فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٩٦ - ازدواج
به قولى، ولايت پدر و جدّ پدرى بر سفيه بالغ ثابت نيست؛ هر چند پيش از بلوغ سفيه بوده است.
در ثبوت ولايت پدر و جدّ پدرى بر دختر بالغ رشيد اختلاف است. قول به عدم ثبوت، منسوب به مشهور است.(٤٣)بنابر قول به ثبوت، ولايت آن دو در صورت جلوگيرى از ازدواج دختر با همتايى (كفو) كه به او تمايل دارد، ساقط مىشود.(٤٤)پدر و جدّ پدرى بر پسر بالغ رشيد و نيز بر زن بالغ رشيد بيوه(--> بيوه)ولايت ندارند.(٤٥)
در موارد ثبوت ولايت (بر دختر و پسر نابالغ، ديوانه، سفيه و نيز دختر بالغ بنابر قولى) آيا ثبوت آن براى جدّ پدرى مشروط به وجود پدر است، يا اينكه جدّ مطلقا داراى ولايت است؟ مسئله محلّ اختلاف است. بنابر قول اوّل با مرگ پدر، ولايت جدّ ساقط مىشود.(٤٦)اگر هر يك از پدر و جدّ پدرى زنى را به عقد مُوَلّى عليه در آورد، عقد سابق صحيح و عقد لاحق باطل است.(٤٧)در صورتى كه پدر و جدّ پدرى در انتخاب همسر براى مُوَلّى عليه اختلاف داشته باشند، اختيار جدّ مقدّم مىشود. بنابر اين، اگر هر دو عقد در يك زمان واقع شوند، عقد جد صحيح خواهد بود.(٤٨)
٢. مولا:مولا حق همسردادن كنيز يا عبد خود را دارد؛ خواه نابالغ باشند يا بالغ، عاقل باشند يا ديوانه، به ازدواج تمايل داشته باشند يا نداشته باشند و در صورت همسر دادن، حقّ باطل كردن عقد را ندارد.(٤٩)
٣. حاكم:ديوانهاى كه پدر يا جدّ پدرى ندارد، حاكم شرع بر همسر دادن او ولايت دارد و نيز حاكم شرع بر سفيهى كه سفاهتش پس از بلوغ حاصل شده، بلكه به قولى بر سفيه به طور مطلق، خواه سفاهتش پيش از بلوغ باشد يا پس از آن، ولايت دارد. همچنين بنابر قول به ولايت نداشتن پدر و جدّ پدرى بر ديوانهاى كه پس از بلوغ ديوانه شده است، حاكم بر او ولايت دارد. به قول مشهور، حاكم شرع در امر ازدواج بر كودك فاقد پدر يا جدّ پدرى ولايت ندارد.(٥٠)