فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٩٥ - ازدواج
٤. شرط كردن در عقد نكاح:اگر در عقد ازدواج امرى كه منافى مقتضاى عقد نباشد، ليكن خلاف شرع باشد شرط شود (مثلاً زن شرط كند كه مرد ازدواج مجدد نكند) شرط باطل، ليكن عقد و مهر صحيح است. نيز اگر شرط شود كه مهر در مدّتى معيّن پرداخت شود و گرنه عقد باطل باشد، تنها شرط باطل است.(٣٥)در لزوم و صحّت شرط عدم ازاله بكارت در عقد، اختلاف است.(٣٦)
اگر در عقد ازدواج، خيار فسخ عقد شرط شود، به اين معنا كه شرط كننده، اختيار فسخ اصل ازدواج را داشته باشد، شرط و به قول مشهور، عقد باطل است، امّا اگر در مهر، خيار فسخ شرط شود؛ به اين معنا كه زوج يا زوجه و يا شخص ثالث، اختيار فسخ مهر المسمّى را داشته باشد (كه در اين صورت به مهر المثل رجوع مىشود) عقد، مهر و شرط، هر سه صحيح است.(٣٧)اگر در عقد بيرون نرفتن زن از شهر خودش شرط شود، در لزوم وفا به اين شرط يا بطلان آن اختلاف است.(٣٨)
تنازع در عقد نكاح:اگر مرد و زنى در همسرى يكديگر اختلاف كنند، بر حسب ظاهر، احكام زوجيّت بر كسى بار مىشود كه به آن اعتراف كند. براى مثال، اگر معترف مرد باشد، نمىتواند با مادر و دختر زن ازدواج كند.(٣٩)اگر كسى نسبت به زنى كه به عقد مردى ديگر در آمده، مدّعى همسرى باشد، ادّعايش پذيرفته نمىشود، مگر اينكه بينّه اقامه كند.(٤٠)
ولايت در عقد ازدواج:افراد ذيل در عقد ازدواج ولايت دارند:
١. پدر و جدّ پدرى:پدر و جدّ پدرى بر دختر و پسر نابالغ ولايت دارند. از اين رو، اگر هر يك از اين دو براى كودكى ـ با وجود مصلحت يا نبود مفسده بنابر اختلاف در گستره ولايت ولىّ ـ عقد ازدواج ببندد، دختر و به قول مشهور، پسر نمىتواند آن را بعد از بلوغ بر هم بزند.(٤١)
پدر و جدّ پدرى بر سفيه و ديوانه بالغى كه سفاهت يا ديوانگىاش پيش از بلوغ بوده نيز ولايت دارند.(٤٢)در ثبوت ولايت آندو بر ديوانه بالغى كه ديوانگىاش پس از بلوغ عارض شده، اختلاف است. همچنين