دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٢٨٥
| ثریا، نشریه جلد: ١٧ شماره مقاله:٦٢٨٥ |
ثُرَیّا، نشریۀ سیاسی ـ خبری که در فاصلۀ سالهای
١٣١٦- حداقل ١٣٢٨ق/١٨٩٨-١٩١٠م، در ٣ دورۀ انتشاراتی در شهرهای قاهره، تهران و کاشان
منتشر میشد:
دورۀ اول (قاهره): استبداد ناصرالدین شاه و امتداد دورۀ آن، سبب شد تا بسیاری از
وطندوستان و آزادیخواهان ایرانی، برای نشر افکار ترقیخواهانۀ خود، جلای وطن کنند
و به کار روزنامهنگاری بپردازند. قاهره یکی از شهرهایی بود که نه تنها روشنفکران
جهان عرب مانند عبدالرحمان کواکبی و رشید رضا بدانجا جلب شده، و به روزنامهنگاری
پرداخته بودند، که برخی از ایرانیان آزادیخواه مانند علیمحمد کاشانی شیبانی،
مهدیخان تبریزی، ملقب به زعیمالدوله، و عبدالمحمد اصفهانی، «جوّ صاف و شفاف مصر»
را «پر از ستارههای درخشان معارف» یافتند و به سبب احساس امنیت از تعقیب یا
استرداد بر اثر نبودن رابطۀ دو جانبۀ سیاسی و عمیق میان ایران و مصر، از محیط آزاد
آن دیار سود بردند و به نشر روزنامههایی چون: ثریا، حکمت، چهرهنما و پرورش
پرداختند. این گونه فعالیتهای فرهنگی و مطبوعاتی در قاهره چنان فضای مناسبی پدید
آورد که این شهر توانست نقشی مهم در تکوین نهضت مشروطه بر عهده گیرد و به مرکزی
برای نشر افکار آزادیخواهانه در میان ایرانیان خارج از وطن مبدل گردد (محیط ، ٩٠؛
پروین، ١/٣٢٢، ٢/٤٥٩؛ بالایی و کوییپرس، ٣٥).
در ١٣١٦ق/١٨٩٨م، یعنی ٣سال پس از قتل ناصرالدین شاه و در سومین سال حکومت
مظفرالدینشاه، دو تن از میهنپرستان ایرانی، یعنی علیمحمد شیبانی کاشانی و
سیدفرجالله حسینی کاشانی در قاهره تصمیم به انتشار روزنامهای با مشی
آزادیخواهانه گرفتند (پروین، ٢/٤٠٢؛ بالایی و کوییپرس، همانجا). علیمحمد شیبانی
کاشانی دارای پیشینۀ روزنامهنگاری بود و کار خود را با منشیگری روزنامۀ نیمهرسمی
اطلاع که در سالهای پایانی سدۀ ١٣ق/١٩م منتشر میشد، آغاز کرده بود (پروین، ١/١٨٧)
و ضمن همکاری با شخصیتهایی چون شیخ احمد روحی و آقاخان کرمانی در نویسندگی روزنامۀ
اختر استانبول، تجارب زیادی اندوخته بود (بالایی و کوییپرس، همانجا؛ آرینپور،
١/٢٥٠؛ کهن، ١/١٠١). فرجالله حسینی کاشانی هم که فروغی از وی با صفاتی چون: «همت
ایرانی، اطلاعات مصری، سرمایۀ فضل، رأسالمالِ دانش و نقد سیاحت» یاد میکند (ص
١١٣٢)، به کار روزنامهنگاری مشغول بود.
شمارۀ نخست ثریا در ١٤ جمادیالآخر ١٣١٦ق/٣٠ اکتبر ١٨٩٨م، در مطبعۀ عثمانیۀ قاهره
چاپ و منتشر شد. این نشریه هفتگی بود و روزهای شنبه با چاپ سربی در ١٦ صفحه طبع، و
روزهای یکشنبه توزیع میشد (پروین، ٢/٧٥٢؛ براون، ٢/٣٠٥؛ صدرهاشمی، ٢/١٥١؛ صلحجو،
١٧٧). در سرمقالۀ شمارۀ نخست نیز آمده بود که برای ایرانیان طالب خدمت به وطن، «به
شرط قدرت قلم و قوّت قدم»، خدمتی بهتر از نشر روزنامه وجود ندارد (کهن، ١/٢٠٣؛
صدرهاشمی، ٢/١٥٣). در صفحۀ نخست هر شماره، این عبارت به چشم میخورد: روزنامه
دربارۀ سیاست، علوم، فنون، ادبیات، تجارت، صنایع و غیره بحث میکند (همو، ٢/١٥١؛
صلحجو، همانجا).
دیری نپایید که ثریا در شمار پرتیراژترین و ارزشمندترین روزنامههای برون مرزی
درآمد (پروین، ٢/٧٦٤؛ بالایی و کوییپرس، نیز براون، همانجاها)، و گسترۀ انتشار آن،
کشورهای هند، چین، ترکیه، روسیۀ تزاری، قفقاز و اروپا را دربرگرفت (صلحجو،
١٧٨-١٧٩؛ کهن، همانجا). در نظر آزادیخواهانی چون ملکالشعرا بهار (٣/٤٠٠)، ثریا در
شمار روزنامههای اصلاحطلب بود و دامنۀ تأثیر آن در ایران تا بدان درجه رسید که در
سال اول انتشار در شمارههای ٣٦ و ٣٧، به سبب ایستادگی در برابر مخالفان تجدد و
نوآوری، آنان را به ترک دیار خویش واداشت (نک : براون، ٢/٣٠٦). البته نثر شیوا و
زیبای علیمحمد کاشانی در مقالاتش و اندیشههای بلند و مترقیانۀ وی در این امر نقشی
مهم داشت. اندیشهها و نوشتههایی از این دست، نظیر مقالات آقاخان کرمانی، شیخ
احمد روحی و میرزا مهدیخان تبریزی، موجد اندیشۀ مشروطهخواهی در ایران شد (بالایی،
٢٨؛ صلحجو، همانجا؛ بالایی و کوییپرس، ٣٤؛ کسروی، ٤١).
سال اول ثریا با انتشار ٥٠ شماره در ٨ جمادیالآخر ١٣١٧ به پایان رسید. از موارد
قابل اشاره در این سال باید به «مجادلۀ قلمی» میان ثریا و تربیت دربارۀ تقویم حاج
نجمالدوله اشاره کرد که تأسف بسیاری از روشنفکران آن دوره مانند ادیبالممالک و
مهدی خان تبریزی را برانگیخت (نک : قاسمی، ١/١٠٤؛ صدرهاشمی، ٢/١٥٣؛ پروین، ٢/٤٣٠؛
براون، همانجا). سال دوم در ١٦ جمادیالآخر همین سال با انتشار شمارۀ ٥١ و با
افزایش صفحات روزنامه از ١٦ به ٢٠، آغاز شد (صدرهاشمی، همانجا). انتشار این نشریه
تا شمارۀ ٢٣ به همین ترتیب ادامه
یافت، اما از شمارۀ ٢٤، سید فرجالله کاشانی به عنوان «نگارنده» و «صاحب امتیاز»
روزنامه معرفی شد و در شمارۀ ٢٧ (٢٠ محرم ١٣١٨)، علیمحمد کاشانی با درج نامهای در
صفحۀ ٩ و ١٠، پایان همکاری خود را با ثریا اعلام داشت (پروین، ٢/٤٦٠؛ صدرهاشمی،
٢/١٥٤-١٥٥؛ کهن، همانجا) و ٢٠ روز بعد بر اثر اصرار میهنپرستان ایرانی در داخل و
خارج از کشور، روزنامۀ پرورش را بنیاد نهاد و در سرمقالۀ نخست خود، تنها به
ناملایماتی اشاره کرد که سبب این کنارهگیری شده بود (پروین، ٢/٤٦٠-٤٦١؛ صدرهاشمی،
٢/٥٧). این امر بعدها سبب مناقشات و مشاجرات قلمی میان علی محمد کاشانی و فرجالله
کاشانی در ثریا و پرورش گردید (همو، ٢/١٥٤-١٥٥)، تا بدانجا که علی محمد کاشانی علت
جدایی خود را، بهکارگیری مبلّغی بهایی به نام ابوالفضل گلپایگانی از سوی فرج الله
کاشانی به عنوان مشاور ثریا، عنوان کرد (پروین، ٢/٤٦٠)؛ اما به گفتۀ رابینو
(ص ١١٠) مردم معتقد بودند که ثریا وسیلۀ تبلیغ افکار محمدعلی کاشانی شده بود. دو
سال پس از این ماجرا و پس از توقیف پرورش، علی محمد کاشانی که به سل مبتلا شده بود،
در ١٣٢٠ق/١٩٠٢م در قاهره درگذشت (کهن، ١/٢٠٥).
بسیاری بر این باورند که پس از جدایی علی محمد کاشانی، نشریۀ ثریا رونق و اعتبار
خود را از دست داد (صدرهاشمی، ٢/١٥٥؛ براون، ٢/٣٠٥-٣٠٦). پس از این ماجرا، سید
فرجالله تنها ١٦ شماره از ثریا را در قاهره منتشر کرد و آخرین شمارۀ موجود از ثریا
(شم ٤٢) به تاریخ ١٠ رجب ١٣١٨ است که در کتابخانۀ آستان قدس رضوی نگهداری میشود
(پروین، ٢/٤٠٢، ٤٦٠).
دورۀ دوم (تهران): انتشار دورۀ دوم ثریا از روز پنجشنبه ٢٤ محرم ١٣٢١ق/٢٣ آوریل
١٩٠٣م به طور هفتگی و با مدیریت سید فرجالله کاشانی در تهران آغاز شد (همو، ٢/٤٠٢؛
براون، ٢/٣٠٨). فروغی تولد این روزنامه را با مسرت تبریک گفت و ضمن تمجید فراوان از
مدیر آن، آرزو کرد که ایرانیان ترقیخواه، قدر و قیمت این نشریه را بدانند (ص
١١٣١-١١٣٢). اما ظاهراً این بار ثریا با بخت و اقبال پیشین خود روبهرو نشد و
روزنامهخوانان، آن را چون سابق، روزنامهای ترقیخواه و آزادیطلب به شمار
نیاوردند و روی خوش بدان نشان ندادند (پروین، همانجا). کسروی از مخالفان سرسخت ثریا
بود و در بیان نظر خود دربارۀ برخی از نشریات آن روزگار آشکارا به نکوهش این نشریه
میپردازد و آن را روزنامهای پست، و مدیر آن را از هواداران اتابک برمیشمرد و
کشاکش قلمی آن را با حبلالمتین ناپسند میداند (ص ٤١، ٤٢). انتشار ثریا در تهران
دیری نپایید. به نوشتۀ صدرهاشمی نشر ثریا تا حدود انقلاب مشروطیت ادامه یافته است
(همانجا). پروین بر اساس اطلاعات صدرهاشمی که مبتنی بر مشاهدات او ست، آخرین شمارۀ
این نشریه را در ١٦ ذیحجۀ ١٣٢٣ یاد کرده است (همانجا).
دورۀ سوم (کاشان): ٤ سال پس از توقف ثریا در تهران، مطبعهای با نام «ثریا» در
کاشان به همت رئیس بلدیه
(= شهرداری) و اعضای انجمن بلدیه راهاندازی شد. سید فرجالله کاشانی به کاشان دعوت
گردید و انتشار ثریا را در آن شهر ادامه داد و اولین شمارۀ آن را در ٢٥ ذیقعدۀ
١٣٢٧ به عنوان نخستین روزنامۀ کاشان منتشر ساخت (صدر هاشمی، ٢/١٥٥-١٥٧؛ پروین،
همانجا؛ قاسمی، ٢/٤٦٧). ثریا در انتشار اخیر خود هر هفته دو شماره و هر شماره ٤
صفحه داشت و شامل اخبار کاشان، اخبار انجمن ولایتی و آگهیهای مختلف بود (صدرهاشمی،
٢/١٥٦-١٥٨؛ قاسمی، همانجا). پس از مدتی سیدفرجالله به عنوان مدیر مسئول، و
فخرالواعظین به عنوان دبیر روزنامه مطرح شدند (صدرهاشمی، ٢/١٥٦). از آخرین شمارۀ
این نشریه اطلاع دقیقی در دست نیست، ولی صدرهاشمی شمارههایی مربوط به سال ١٣٢٨ق را
دیده است (٢/١٥٨).
مآخذ: آرینپور، یحیى، از صبا تا نیما، تهران، ١٣٧٢ش؛ بالایی، ک.، پیدایش رمان
فارسی، ترجمۀ مهوش قدیمی و نسرین خطاط، تهران، ١٣٧٧ش؛ همو و م. کوییپرس، سرچشمههای
داستان کوتاه فارسی، ترجمۀ احمد کریمی حکاک، تهران، ١٣٦٦ش؛ براون، ادوارد، تاریخ
مطبوعات و ادبیات ایران در دورۀ مشروطیت، ترجمۀ محمدعباسی، تهران، ١٣٣٥ش؛ بهار،
محمدتقی، سبکشناسی، تهران، ١٣٥٥ش؛ پروین، ناصرالدین، تاریخ روزنامهنگاری ایرانیان
و دیگر پارسینویسان، تهران، ١٣٧٧- ١٣٧٨ش؛ رابینو، ی. ل.، روزنامههای ایران، ترجمۀ
جعفر خمامیزاده، تهران، ١٣٨٠ش؛ صدرهاشمی، محمد، تاریخ جراید و مجلات ایران،
اصفهان، ١٣٦٤ش؛ صلحجو، جهانگیر، تاریخ مطبوعات در ایران و جهان، تهران، ١٣٤٨ش؛
فروغی، محمدحسین، «مسرت و تبریک»، تربیت، تهران، ١٣٢١ق، شم ٢٧٧؛ قاسمی، فرید،
تاریخ روزنامهنگاری ایران، تهران، ١٣٧٩ش؛ کسروی، احمد، تاریخ مشروطۀ ایران، تهران،
١٣٢١ش؛ کهن، گوئل،
تاریخ سانسور در مطبوعات ایران، تهران، ١٣٦٠ش؛ محیط طباطبایی، محمد، تاریخ تحلیلی
مطبوعات ایران، تهران، ١٣٦٦ش.
علی میرانصاری