دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٢٧٠
| ثاقب جلد: ١٧ شماره مقاله:٦٢٧٠ |
ثاقِب، یا ثاقب دده، ثاقب مصطفى، ثاقب مصطفى دده
(١٠٦٢ یا ١٠٦٣-١١٤٨ق/١٦٥٢ یا ١٦٥٣-١٧٣٥م)، شاعر ترک و از مؤثرترین مشایخ طریقۀ
مولویه.
ثاقب در ازمیر در خانوادهای متمول به دنیا آمد (سامی، ٣/١٧٨٣؛ بروسهلی، ١/٥٠).
پدر وی، حاج اسماعیل افندی تاجری ثروتمند بود و نسب آنها به شیخی از مریدان محییالدین
ابن عربی (د ٦٣٨ ق) در ازمیر میرسید (آری، «ثاقب مصطفى...»، ٣٠٤؛ هامر پورگشتال،
IV/١٤٠). دربارۀ تاریخ تولد او اطلاعات دقیقی در دست نیست، اما براساس گزارشهای
فرزند او، خالص احمد افندی، میتوان تاریخ تولد او را در حدود سالهای ١٠٦٢ یا ١٠٦٣ق
دانست (نک : آری، همانجا، نیز ثاقب دده...، ١٥).
ثاقب پس از کسب علوم ابتدایی در ازمیر، رهسپار استانبول شد و در آنجا در مدرسۀ فاتح
به تحصیل پرداخت. در طول این دوران، او در خانۀ فاضل مصطفى پاشا کوپریلیزاده (د
١١٠٢ق/ ١٦٩١م)، از دولتمردان عثمانی که بعدها صدراعظم شد، زندگی میکرد و از
حمایتهای او بهره میبرد (سامی، همانجا؛ آری، «ثاقب مصطفى»، همانجا؛ هامر پورگشتال،
IV/١٤١). وی بهزودی به زبان عربی تسلط یافت و با علوم عقلی و نقلی آشنا شد (آری،
همانجا) و در ١٠٨٩ق/١٦٧٨م تحت تأثیر درویشی به نام حاج محمد مولوی یا محمد دده،
ملقب به مخلصی و گوموش ایاق (د ١١١٥ یا ١١٣٣ق) که شیخ تکیۀ مولولیه بود، به طریقۀ
مولویه روی آورد و به طی مراتب سلوک پرداخت؛ سپس به بورسه رفت و احتمالاً برای
آشنایی با اشعار مولوی نزد عجم احمد افندی (د ١١٢٠ق) زبان فارسی را فرا گرفت (همانجا؛
گولپینارلی، ٤٠٦؛ نیز نک : ثاقب، ١/٢٦٣-٢٦٦).
ثاقب پس از آن به قونیه رفت و مدتی در آنجا ماند و در طول مدت اقامتش در مساجد آنجا
وعظ گفت و فصوص الحکم ابن عربی را نیز ظاهراً برای اولینبار در همین شهر خواند (سامی،
همانجا؛ ثریا، ٢/٦٢؛ بروسهلی، همانجا؛ گولپینارلی، ١٥-١٦؛ آری، همان، ٣٠٤-٣٠٥؛ نیز
نک : ثاقب، ١/٢٦١). وی سپس سفری به مصر کرد و از مصاحبت شاعران و مشاهیر آنجا بهره
برد و پس از چندی به استانبول بازگشت و مدتی در مولویخانۀ گالاتای آن شهر خدمت کرد.
در این هنگام او در مجالس (مقابلههای) مولویخانه بشیکتاش نیز شرکت میجست و در
آنجا با سلطان محمد چهارم (١٦٤٨-١٦٧١م) که بارها در این مجالس شرکت کرده بود، دیدار
و گفتوگو کرد (آری، همان، ٣٠٥؛ هامر پورگشتال، همانجا).
ثاقب سپس چندی در ادرنه ساکن شد و پس از آن دوباره به قونیه رفت و در آنجا به خدمت
و مثنویخوانی در تربت مولانا پرداخت. در ١١٠١ق/١٦٩٠م بوستان چلبی دوم (د ١١١٧ق) او
را به سرپرستی خانقاه ارغونیۀ کوتاهیه منصوب نمود (سامی، ثریا، بروسهلی،
گولپینارلی، همانجاها؛ آری، همانجا، نیز ثاقب دده، ١٩؛ نیز نک : ثاقب، همانجا). در
آن هنگام خانقاه ارغونیۀ کوتاهیه پس از خانقاههای قونیه و قره حصار، سومین مرکز مهم
طریقۀ مولویه به شمار میآمد (آری، همان، ١٨). ثاقب ٤٦ سال باقی عمر خود را در مقام
شیخ مولویخانۀ کوتاهیه به پوستنشینی گذراند و در ١١٤٨ق درگذشت و در همان تکیه به
خاک سپرده شد (همو، «ثاقب مصطفى»، ٣٠٣ ، ثاقب دده، ٧, ١٩؛ سامی، ثریا، بروسهلی،
همانجاها؛ بغدادی، ٦/٤٤٥؛ گولپینارلی، ١٦).
از جمله مریدان او علی نطقی دده (د ١٢٠٨ق/١٧٩٤م) بود که
بعدها هدایت شیخ غالب (١١٧٠-١٢١٤ق) را برعهده گرفت (آری، «ثاقب مصطفى»، ٣٠٦؛ نیز نک
: هامر پورگشتال، همانجا). پس از درگذشت ثاقب، پسرش خالص احمد افندی، ملقب به دده
(١١١٣-١١٩١ق/١٧٠١-١٧٧٧م) در مقام شیخ مولویخانۀ کوتاهیه جانشین پدر شد (ثریا،
همانجا، نیز ذیل خالص احمد افندی؛ بروسهلی، همانجا؛ آری، ثاقب دده، ١٩). احمد
افندی که خود نیز همچون پدرش شاعر بود، در اثری با عنوان طفیل مناقب الکبار مولوی
فی منقبت حضرت شیخ ثاقب المعنوی (نسخۀ خطی، محفوظ در کتابخانۀ سلیمانیه) شرح زندگی
پدر و پیر خود را به تفصیل آورده است (همو، «ثاقب مصطفى»، ٣٠٣-٣٠٤؛ بروسهلی،
همانجا). نوادگان او به «خاندان ثاقبیه» معروف و همگی به طریقۀ مولویه وابسته بودند
(آری، همان، ٣٠٦، ثاقب دده، ٧).
آثـار: از ثاقب دو اثر به جای مانده است:
١. سفینۀ نفیسۀ مولویان، اثری است جامع در مناقب عرفای مولویه که در ٣ جلد در
١٢٨٣ق/١٨٦٦م در قاهره به چاپ رسیده است. سفینه با وجود اشتباهات فراوان تاریخی و به
رغم زبان ثقیل آن، پس از رسالۀ احوال مولانا جلالالدین مولوی اثر فریدون سپهسالار
و کتاب مناقب العارفین افلاکی، مهمترین منبع دربارۀ طریقۀ مولویه و شرح زندگانی
بزرگان این طریقه محسوب میشود. ثاقب در سفینه نه تنها به نقل روایات نامحتمل
بسیاری که شفاهاً به او رسیده بود، میپردازد، بلکه خود بارها تاریخ را تحریف میکند؛
ولی چون تنها منبع موجود در این زمینه است، نمیتوان آن را نادیده گرفت (آری «ثاقب
مصطفى»، ٣٠٨-٣٠٩؛ گولپینارلی، ١٦, ١١١, ٤٤٤).
جلد اول سفینه که از تاریخ پایان مناقب العارفین تا عصر ثاقب را دربر میگیرد،
دربارۀ چلبیهای به جا مانده از نسل مولوی است. جلد دوم دربارۀ مشایخ مولویه در تکیهها،
و جلد سوم دربارۀ دراویش معروف مولویه است (ثاقب، ١/٤). ثاقب به پیروی از طبقات
الصوفیۀ سلمی و نفحات الانس جامی در قسمتهای پایانی جلد اول و دوم کتاب سرگذشت زنان
مولوی را نیز گنجانده است؛ از جمله، به تفصیل دربارۀ فضایل و کرامات حاجه فاطمه
خانم، از بانوان مولویۀ معاصر خود که ظاهراً تأثیر بسزایی در زندگی ثاقب داشته است،
مینویسد. او که ثاقب را فرزند خود میدانست، در انتصاب وی به سمت شیخ مولویخانۀ
کوتاهیه بسیار مؤثر بوده است. وی دختر برادرش را نیز بههمسری ثاقب درآورد (ثاقب،
١/٢٦١؛ نیز نک : گولپینارلی، ١٦, ٢٨٠).
٢. دیوان ( المولوی). این دیوان عارفانۀ ترکی که در مجموع ٦٨٩‘٥ بیت دارد، آکنده از
مدایح مولانا ست و به سبک اشعار مولوی سروده شده است. به جز اشعار ترکی، در این
دیوانْ ثاقب ٤ رباعی و ٥ قطعه را به فارسی، و ٤ قطعه را به عربی سروده است (بغدادی،
همانجا؛ آری، همان، ٣٠٨). اشعار ثاقب که بیشتر مضامین حکیمانه و پند و اندرز دارد،
گاه بسیار طولانی است، چنانکه بلندترین قصیدۀ او ١٦٤ بیت، و طولانیترین غزلش ٥١
بیت دارد (همان، ٣٠٩, ٣١١, ٣١٤). در اشعار او گرایش شیعی را میتوان یافت، زیرا از
یک سو خلفای راشدین را میستاید و از سوی دیگر برای ١٢ امام مدیحهها میسراید (نک
: همان، ٣٠٩). از دیوان اشعار او نسخههای خطی چندی برجای مانده است که کهنترین
آنها متعلق به کتابخانۀ اختصاصی موزۀ مولانا ست که دو سال پس از مرگ ثاقب از نسخۀ
مؤلف استنساخ شده است (نک : همان، ٣٠٨؛ برای دیگر نسخهها، نک : کاراتای، II/١٨٧؛
براون، ٨٨؛ «نسخهها...١»، I/٦٨٠-٦٨١).
مهمترین پژوهش دربارۀ ثاقب، پایاننامۀ دکترای چاپ نشدۀ احمد آری است (قونیه،
١٩٩٥م) که در آن به زندگی، آثار و شخصیت ادبی او پرداخته، و دیوان او را نیز تصحیح
کرده است.
مآخذ: بروسهلی، محمدطاهر، عثمانلی مؤلفلری، استانبول، ١٣٣٣ق؛ بغدادی، هدیه؛ ثاقب
مصطفى دده، سفینۀ نفیسۀ مولویان، قاهره، ١٢٨٣ق؛ ثریا، محمد، سجل عثمانی ( تذکرۀ
مشاهیر عثمانیه)، قاهره، ١٣١١ق؛ سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٨ق؛
نیز:
Die arabischen, persischen, türkischen Handschriften der kaiserlichen und
königlichen Hofbibliothek zu Wien, Hildesheim/New York, ١٩٧٧; Ari, A., Sâkıb
Dede ve Dîvânı, Ankara, ٢٠٠٣; id, »Sâkıb Mustafa Dede: hayatı, eserleri va edebî
kiԫiliği«, SDÜ Fen-Edebiyat Fakültesi Sosyal Bilimler Dergisi, ١٩٩٩, vol. IV;
Browne, E.G., A Supplementary Hand-List of the Muħammadan Manuscripts,
Cambridge, ١٩٢٢; Gölpınarlı, A., Mevlânâ’dan sonra Mevlevîlik, Istanbul, ١٩٥٣;
Hammer-Purgstall, J., Geschichte der Osmanischen dichtkunst, Pest, ١٨٣٨; Karatay,
F. E., Topkapı Sarayı Müzesi Kütüphanesi : Türkçe yazmalar kataloğu, Istanbul,
١٩٦١.
لیلا رحیمیبهمنی
١.»Epistola Theodori philosophi ad imperatorem Fridericum«.
٢. Moamyn/Moamus/Mohamin