (جکسن، ٨٦). بر اساس زراتشت‌نامه، در جشنی در دربار گشتاسپ، زردشت گلهای معطری را مقابل بینی جاماسپ نگاه می‌دارد و جاماسپ با بوییدن آن، تمام دانش جهان را به دست می‌آورد (زرتشت
بهرام‌پژدو، ٧٧؛ جکسن، ٦٧؛ دابار، همان، ٥٧). برخی از مراسم مربوط به جشن بهمنجنه، نظیر چیدن گیاهانی خاص و خوردن آنها و گرفتن روغن و تهیۀ بخور و سوزاندنیها (نک‌ ‌: بیرونی، ٢٨١) و نیز نشاندن سرو مشهور کشمیر یا کاشمر را هم به جاماسپ نسبت می‌دهند (حمدالله، ١٤٣). ابن خلدون او را دانا به زبان عبری و مترجم زردشت می‌داند (٢(٢)/٣٢٣).
در متنهای ادبی و تاریخی فارسی و عربی از جاماسپ (نیز به صورتهایی چون «جاماسب»، «جاماس» و «جاماسف»، و صورتهای تصحیف‌شدۀ «جاماسات» و «جامات»)، به عنوان حکیم و وزیر گشتاسپ، و مصنف آثاری چون جاماسپ‌نامه یاد می‌شود (فاروقی، ١/٣٢١؛ برهان...، ٢/٥٥٥؛ ابن‌ندیم، ٤١٩). ابن‌ندیم (همانجا) در ذکر اخبار فلاسفه، زیر عنوان «اسماء الفلاسفة الذین تکلموا فی الصنعة» نام جاماسپ را می‌آورد و در فهرست نام کتابهایی که حکما تألیف کرده‌اند، آخرین کتاب را کتاب جاماسب فی‌الصنعة ذکر می‌کند (ص ٤٢٠). همین مؤلف در شرحی به نقل از ابوسهل، در باب اخبار فلاسفۀ علوم باستانی، از پیشگوییهای زردشت و جاماسپ یاد می‌کند که ‌پادشاهان ایران را از کردار و رفتار اسکندر بیم داده بود و اینکه او تا آنجا که بتواند از علوم و کتابها به سرزمین خود خواهد برد (ص ٣٠٠). قاضی صاعد اندلسی (ص ١٦١)، در سدۀ ٥ ق، کتاب جاماسپ را در زمرۀ کتابهای ایرانیان و اثری گران‌قدر می‌شمارد.
در برخی از نوشته‌های دورۀ اسلامی جاماسپ با لقب «العالم» پدر کیرُش/کیروش است که او نیز از پادشاهان کیانی و پدر اخشویرش (طبری، ٢/٦٥٠، ٦٥٢؛ ابن‌اثیر، ١/٢٧٤، ٢٧٥) و اهل آذربایجان است (مثلاً نک‌ : ابن‌خلدون، ٢(٢)/٣٢٣-٣٢٤). او را از تخمۀ منوچهر هم دانسته‌اند (همانجا). در متنهای تاریخی وی را برادر لهراسپ، و از این‌رو، عموی گشتاسپ (مجمل...، ٩١) و گاه برادر گشتاسپ و مشاور او و شاگرد لقمان معرفی کرده‌اند (عقیلی، ١٢). بلعمی (ص ٦٦٤) او را هم حکیم می‌داند و هم عالم و هم سرهنگی مبارز. کسانی هم جاماسپ حکیم، صاحب علم نجوم و احکام را همان جاماسپ پادشاه ساسانی (سل‌ ٤٩٦ یا ٤٩٧-٤٩٨ یا ٤٩٩م) دانسته‌اند (مثلاً نک‌ : غزالی، ٩٥). در زمرۀ ١٠ نفر ایرانیانی هم که «در همۀ اصناف مردم مثل ایشان نبود» نام جاماسپ در مرتبۀ ششم (پس از رستم و پیش از بزرگمهر) آمده، و با اشاره به مقام منجمی او در دربار گشتاسپ و کتاب احکام او، تأکید شده که «مثل او منجمی در هیچ صنف نبوده» است (قزوینی، ٣١٣-٣١٤؛ عقیلی، همانجا). همین شهرت او به ادب فارسی نیز راه یافته (مثلاً نک‌ : سنایی، ٤٢٣؛ خاقانی، ١/٥٧٢)، و موجب انتساب آثار نجومی متعددی به او شده است. مشهورترین این آثار متنی در پیشگویی رویدادهای جهان است که روایتهایی از آن با عنوانهایی چون یادگار جاماسپ، جاماسپی، و احکام جاماسب یا جاماسپ‌نامه (ه‌ م) یا فرهنگ الملوک و اسرار العجم (منزوی، ٤/٣٠٠٢)، به پهلوی، فارسی، و عربـی باقی مانـده است (نک‌ : وسـت، ٩٧-١١٦؛ تاوادیـا، ١٧٢بب‌ ؛ تفضلی، ١٧٢بب‌ ؛ نیز مسینا، جم‌ ؛ برای آگاهی از نسخه‌های پهلوی و فارسی جاماسپی، نک‌ : دابار، «فهرست٢...»، ٦, ١١, ٢٣, ٣٠, ١٠٠، نیز جم‌ ؛ درباره دیگر نسخه‌های فارسی این رساله، نک‌ : منزوی، ٤/٢٨٩٧-٢٨٩٨، ٣٠٨٩-٣٠٩٠؛ غروی، ٤٧-٤٨؛ و برای تردیدها در باب درستـی انتساب رسالـه‌های نجومـی بـه جاماسـپ، نک‌ : نالینو، ٢١٣؛ سزگین، ٤/٨٣). یک «زایجات» برگرفته از کتاب جاماسپ هم وجود دارد (منزوی، ٤/٢٩٣٢). بلعمی (ص ٥٦٩) او را صاحب کتابهایی در طب و هندسه و کتب حکمی می‌داند و دیگران هم چند رسالۀ موجود فارسی و عربی در پزشکی، کیمیا و علوم غریبه، و بیان مطالبی در این زمینه‌ها در گفت‌ و گو با اردشیر ساسانی، و سرانجام هم شماری سخنان فلسفی و تأویلی را به او نسبت داده‌اند (مثلاً نک‌ : منزوی، ٥/٣٣٨٩، ٣٩٦٨؛ سزگین، ٤/٦٢، ٨١، ٨٣‌؛ ملک، ٥/٣٣٣؛ غروی، ١٨؛ دبستان...، ١/١١٣-١١٤).
در روایات متأخر زردشتی، جاماسپ فرزند هبوب و از بستگان کی‌وشتاسب معرفی شده (روایات...، ٢/٤٤٢)، و روایتی منظوم (در ٣٠ بیت) دربارۀ پرسش جاماسپ از زردشت آمده که سراینده مدعی است آن را از متنی پهلوی نقل کرده است. جاماسپ می‌پرسد که در چه کارهایی باید شتاب و جهد بسیار کرد و زردشت در پاسخ ٥ کار ــ بازپرداخت وام، نیایش، پیوند دادن دختر و پسر، خشنودکردن مهمان، و به دخمه بردن جنـازه ــ را برمی‌شمارد (همان، ١/٢٩٧). در متن فارسی متأخری هم سروده‌ای در ٦٢ بیت با عنوان صدریه آمده که دربر دارندۀ پیشگوییهایی عمدتاً مربوط به تاریخ اسلام است و گردآورنده نه تنها مضمون، که حتى نظم آنها را هم به جاماسپ نسبت می‌دهد (نک‌ : مآخذ، صدرالاسلام).
در متن پهلوی نسبتاً متأخری، پس از اشاره به منصب وزارت جاماسپ حکیم و علم نجوم و دانایی او، آمده است که جاماسپ در پارس، پرستشگاهی بنا کرد با دفینه‌ای از آهنربا و هر که پاره و چیزی از آن بردارد، او را راه و توان بیرون آمدن نباشد؛ مگر آن پاره را باز به جای خویش نهد تا راه بر وی گشاده گردد. و هر پادشاه یا صاحب‌منصبی که بدانجا رسد، اگر سوار بر اسب از برابر آن بگذرد، در همان سال از منصب بیفتد (داستان گرشاسپ...، ٣٢٧-٣٢٨؛ خواندمیر، ٤/٦٣٣)، یا بمیرد (عقیلی، همانجا). این همان سکوی سنگی بازمانده در نزدیکی روستای کرادۀ خفر جهرم، در استان فارس است که به قبر جـاماسپ حکیـم شهـرت دارد (مجمـل، ٤٦٣؛ فـرصـت، ١٧بب‌ ؛ ‌مصطفوی، ٨٦؛ کارگر، ٥٨٠-٥٨٢)، با این همه، به گفتۀ حمدالله مستوفی (ص١٥٣) جاماسپ حکیم در کوسوی خراسان مدفون است. به نوشتۀ زادسپرم جاماسپ ٦٤ سال پس از ظهور دین زردشت درگذشت («گزیده‌ها»، ٨٦؛ نیز نک‌ : مدی، مقدمه، ٣١).

مآخذ: آموزگار، ژاله و احمد تفضلی، اسطورۀ زندگی زردشت، تهران، ١٣٧٢ش؛ ابن اثیر، الکامل؛ ابن‌خلدون، العبر؛ ابن‌ندیم، الفهرست؛ ارداویراف‌نامه، به کوشش فیلیپ ژینیو، ترجمۀ ژاله آموزگار، تهران، ١٣٧٢ش؛ ایرانشاه ‌بن ابی‌الخیر، بهمن‌نامه، به کوشش رحیم عفیفی، تهران، ١٣٧٠ش؛ برهان قاطع، محمدحسین بن خلف تبریزی، به کوشش محمد معین، تهران، ١٣٤٢ش؛ بلعمی، محمد، تاریخ، به کوشش محمدتقی بهار و محمد پروین گنابادی، تهران، ١٣٤١ش؛ بیرونی، ابوریحان، الآثار الباقیة، به کوشش پرویز اذکایی، تهران، ١٣٨٠ش؛ پورداود، ابراهیم، «آذرباد مهراسپندان»، خرده اوستا، ترجمۀ همو، بمبئی، ١٣١٠ش؛ همو، «اسامی خاص در آبان‌یشت» (نک‌ : هم‌ ، یشتها)؛ تاوادیا، ج.، زبان و ادبیات پهلوی، ترجمۀ س. نجم‌آبادی، تهران، ١٣٤٨ش؛ تفضلی، احمد، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، به کوشش ژاله آموزگار، تهران، ١٣٧٦ش؛ ثعالبی مرغنی، حسین، غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم، به کوشش زُتنبرگ، پاریس، ١٩٠٠م؛ حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به کوشش لسترنج، لیدن، ١٣٣١ق/١٩١٣م؛ خاقانی شروانی، دیوان، به کوشش جلال‌الدین کزازی، تهران، ١٣٧٥ش؛ خواندمیر، غیاث‌الدین، حبیب‌السیر، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٥٣ش؛ داستان گرشاسب، تهمورث و جمشید گلشاه و متنهای دیگر، ترجمۀ کتایون مزداپور، تهران، ١٣٧٨ش؛ دبستان مذاهب، به کوشش رحیم رضازاده ملک، تهران، ١٣٦٢ش؛ دقیقی، محمد، دیوان، به کوشش محمدجواد شریعت، تهران، ١٣٧٣ش؛ روایات داراب هرمزدیار، به کوشش رستم اونوالا، بمبئی، ١٩٢٢م؛ زرتشت بهرام پژدو، زراتشت‌نامه، به کوشش فردریک روزنبرگ و محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٣٨ش؛ سزگین، فؤاد، تاریخ التراث العربی، ترجمۀ ‌عبدالله حجازی، ریاض، ١٩٨٦م؛سنایی، حدیقة الحقیقة، به کوشش مدرس رضوی، تهران، ١٣٥٩ش؛ صاعد اندلسی، التعریف بطبقات الامم، به کوشش غلامرضا جمشیدنژاد اول، تهران، ١٣٧٦ش؛ صدرالاسلام همدانی، صدریه، چ سنگی، ١٣٤٢ق؛ صد در نثر و صد در بندهش، به کوشش دابار، بمبئی، ١٩٠٩م؛ طبری، تاریخ، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٦٤م؛ عقیلی، حاجی‌بن نظام، آثار الوزراء، به کوشش جلال‌الدین محدث ارموی، تهران، ١٣٣٧ش؛ غروی، مهدی، فهرست نسخه‌های خطی فارسی (بمبئی، کتابخانۀ مؤسسۀ کاما، گنجینۀ مانکجی)، اسلام‌آباد، ١٣٦٥ش/١٩٨٦م؛ غزالی، محمد، نصیحة الملوک، به کوشش جلال‌الدین همایی، تهران، ١٣٥١ش؛ غیبی، بیژن، «یادگار زریران»، پژوهشهای ایران‌شناسی (ناموارۀ دکتر محمود افشار)، ج ١٢، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٧٩ش؛ فاروقی، ابراهیم، شرف‌نامۀ منیری، به کوشش حکیمه دبیران، تهران، ١٣٨٥ش؛ فردوسی، شاهنامه، به کوشش جلال خالقی‌مطلق، تهران، ١٣٨٦ش؛ فرصت، محمدنصیر، آثار العجم، به کوشش علی دهباشی، تهران، ١٣٦٢ش؛ قریب، بدرالزمان، فرهنگ سغدی، تهران، ١٣٧٤ش؛ قزوینی، زکریا، عجائب المخلوقات، به کوشش نصرالله سبوحی، تهران، ١٣٦١ش؛ کارگر، داریوش، «باز سپید در آتشکدۀ گمشدۀ جاماسپ»، مجلۀ ایران‌شناسی، تهران،َ ١٣٧٩ش، س ١٢؛ کتاب پنجم دینکرد، ترجمۀ ژاله آموزگار و احمد تفضلی، تهران، ١٣٨٦ش؛ کریستن‌سن، آرتور، کیانیان، ترجمۀ ذبیح‌الله صفا، تهران، ١٣٥٠ش؛ گردیزی، عبدالحی، زین‌الاخبار، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٦٣ش؛ ماهیارنوابی، یحیى، تعلیقات بر یادگار زریران (هم‌ ‌)؛ مجمل‌التواریخ و القصص، به کوشش محمدتقی بهار، تهران، ١٣١٨ش؛ مصطفوی، محمدتقی، اقلیم پارس، تهران، ١٣٤٣ش؛ مکنزی، د.ن.، فرهنگ کوچک زبان پهلوی، ترجمۀ مهشید میرفخرایی، تهران، ١٣٧٣ش؛ ملک، خطی؛ منزوی، احمد، فهرستوارۀ کتابهای فارسی، تهران، ١٣٨٢ش؛ نالینو، ک. آ.، علم‌الفلک، رم، ١٩١١م؛ یادگار زریران، ترجمه و به کوشش یحیى ماهیار نوابی، تهران، ١٣٧٤ش؛ یشتها، ترجمۀ ابراهیم پورداود، بمبئی، ١٣٠٧ش؛ نیز:

Anthologie de Zādspram, ed. Ph. Gignoux and A. Tafazzoli, Paris, ١٩٩٣; Bailey, H. W., »To the Zamasp-Namak«, Bulletin of the School of Oriental Studies, vol. VI, no. ١, ١٩٣٠, no.٣, ١٩٣١; id, Zoroastrian Problems in the Ninth-Century Books, Oxford, ١٩٤٣; Bartholomae, Ch., Altiranisches Wörterbuch, Strassburg, ١٩٠٤; Benveniste, E., »Le Mémorial de Zarēr«, JA, ١٩٣٢, vol. CCXX, no.٢; Dhabhar, B.N., Descriptive Catalogue of All Manuscripts in the First Dastur Meherji Rana Library, Navsari, Bombay, ١٩٢٥; id, »Jamasp Bitaxsh or Jamasp Hakim«, Poure Davoud Memorial, Volume II, Bombay, ١٩٥١; Hallock, R.T., Persepolis Fortification Tablets, Chicago, ١٩٦٩; Humbach, H. and P. Ichaporia, The Heritage of Zarathushtra: A New Translation of His Gāthās, Heidelberg, ١٩٩٤; Iranica ; Jackson, A.V.W., Zoroaster: The Prophet of Ancient Iran, New York, ١٩٦٥; Justi, F., Iranisches Namenbuch, Marburg, ١٨٩٥; Mayrhofer, M., Iranisches Personennamenbuch, Wien, ١٩٧٩; Messina, G., Libro Apocalittico Persiano: Ayātkār i Žāmāspīk, Rome, ١٩٣٩; Modi, J.J., introd. And ed. Jamaspi, Pahlavi, Pazand and Persian Texts, Bombay, ١٩٠٣; Nyberg, H.S., A Manual of Pahlavi, Wiesbaden, ١٩٧٤; West, E.W., »The Pahlavi Jāmāsp-Nāmak«, Avesta, Pahlavi, and Ancient Persian Studies, Strassburg/Leipzig, ١٩٠٤.
عسکر بهرامی

 

١. »To the Zamsp-Namak«

٢. Hvōgva-

 ٣. Anthologie…

٤. bidaxš

٥. Zoroastrian…
١. »Jamasp…«

٢. Descriptive…