دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٣٢٢
| ثور،نام کوه جلد: ١٧ شماره مقاله:٦٣٢٢ |
ثور، نام کوهی در جنوب مسجدالحرام، در فاصلۀ
دورتری نسبت به مکه، و دارای غار معروفی به همین نام. ثور در لغت به معنی گاو نر
است.
منابع جغرافیایی سدههای نخستین اسلامی این کوه را در یک فرسخی جنوب مکه بر سر راه
یمن آوردهاند (ابن خردادبه، ١٥٢-١٥٣؛ مقدسی، ١٠٢؛ ابوعبید بکری، ١/٣٤٨). از این
کوه با نام اطحل و یا ثور اطحل نیز یاد گردیده (همانجا؛ سبط ابن جوزی، ١/٨٤؛
فیروزآبادی، ٨٣)، از آنرو که ثور بن عبدمنات از اشراف قریش در آن کوه (اطحل) زاده
شده، یا در آنجا سکونت داشته است (یاقوت، ١/٩٣٨-٩٣٩؛ قلقشندی، ١٨٨).
شهرت تاریخی ثور به هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه بازمیگردد. در سال ١٣ بعثت در
شبی که به لیلة المبیت معروف است، محمد(ص) همراه با ابوبکر قصد هجرت از مکه به
مدینه کرد و برای رهایی از دست مشرکان راه جنوب در پیش گرفت و در غاری در کوه ثور
پناه جست. محمد(ص) و همراهش به مدت ٣ شب درون آن غار به سر بردند. در این مدت آذوقۀ
آنها را عبدالله بن ابی بکر فراهم میکرد. دهانۀ این غار به قدری تنگ بود که یک تن
با زحمت از آن میگذشت. وقتی قریشیان در تعقیب آن دو به این غار رسیدند، با دیدن
دهانۀ غار که عنکبوتی بر آن تار تنیده بود و جفتی کبوتر در آنجا آشیانه داشتند، از
ورود به غار منصرف شدند. این حادثۀ معجزهآسا که در قرآن مجید نیز بدان اشاره شده،
آغاز هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه است. پس از نا امیدی مشرکان از یافتن آنها،
پیامبر(ص) به همراه ابوبکر با شترانی که عبدالله بن ابی بکر و خواهرش اسماء فراهم
کرده بودند، راه شمال را در پیش گرفت و به سوی مدینه حرکت کرد (توبه/٩/٤٠؛ ابن سعد،
١/٢٢٨؛ جاحظ، ٥١-٥٣؛ طبری، ٢/٣٧٢-٣٨١؛ طوسی، ٥/٢٢٠-٢٢٣؛ ذهبی، ١/٣١٦، ٣٢٠-٣٢٢؛ محلی،
٢٥٤-٢٥٥).
بنابر روایت محدثین، پیامبر(ص) میان عیر تا ثور را حریم مدینه قرار داد (ابوعبید
قاسم، ١/١٨٩؛ مسلم، ٢/٩٩٥، حاشیۀ ٤). ابوعبید قاسم بن سلام این حدیث را متعلق به
اهل عراق دانسته، و ذکر کرده است که اهل مدینه کوهی به نام ثور نمیشناختهاند (همانجا).
در پارهای از روایات نیز حریم مدینه میان عیر و اُحُد نقل شده است (ابن اثیر،
١/٢٢٩؛ بخاری، ٢/٦٦١، نیز حاشیۀ ١٧٦٨). با اینکه این روایت شهرت فراوان داشته، اما
ظاهراً استوار به نظر نمیرسد، زیرا عیر نیز کوهی در مکه بوده، و مراد از مدینه
مفهوم کلی شهر است، نه شهر یثرب یا مدینة النبی( ابن اثیر، ١/٢٢٩-٢٣٠؛ ابوعبید بکری،
١/٣٥٠).
مآخذ: ابن اثیر، مبارک، النهایة، به کوشش طاهر احمد زاوی و محمود محمد طناحی، بیروت،
١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ ابن خردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن،
١٨٨٩م؛ ابن سعد، محمد، الطبقات الکبرى، بیروت، دارصادر؛ ابوعبید بکری، عبدالله،
معجم ما استعجم، به کوشش مصطفى سقا، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ابوعبید قاسم بن سلام،
غریب الحدیث، بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛ بخاری، محمد، صحیح، به کوشش مصطفى دیب البغا،
دمشق، ١٤١٠ق/ ١٩٩٠م؛ جاحظ، عمرو، العثمانیة، به کوشش عبدالسلام محمدهارون، قاهره،
١٣٧٤ق/١٩٥٥م؛ ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت،
١٤٠٩ق/١٩٨٩م؛ سبط ابن جوزی، یوسف، مرآة الزمان، به کوشش احسان عباس، بیروت/ قاهره،
١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ طبری، تاریخ؛ طوسی، محمد، التبیان، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی،
بیروت، داراحیاء التراث العربی؛ فیروزآبادی، محمد، المغانم المطابة فی معالم طابة،
به کوشش حمد جاسر، ریاض، ١٣٨٩ق/ ١٩٦٩م؛ قرآن کریم؛ قلقشندی، احمد، نهایة الارب،
بیروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٤م؛ محلی، جلالالدین محمد و جلالالدین سیوطی، تفسیر الجلالین،
بیروت، داراحیاء التراث العربی؛ مسلم بن حجاج، صحیح، قاهره/ بیروت، ١٣٧٤ق/ ١٩٥٤م؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛ یاقوت، بلدان.
شیوا جعفری