فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٩٩ - اِستيعاب
ساقط مىشود، مانند مورد جلوگيرى ولىّ از ازدواج دختر بكر با كُفو و همتاى خود.(١١)
٤. موارد تقاصّ:در موارد تقاصّ( --> تقاصّ)، مانند مورد امتناع بدهكار از پرداخت بدهى خود، استيذان واجب نيست.(١٢)
٥ . موارد صدور اذن عمومى:درصورت صدور اذن عمومى از ناحيه شارع، استيذان از مالك يا صاحب حق واجب نيست، مانند خوردن( --> خوردن)از خانه كسانى كه در آيه ٦١ سوره نور از آنان نام برده شده است.(١٣)
( --> اذن)
استيصال
استيصال: از بن بركندن.
واژه استيصال در بابهايى مانند طهارت و ديات به كار رفته است.
طهارت:استيصال ناخن براى مردان(١)و عدم استيصال موضع ختنه در زنان مستحب است(٢)( --> ختنه).
ديات:در بريدن زبان شخص سالم از بن، اعم از بزرگسال و خردسال، ديه كامل(٣)و در بريدن زبان لال(٤)و نيز زبان كودكى كه به سنّ نطق رسيده، ولى توانايى سخن گفتن ندارد، يك سوم ديه ثابت است(٥)( --> زبان).
در استيصال بينى(٦)( --> بينى)و نيز هر دو گوش( --> گوش)، ديه كامل و در استيصال يك گوش، نصف ديه ثابت است.(٧)
استيطان-->وطن
استيعاب
استيعاب: فراگيرى و شمول.
تفاوت استيعاب با استغراق آن است كه استغراق تنها در شمول يكى يا مطلق نسبت