دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٢٩١
| ثعلبه، بنی جلد: ١٧ شماره مقاله:٦٢٩١ |
ثَعْلَبه، بَنی، نام شمار بسیاری از قبیلهها و
بطنها و شاخههای کوچکتر عرب و نیز نام گروهی از یهودیان یثرب. بنی ثعلبه در مآخذ
تاریخی و کتابهای انساب عرب، ثعالب و ثعالبه نیز نامیده میشوند (نک : ابن حزم،
٣٩٩، ٤٧٦؛ یاقوت، المقتضب، ٢٩٣). دستهای از قبایل و بطنهای ثعلبه، قحطانی و شماری
دیگر عدنانیاند.
فرزندان ثعلبة بن عنقاء بن عمرو مزیقیاء را میتوان از مشهورترین و شاید مهمترین
ثعالبۀ قحطانی به شمار آورد (ابنحزم، ٣٣١، ٣٣٢). چون نیای بزرگ اینان به سبب گردن
درازش به عنقاء شهرت داشت (ابن اثیر، ١/٥١٦)، این بنی ثعلبه گاهی بنیثعلبۀ عنقاء
نیز نامیده شدهاند (ابن یوسف، ٢٩؛ ابن اثیر، همانجا؛ ابن عبدربه، ٩٩؛ حمزه، ٢٤٣).
دو قبیلۀ مشهور اوس و خزرج در صدر اسلام که پس از هجرت نبی اکرم(ص)، «انصار» خوانده
شدند، فرزندان همین ثعلبة بن عنقاء بودهاند (همانجاها؛ نیز نک : ه د، اوس و خزرج).
از دیگر ثعالبۀ مشهور قحطانی، ٣ بطن از قبیلۀ طی را میتوان نام برد: فرزندان ثعلبة
بن رومان بن جُنْدب بن خارجة ابن سعد، فرزندان برادرزادۀ او ثعلبة بن ذهْل بن
رومان، و نیز فرزندان ثعلبة بن جدعاء بن ذهل بن رومان. اینان به ثعالبۀ جدیله نامبردارند
و از بزرگترین بطنهای طی به شمار میروند
(ابن حزم، ٤٧٦؛ قطب، ١٦٣). به گفتۀ یاقوت (همانجا) از همین ثعالبه چند بطن یا شاخۀ
دیگر ادامه یافته که مشهورترین آنها، فرزندان تَیْم بن ثعلبه بودهاند (ابن حزم،
٣٩٩؛ ابن یوسف، ٣٧). اینان مصابیح الظلام نامیده میشدند و به گفتۀ ابن حزم (همانجا)
یکی از قبایلی بودهاند که امرؤالقیس (ه م) در جریان سرگردانیهای خویش بر آنان
وارد شد.
گروه دیگری از ثعالبۀ مشهور عدنانی، فرزندان ثعلبة بن عُکابه صعب بن علی بن بکر بن
وائلاند (یعقوبی، ١/٢٤٤) و در مآخذ تاریخی و انساب به دلایل گوناگون مورد توجه
بودهاند. نسب احمد بن حنبل، پیشوای حنبلیان به همین ثعالبه میرسد (نک : ابن ابی
یعلى، ١/٤).
این بنی ثعلبه مالک وادیهای حاصلخیز بودهاند. به گفتۀ یاقـوت ( معجـم…، ٢/٣٥٧)
وادی موسـوم بـه الخـرج ــ که از بهترین وادیهای سرزمین یمامه به شمار میرفته و بر
سر راه بصره به مکه واقع بود ــ به این ثعالبه تعلق داشته است.
گفتهاند که پس از کشته شدن مسیلمۀ کذاب بخشی از بنیثعلبه در وادی مشهوری در یمامه
فرود آمدند که منفوحه نامیده میشود (همان، ٥/٢١٤). به گفتۀ یاقوت (همان، ١/٣٤٩) آن
گروه از بنی ثعلبة بن عکابه که در بحرین ساکن شده بودند، پس از رحلت پیامبر(ص) همگی
مرتد شدند.
گویا فرزندان ثعلبة بن عکابه بیش از هر جای دیگر در بصره سکنا گزیدند؛ چه، یاقوت از
چندین محله در این شهر به نامهای اِنزقب (یا سامعه)، زِمّان، شیبان و ضبیعه نام میبرد
که به بنیثعلبة بن عکابه منسوب بوده است (نک : همان، ٣/١٢٥، ١٤٧، ٣٧٨، ٤٥٢). به
گفتۀ همو در فاصلۀ میان ری و قزوین در ناحیهای موسوم به دستبی نیز شهر یا شهرکی به
نام جابر یا قصر جابر بوده که به یکی از شاخههای همین ثعالبه تعلق داشته است (همان،
٥/٧٩).
اوس بن ثعلبة بن عکابه که از بزرگان قوم خویش به شمار میآمده، در روزگار حکومت بنی
امیه یکچند حکومت خراسان داشته است (همان، ٤/٣٥٦). اما مهمترین رویدادی که بنی
ثعلبة بن عکابه در آن مداخله داشتند، فتح طبرستان است. آوردهاند که مصقلة بن هبیره
از بنی ثعلبة بن عکابه با ٢٠ هزار سپاهی رهسپار فتح طبرستان گردید و پس از استیلا
بر نقاطی از این ولایت، چنان دست به ستم و غارت گشود که چون با لشکریانش از طبرستان
خارج میشد، مردم از بلندیهای اطرافْ سنگها و صخرههای عظیم را بر روی آنان فرو
غلطانیدند و او و همۀ سپاهیانش را هلاک کردند. پس از آن «بازگشت مصقلة بن هبیرة...
ثعلبه از طبرستان» به ضربالمثلی برای امور ناممکن مبدل گردید (همان، ٣/١٥).
بنی ثعلبة بن عکابه خود چندین بطن بودهاند: بنی شیبان بن ثعلبة بن عکابه، بنی ذهل
بن ثعلبة بن عکابه، بنی قیس بن ثعلبة ابن عکابه، و بنیتیم بن ثعلبة بن عکابه (ابن
حزم، ٣١٤-٣١٧). اما بنی شیبان بن ثعلبه و بنی تیم بن ثعلبه از همه پرشمارتر بودهاند.
مصقلة بن هبیره که در طبرستان کشته شد، از بنی شیبان ابن ثعلبه بود (نک : همو،
٣٢١).
از دیگر ثعالبۀ مهم عدنانی فرزندان ثعلبة بن یربوع از بطنهای پرشمار بنی تمیم بودهاند.
ابن حزم (ص ٢٢٤، ٤٦٧) ثعلبه، ریاح، حارث، عمرو و صُبیر را در شمار فرزندان یربوع بن
حنظلة بن مالک بن زید مناة بن تمیم آورده، و از یکی از بنیثعلبة بن یربوع به نام
عنیبة بن حارث، به عنوان شهسوار بنیتمیم یاد کرده است. به گزارش ابن حجر مالک بن
نویره شاعر و شهسوار بنی تمیم نیز از همین ثعالبه بوده است (٥/٧٥٤). در کتابهای
سیره نام شمار بسیاری از این ثعالبه را در زمرۀ اصحاب پیامبر(ص) و راویان حدیث ذکر
کردهاند که مشهورترین آنان حبیب بن فراش از شهدای بدر است (نک : ابنحزم، ٢٢٤؛
ابنحجر، ١/٤٩، ٤٠٢، ٤١٠، ٢/١٨، ٥/٤٤٧، ٧٦٨، ٦/٥٩٤؛ ابن سعد، ٣/١٩، ٣٩٠، ٣٩٦، ٥٤٩،
٥٥٠، ٦/٢٦٥؛ ابنقانع، ١/٣٢٤، ٢/١١٢).
از دیگر ثعالبۀ عدنانی مشهور، از بنی ثعلبة بن سعد بن ذبیان میتوان یاد کرد که از
بطنهای بنی فزاره به شمار میرفتهاند (ابن حزم، ٢٤٩، ٢٥٥، ٤٨١). اینان از جمله
بطنهایی از بنی فزار بودهاند که شمار آنان بسیار بود و به همین سبب به آنها جف میگفتهاند
(ابن منظور، ذیل مرر). یاقوت (معجم، ٤/٢٢٢، ٣/٣٩٨) و ابوعبید بکری (٢/٥٠٠) از
زیستگاههای متعدد این ثعالبه نام میبرند که میتواند نشانی از جمعیت بسیار آنها
باشد.
به گفتۀ یعقوبی گروهی از این ثعالبه در سرزمین متعلق به بنی عطفان میزیستند
(١/٢٣٧). ابن خلکان نسب خاندان ایوبی را به ایشان میرساند (٧/١٤٠). به گزارش ابن
اثیر سبب جنگ سمیر میان دو قبیلۀ اوس و خزرج یکی از مردان همین ثعالبه، به نام کعب
بن عجلان بود که هم پیمان مالک بن عجلان سالمی بهشمار میرفت (١/٥١٩، ٥٣١). به
گزارش همو ١٠٠ سال پس از این واقعه نیز به سبب فتنهای که توسط یکی از مردان خزرجی
و مردی از بنی ثعلبة بن سعد و همراهی یکی از یهودیان در بازار بنی قینقاع برپا شد،
بار دیگر جنگ موسوم به حاطب میان اوس و خزرج شعلهور گردید (١/٥٣١).
از دیگر ثعالبۀ مشهور عدنانی فرزندان ثعلبة بن دودان بن اسد است که بطنی از بنی اسد
بن خزیمه به شمار میرود (ابن حزم، ١٩١، ١٩٢). به گفتۀ ابن حزم ثعالبهای که در
کوفه و مکه بودهاند، همه منسوب به این ثعلبهاند (ص ١٩٢). وی شاخههای متعددی از
آنان را نام میبرد که فرزندان سعد بن ثعلبة بن دودان، مالک بن ثعلبة بن دودان و
حارث بن ثعلبة بن دودان از آن جملهاند (ص ١٩٢-١٩٤). از منزلگاههای این ثعالبه میتوان
به سعدیه، غاضره، ابان اسود در وادی الرمه و چند آب و زیستگاه دیگر اشاره کرد (یاقوت،
همان، ١/٦٢، ٢/٢٢٩، ٢٥٤، ٣/٢٢١، ٤/٣٤، ٨٤، ١٥٦، ٣٩٤، ٥/١٥٠).
برخی دیگر از ثعالبۀ کم اهمیتتر که تنها نامی از آنها در کتاب تاریخ و انساب دیده
میشود، عبارتاند از: بنی ثعلبة بن بکر بن حبیب بن عمرو که بطنی از قبیلۀ تغلب به
شمار میرفته است (ابن حزم، ٣٠٤، ٣٠٧). به گفتۀ ابن حجر خولة بنت هذیل بن قبیصه که
پیامبر(ص) او را به عقد خویش درآورد، اما پیش از رسیدن نزد پیامبر(ص) در راه درگذشت،
از همین ثعالبه بوده است (٧/٦٢٦). بنی ثعلبة بن سعد بن ضبه، بطنی از بنی تمیم که به
گفتۀ ابن حزم شمار آنان بسیار اندک بوده است. وی همچنین از یکی از آنان که فرستادۀ
پیامبر(ص) بوده، نام میبرد که به گفتۀ او نام وی عبدالحارث بود و پیامبر(ص) او را
عبدالله نامید (ص ٢٠٣). همچنین بنی ثعلبة بن بهثة بن سلیم که بطنی کوچک از بنی
سُلیم بوده است (ابن حزم، ٢٦١، ٢٦٣). دیگر ثعالبه که شمار آنها اندک هم نیست، چندان
قابل ذکر نیستند.
مآخذ: ابن ابی یعلى، محمد، طبقات الحنابلة، به کوشش محمدحامد فقی، قاهره،
١٣٧١ق/١٩٥٢م؛ ابن اثیر، علی، الکامل، به کوشش ابوالفداء عبدالله قاضی، بیروت،
١٤١٥ق/١٩٩٥م؛ ابن حجر عسقلانی، احمد، الاصابة، به کوشش علی محمد بجاوی، بیروت،
١٤١٢ق/١٩٩٢م؛ ابن حزم، علی، جمهرة انساب العرب، به کوشش عبدالسلام محمد هارون،
قاهره، ١٣٨٢ق/١٩٦٢م؛ ابن خلکان، وفیات؛ ابنسعد، محمد، الطبقات الکبرى، بیروت،
دارصادر؛ ابن عبدربه، احمد، انساب العرب، بیروت، مکتبة صادر؛ ابن قانع، عبدالباقی،
معجم الصحابة، به کوشش ابوعبدالرحمان صلاح بن سالم المصراتی، مدینه، ١٤١٨ق/١٩٩٧م؛
ابن منظور، لسان؛ ابن یوسف، عمر، طرفة الاصحاب فی معرفة الانساب، به کوشش ک. و.
سترستین، بیروت، ١٤١٢ق/١٩٩٢م؛ ابوعبید بکری، عبدالله، معجم ما استعجم، به کوشش
مصطفى سقا، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ حمزه، فؤاد، قلب جزیرة العرب، ریاض، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛
قطب، سمیر عبدالرزاق، انساب العرب، بیروت، دارمکتبة الحیاة؛ یاقوت، معجم البلدان،
بیروت، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛ همو، المقتضب، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ١٩٨٧م؛ یعقوبی، احمد،
تاریخ، بیروت، دارصادر.
محمد سیدی
١. S. Parelli