فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٦ - مقدمه
آنان وحيد بهبهانى (م ١٢٠٥ هـ . ق) با تلاش بسيار و به شيوهاى استوار و علمى، افزون بر پاسخگويى به نقدهاى فقيهان اخبارى و با توجّه به اين نقدها، پايههاى تفكر اصولى را از نو بنيان نهادند. در اين ميان، نبايد از تأثير تفكر فلسفى بر تفكر اصولى غفلت ورزيد كه به رغم وزيدن تندباد گرايش افراطى اخبارى، توان تفكر اصولى را براى رشد و ابداع افزايش داد و زمينه را براى ظهور و گسترش مكتب وحيد بهبهانى فراهم ساخت.
وحيد بهبهانى با فراست و مهارت كامل، عقل و نقل را در جايگاه شايسته خود نشاند و يكى را به نفع ديگرى كنار ننهاد. وى ميان اَمارات كاشف از حكم شرعى و اصول عملى از يك سو، و ميان عقل قطعى و اَمارات ظنّى از سوى ديگر و نيز ميان انواع اصول عملى تفكيك كرد. در اين مرحله، علم اصول دوباره متولّد شد تا در عصر كمال، آفاقى جديد فرا روى آن گشوده شود و فقه شيعه به اوج خود برسد. مجموعههاى روايى كه در مرحله پيشين نگاشته شد، به فقيهان اصولى اين امكان را داد تا بر اساس استقراى تام در نصوص روايى، قواعد اصولى را به كار گيرند و به استنباط بپردازند.
وحيد بهبهانى، سيد بحرالعلوم (م ١٢١٢ هـ . ق)، محمدعلى بهبهانى، فرزند وحيد بهبهانى (م ١٢١٦ هـ . ق)، حسين بن محمد آل عصفور بحرانى (م ١٢١٦ هـ . ق)، جواد بن محمد عاملى (م ١٢٢٦ هـ . ق)، شيخ جعفر كاشف الغطاء (م ١٢٢٨ هـ . ق)، على بن محمد طباطبايى، صاحب رياض (م ١٢٣١ ه .ق)، ميرزاى قمى (م ١٢٣١ هـ . ق)، احمد بن محمد نراقى (م ١٢٤٥ هـ . ق)، محمدباقر شفتى (حجّة الاسلام) (م ١٢٦٠ هـ . ق) و محمدحسن نجفى، صاحب جواهر (م١٢٦٦ هـ . ق) از فقيهان برجسته اين دورهاند.(١٤)
٦ ـ ٤. مرحله كمال
اين مرحله از نيمه قرن سيزدهم، همزمان با وفات صاحب جواهر و ظهور مكتب اصولى و فقهى شيخ مرتضى انصارى آغاز مىشود و همچنان ادامه دارد.
شيخ انصارى با استعداد و نبوغ كم نظيرش، مكتب وحيد بهبهانى و تلاشهاى شاگردانش را به اوج و كمال رسانيد. وى مباحث دقيق و ژرف اصولى خود را بر اساس سه حالتى