فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣١٣ - اِحياء مَوات
مشهور، تحجير مرحله آغازين احياء است، نه تحقّق بخش آن؛ هرچند موجب ثبوت حقّ اولويّت است.(١١)
نهر و چاه:كسى كه نهر (جدول و جوى آب) يا چاهى احداث كند، با حصول شرايط، مالك آن مىشود؛ ليكن در اينكه مالك آب موجود در آن دو نيز مىشود يا تنها حقّ اولويّت استفاده از آن را پيدا مىكند، اختلاف است. قول مشهور، حصول ملكيّت براى احياء كننده است.(١٢)
احياى نهر با كندن آن در زمين مباح و وصل كردن به منبع آب، به حدّى كه آب به آسانى در آن جريان يابد، و احياى چاه با حفر و آماده كردن آن براى گرد آمدن آب در آن ـ هر چند در وضعيّت فعلى آب نداشته باشد ـ محقّق مىگردد.(١٣)
معدن:معدن يا آشكار است، مانند معدن نمك كه جوهرش پيدا است يا نهان، مانند معدن طلا و نقره كه جوهر آن، در پرتو تلاش و با روش ويژهاى آشكار مىگردد.
معدن نهان برخلاف معدن آشكار، به احياء قابل تملّك است. احياى معدن نهان با حفّارى تا رسيدن به جوهر آن محقّق مىشود. عمليّاتِ پيش از نمايان شدن جوهر معدن، تحجير به شمار مىرود. معدنى كه نوعاً پنهان است، مانند طلا چنانچه آشكار باشد و يا نياز به حفّارى نداشته باشد و با كنار زدن مقدارى خاك آشكار شود، در حكم معدن آشكار است و بالعكس هرگاه معدن آشكار در دل زمين باشد و با حفّارى استخراج گردد حكم معدن نهان را دارد. معدن آشكار با حيازت تملّك مىشود(١٤)( --> حيازت مباحات).
شرايط احياء:
١. اذن امام عليه السّلام. در زمان حضور امام عليه السّلام، رجوع به ايشان و اذن گرفتن شرط تملّك به احياء است؛ ليكن در زمان غيبت، اذن عامّ از جانب ايشان داده شده است.(١٥)
٢. در تصرّف انسانى محترم همچون مسلمان يا كافر ذمّى(--> اهل ذمّه)نباشد.(١٦)