فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٤٠ - اِخفاء
٤. مكروه:بيرون كشيدن شمشير از نيام در مسجد(٩)و نيز خون گرفتن به حجامت و مانند آن براى روزه دار در صورتى كه موجب ضعف وى گردد، مكروه است.(١٠)
اخشم
اَخشَم: فاقد حسّ بويايى.(١)
از آن به مناسبت در باب قصاص سخن گفته شده است.
اگر جنايتكار بر بينى اخشم آسيب رساند، قصاص مىشود؛ هرچند بينى وى سالم باشد.(٢)
اخطار
اِخطار: به خاطر گذرانيدن/ هشدار و تذكّر دادن(--> هشدار).
از اخطار به معناى اوّل در ابواب عبادات، بحث نيّت سخن رفته است.
آيا در تحقق نيّت تنها داعى قلبى كفايت مىكند يا به خاطر گذرانيدن نيز لازم است؟ مسئله اختلافى است.(١)
( --> نيّت)
اخفاء
اِخفاء: پوشيده داشتن(--> پنهان)/ تلفظ حرف ساكن به صفتى بين اظهار و ادغام.
اخفا به معناى دوم از اصطلاحات تجويداست. هرگاه تنوين و نون ساكن به يكى از حروف پانزده گانه ذيل برسد اخفاء مىشود: «ت»، «ث»، «ج»، «د»، «ذ»، «ز»، «س»، «ش»، «ص»، «ض»، «ط»، «ظ»، «ف»، «ق» و «ك». اخفا حالتى است ميان اظهار و ادغام كه حرف دوم مشدّد نمىگردد و تنها نون يا تنوين با غنّه ادا مىشود و براى اداى آن صدا در خيشوم مىپيچد.(١)از آن به مناسبت در باب صلات ياد شده است.
رعايت آن بخش از قواعد تجويدى كه در صحيح ادا كردن حروف دخالتى ندارد