فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣١٤ - اِحياء مَوات
٣. حريم جاى آبادى، مانند باغ، خانه و راه نباشد(١٧)(--> حريم).
٤. از مشاعر و مكانهايى كه در شرع براى عبادت قرار داده شده است، مانند عرفات، منى، و مشعر نباشد.(١٨)
٥ . از زمينهاى واگذار شده از سوى رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله يا امام عليهالسّلام به افراد نباشد(١٩)( --> اِقطاع).
٦ . تحجير شده (به سنگ چينى و مانند آن) توسط ديگرى نباشد(٢٠)(--> تحجير).
٧. پيامبر يا امام، آن را براى خود يا ديگرى قُرُق قرار نداده باشد(٢١)( --> قرق).
٨ . اسلام. در اينكه اسلام، شرط تملّك احياء كننده است و كافر به احياء، مالك نمىشود يا اينكه كافر در صورت اذن امام به تملّك از طريق احياء مالك مىشود، اختلاف است.(٢٢)در اينكه كافر به صرف اذنِ به احياء، مالك زمينمىشود يا نه، اختلاف است.(٢٣)
٩. نيّت تملّك. در اينكه نيّت تملّك با احياء، در حصول ملكيّت شرط است يا نيّت نكردن ضدّ آن (عدم تملّك) و يا نفس احياء موجب حصول ملكيّت مىشود، اختلاف است.(٢٤)
١٠. مباشرت. در اينكه شرط تملّك با احياء، اقدام خود شخص به احياء است يا نه، اختلاف است. منشأ شك اين است كه آيا احياء نيابت پذير است يا نه؟ احياء بنابر قول اوّل توسّط وكيل يا اجير و يا نايب نيز موجب تملّك مىشود.(٢٥)برخى بين اجير و نايب و وكيل تفصيل داده و گفتهاند: اگر اجير زمينى را احياء كند، براى مستأجر تملّك حاصل مىگردد.(٢٦)