فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٩٣ - اِمساك
است.(١٠)به قول مشهور، اگر باز داشتن از منكر متوقّف بر قتل يا مجروح كردن باشد، مشروط به اذن امام يا مأذون از سوى او است.(١١)
مزد گرفتن براى امر به معروف و نهى از منكر جايز نيست؛ زيرا از واجبات است.(١٢)ليكن اگر كسى از باب حسبه(-->امور حسبى)بر اين امر گمارده شود، ارتزاق وى از بيت المال همچون قاضى و مؤذّن جايز است(--> ارتزاق).
امرد
اَمرَد: نوجوانى كه هنوز ريش در نياورده است.
از آن به مناسبت در بابهايى مانند نكاح و غصب سخن رفته است.
در جواز نگاه كردن مرد به مرد، تفاوتى ميان اَمرد و غير او نيست؛ امّا اگر خوف فروافتادن در گناه دارد نگاه كردن حرام است.(١)
اگر كسى برده اَمردى را غصب كند و رشد موى صورتش از قيمت او بكاهد، ضامن كاهش قيمت او است.(٢)
امساك
اِمساك: باز داشتن.
مراد از امساك به اعتبار آنچه بدان اضافه مىشود متفاوت است. براى مثال، امساك از مفطرات به معناى خوددارى از استعمال آنها و امساك صيد يا انسان به معناى گرفتن و نگهداشتن آن مىباشد.
از آن در بابهاى صوم، حج، رهن، طلاق، لعان و قصاص سخن رفته است.
صوم:بر روزه دار واجب است در طول مدّت روز از آنچه روزه را باطل مىكند، مانند خوردن، آشاميدن، آميزش