فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٥٣ - اجاره
معيّن (مقابل بيع كه تمليك از همه جهات است)(٣)و مسلّط كردن ديگرى بر عين براى انتفاع از آن در مدّتى معيّن.(٤)به اجاره دهنده «موجر» يا «اجير» و به اجاره كننده «مستأجر» و به عوض پرداختى يا اجاره بها «اُجر» يا «اجرت» گفته مىشود.
عنوان اجاره، از بابهاى مستقل فقهى است كه از احكام و مسائل مربوط به آن تحت همين عنوان به تفصيل بحث شده، ليكن برخى احكام آن به مناسبت در ديگر ابواب فقهى نيز، مانند صلات، حج و تجارت آمده است.
انواع:مورد اجاره يا منفعت است، مانند منفعت خانه و مغازه و يا نيروى كار انسانى، مانند دوختن و شستن. از اوّلى به اجاره اعيان و از دومى به اجاره اعمال تعبير مىشود. به اجاره دهنده در اجاره اعيان، «موجر» و در اجاره اعمال «اجير» گفته مىشود.
اركان:اجاره داراى سه ركن است:
١. عقد:عقد اجاره همچون ديگر عقدها به ايجاب و قبول(--> ايجاب و قبول)نياز دارد و با هر لفظى كه بيانگر مقصود باشد، تحقّق مىيابد.(٥)در اجاره نيز مانند بيع، معاطات(--> معاطات)جارى است.(٦)عقد اجاره لازم است(--> عقد)؛ از اين رو، فسخ آن جز با رضايت دو طرف يا وجود يكى از اسباب فسخ، صحيح نيست. البته بنابر قول مشهور، اجاره معاطاتى لازم نيست و فسخ آن براى هر يك ـ تا زمانى كه در عوض يا عين مورد اجاره تصرّف نشده باشد ـ صحيح است.(٧)شرايط عمومى صحّت عقد ـ مانند تَنجيز(--> تنجيز)و عدم اشتراط چيزى كه با مقتضاى عقد منافات دارد، مانند عدم اجرت ـ در عقد اجاره نيز جارى است.(٨)
٢. متعاقدان:در متعاقدان، يعنى موجر يا اجير از يك سو، و مستأجر از سوى ديگر، بلوغ، عقل، اختيار و ممنوع نبودن از تصرّف در مال خود(--> حَجْر)شرط است.(٩)البته سفيه اگر براى كارى اجير شود، در صحّت و نفوذ اجاره بدون اجازه ولىّ اختلاف است.(١٠)بنابر قول مشهور مُفلَّس مىتواند بدون اذن ولىّ، براى كارى اجير شود، هرچند نمىتواند در مالش تصرّف كند.(١١)