دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٢٩٩
| ثقفی، خلیل خان جلد: ١٧ شماره مقاله:٦٢٩٩ |
ثَقَفی، خلیلخان (شعبان ١٢٧٩ق - ٧ فروردین ١٣٢٣ش/ فوریۀ ١٨٦٣- ٢٧ مارس ١٩٤٤م)،
ملقب به اعلمالدوله، از پزشکان مشهور دورۀ ناصری و مظفری و نخستین کسی که با تحصیل
در ایران، لقب دکتر گرفت. او فرزند حاج میرزا عبدالباقی اعتضادالاطباء از پزشکان و
دانشمندان نامی عصر قاجار بود (اعتمادالسلطنه، ٢٢٣). وی در تهران متولد شد (ثقفی
اعزاز، مقدمه بر...، ٣). به گفتۀ خودش نسبت خاندان ایشان به مختار ثففی میرسد (ص
٢)، اما قزوینی این نسبت را ساختگی دانسته است (٨/٢٣٠).
ثقفی پس از فراگیری مقدمات فارسی و عربی، علوم ریاضی، طبیعی، هیئت و نجوم را در
محضر میرزا محمد علیخان مهندس شیرازی، و طب قدیم و حکمت الٰهی را نزد پدر و آقا
محمدرضا قمشهای آموخت (ثقفی اعزاز، همانجا). وی در ١٢٩٣ق وارد دارالفنون شد و در
امتحانات سال ١٢٩٧ق به دریافت نشان علمی مفتخر گردید (همانجا). ثقفی در ١٣٠٤ق پزشک
رسمی وزارت امور خارجه شد و یک سال بعد از مدرسۀ دارالفنون فارغالتحصیل گردید و در
دربار ناصرالدین شاه شروع به کار کرد و در ١٣٠٦ق معلم طب مدرسۀ نظام ناصری شد (همان،
٤؛ نجمآبادی، «امیرکبیر...»، ٢٣١). ثقفی پیش از رسیدن به سمت استادی طب، مدتی سمت
خلیفگی (دستیاری) دکتر آلبو (از پزشکان پروسی دارالفنون) و نیز مترجمی بروسکی (از
معلمان زبان فرانسه و جغرافی دارالفنون) را بر عهده داشت (هاشمیان، ١٨٥، ١٩٤؛
محبوبی، ١/٢٧٨، ٢٨٩). او تا ١٣٠٩ق معلم طب دارالفنون بود (بامداد، ١/٤٨٨) و در
١٣١٢ق برای تکمیل تحصیلات به توصیۀ دکتر تولوزان (طولوزان) همراه نریمان خان (قوامالسلطنه)
وزیر مختار ایران در اتریش، به اروپا رفت (ثقفی اعزاز، نجمآبادی، همانجاها) و در
١٣١٥ق موفق به کسب نشان علمی و شوالیه از دولت فرانسه شد. او یک سال بعد به
نمایندگی مجلس شورای صحی بینالمللی پاریس برگزیده شد.
ثقفی در همان سال به ایران بازگشت و به جای ابراهیمخان حکیمالممالک، پزشک مخصوص
مظفرالدین شاه شد و در اغلب سفرها در ایران و اروپا همراه او بود. وی تنها در دومین
سفر شاه به انگلستان و فرانسه برای حفاظت از اندرونی در ایران ماند و از بروز وبا
جلوگیری کرد؛ در همان زمان کتاب پسر کنت دو مونت کریستو را هم ترجمه کرد (ثقفی
اعزاز، همانجا). در ١٣٢٢ق از سوی مظفرالدین شاه ملقب به اعلمالدوله شد (همانجا،
نیز «مرحوم...»، ٢٥).
برخی او را از مشوقان مظفرالدینشاه در امضای فرمان مشروطیت برشمردهاند (همو،
مقدمه بر، ٤-٥، «مرحوم»، همانجا؛ مرسلوند، ١/٢١٥)، اما برخی دیگر این موضوع را تنها
گزافهگویی از سوی خاندان او برشمردهاند (نک : ناطق، ٢٧٧)، پس از مرگ مظفرالدینشاه،
محمدعلی شاه در نخستین اقدام برای انحلال مجلس سعی کرد تا مدارکی مبنی بر اختلال
مشاعر مظفرالدینشاه هنگام صدور فرمان مشروطیت تهیه کند و به امضای سایر پزشکان
برساند؛ این امر با مخالفت شدید ثقفی روبهرو شد، از اینرو در ١٣٢٥ق به دنبال
تهدید و توقیف و ضبط املاکش مجبور به ترک تهران گردید و همراه خانواده به فرانسه
رفت (ثقفی اعزاز، همان، ٢٦؛ سفری، ٢٤٢-٢٤٥).
او نزدیک ٣ سال در پاریس ماند و با شماری از آزادیخواهان انجمنی به نام «ایران
جوان» برای مبارزه با حکومت استبداد صغیر تشکیل داد و با همکاری برادرش، دکتر جلیلخان
مقالاتی در روزنامههای فرانسه منتشر ساخت (ثقفی اعزاز، مقدمه بر، ٥، «مرحوم»، ٢٨).
پس از سقوط محمدعلی شاه به درخواست نایبالسلطنه، عضدالملک، به تهران بازگشت و از
١٢٨٩ تا ١٢٩٢ش به عنوان نخستین رئیس شهرداری قانونی تهران عهدهدار این سمت گردید (همو،
«نخستین...»، ٢٢؛ موسوی عبادی، ٥٩-٦٠). پس از آن سرکنسول ایران در سویس شد و شماری
از خانزادگان بختیاری و جوانان ایرانی دیگر را برای تحصیل با خود بدانجا برد (همو،
مقدمه بر، همانجا، «مرحوم»، ٣٤؛ دولتآبادی، ٣/١٦٢؛ مرسلوند، ١/٢١٧).
ثقفی پس از بازگشت به تهران به مدت ٧ سال از کارهای دولتی کناره گرفت و در مطب شخصی
به طبابت مشغول شد تا اینکه در ١٣٣٧ق افزون بر ریاست مجلس حفظ الصحۀ دولتی و مجلس
حفظ الصحۀ بلدی، به ریاست کل امور معارف و تعلیمات وزارت معارف و اوقاف منصوب شد (ثقفی
اعزاز، مقدمه بر، همانجا).
وی پس از کودتای ١٢٩٩ش در زمامداری مستوفیالممالک، عهدهدار معاونت وزارت فرهنگ
شد و همواره در جلسات صحی شهرداری شرکت میکرد (همانجا)؛ سپس از کارهای دولتی کنارهگیری
کرد و در سالهای پایانی عمر خویش، ریاست انجمنی به نام «انجمن معرفة الروح تجربتی
ایران» را برعهده گرفت (مرسلوند، همانجا). سرانجام او در تهران درگذشت و در گورستان
امامزاده عبدالله (شهر ری) به خاک سپرده شد
( اطلاعات، ٢٢؛ مرسلوند، ١/٢١٧، ٢٢٣).
آثـار:
الف ـ تألیفی: ١. هزار و یک حکایت؛ ٢. هفتاد و یک مقالۀ معرفة الروح؛ ٣. صد و پنجاه
مقالۀ یادگار عصر جدید؛ ٤. رساله در پاتولوژی (نجمآبادی، فهرست...، ٤٠٣)؛ ٥. تربیتنامه
(همان، ٢٣٠؛ منزوی، ٥/٣٣٦٠)؛ ٦. کتاب تشریح (همو، ٥/٣٣٧٣)؛ ٧. لغت طبی (همو،
٥/٣٦٦٨)؛ ٨. حکمت طبیعی (رساله در علم شیمی) (همو، ٥/٣٨٣٣؛ نجمآبادی، همان، ٣١٩)؛
٩. رساله در فیزیک (همان، ٤٠٤)؛ ١٠. سفرنامۀ سوم مظفرالدین شاه قاجار (آتابای،
٥٤٥).
ب ـ ترجمه: ١. تراپوتیک (حفظ الصحه)، اثر دکتر آلبو (منزوی، ٥/٣٣٦٥؛ نجمآبادی،
همان، ٢٢٥)؛ ٢. رساله در جراحی، اثر دکتر آلبو (منزوی، ٥/٣٣٩٨؛ نجمآبادی، همان،
٢٧٥)؛ ٣. طب جدید، ترجمۀ درسهای کلینیک دکتر آلبو (منزوی، ٥/٣٥٤١)؛ ٤. معالجه با آب،
کتابی در باب خواص آب برای درمان بیماری و نیز روش دور نگاه داشتن آب از آلودگی، از
کشیشی فرنگی (منزوی، ٥/٣٧٠٩)؛ ٥. زراعت و فلاحت، ترجمهای از روزنامۀ فیگارو فرانسه
به خواهش دوبالو وزیر مختار فرانسه در ١٣٠٩ق (همو، ٥/٣٨٥٧؛ برای فهرست آثار او، نک
: مشار، ٣/٢٦-٢٧).
مآخذ: آتابای، بدری، فهرست تاریخ، سفرنامه، سیاحتنامه، روزنامه و جغرافیای خطی
کتابخانۀ سلطنتی، تهران، ١٣٥٦ش؛ اطلاعات، تهران، ٨ فروردین ١٣٢٣؛ اعتمادالسلطنه،
محمدحسن، المآثر و الآثار، تهران، ١٣٠٦ق؛ بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران،
١٣٥٧ش؛ ثقفی، خلیل، صد و پنجاه مقالۀ یادگار عصر جدید، تهران، ١٣١٤ش؛ ثقفی اعزاز،
حسین، «مرحوم دکتر خلیلخان اعلمالدوله و مشروطیت ایران»، یادگار، تهران، ١٣٢٧ش، س
٤، شم ٧؛ همو، مقدمه بر هزار و یک حکایت خلیل ثقفی، تهران، ١٣٤٣ش؛ همو، «نخستین
بلدیۀ قانونی در بدو مشروطه»، خواندنیها، تهران، ١٣٤٩ش، س ٣٠، شم٨٣؛ دولتآبادی،
یحیى، حیات یحیى، تهران، ١٣٦٢ش؛ سفری، محمدعلی، مشروطهسازان، تهران، ١٣٧٠ش؛ قزوینی،
محمد، یادداشتها، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٦٣ش؛ محبوبی اردکانی، حسین، تاریخ
مؤسسات تمدنی جدید در ایران، تهران، ١٣٥٤ش؛ مرسلوند، حسن، زندگینامۀ رجال و مشاهیر
ایران، تهران، ١٣٦٩ش؛ مشار، خانبابا، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی، تهران، ١٣٤١ش؛
منزوی، احمد، فهرستوارۀ کتابهای فارسی، تهران، ١٣٧٩ش؛ موسوی عبادی، علیاصغر،
شهرداران تهران از عصر ناصری تا دولت خاتمی، قم، ١٣٨٠ش؛ ناطق، هما، کارنامۀ فرهنگی
فرنگی در ایران (١٨٣٧-١٩٢١م)، تهران، ١٣٨٠ش؛ نجمآبادی، محمود، امیرکبیر و
دارالفنون، به کوشش قدرتالله روشنی زعفرانلو، تهران، ١٣٥٤ش؛ همو، فهرست کتابهای
چاپی فارسی طبی، تهران، ١٣٤٢ش؛ هاشمیان، احمد، تحولات فرهنگی ایران در دورۀ قاجاریه
و مدرسۀ دارالفنون، تهران، ١٣٧٩ش. فریبا پات