فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٠٣ - اسب
است(٤)( --> قمار).
ازهاق
اِزهاق: هلاك كردن(--> كشتن).
اسائه ادب
اسائه ادب: بى ادبى.
به مناسبت در باب قضاء به كار رفته است.
كسى كه در دادگاه بى ادبى كند، تعزير( --> تعزير)نمىشود، مگر پيش از آن، از اين كار نهى شده باشد و او همچنان بر حرمت شكنى دادگاه اصرار ورزد.(١)
بنابر قول به ممنوعيّت قضاوت قاضى به علم خويش، مواردى استثنا شده است كه از آن جمله، تعزير كسى است كه در دادگاه اسائه ادب كرده است؛ هرچند جز قاضى، ديگران متوجه آن نگردند.(٢)
اسارت --> اسير
اسب
اسب: چارپايى معروف.
از آن در بابهاى طهارت، صلات، زكات، جهاد، سبق و رمايه و اطعمه و اشربه سخن گفته شده است.
طهارت:ادرار و سرگين اسب پاك است.(١)
صلات:خواندن نماز در اصطبل اسب مكروه است.(٢)
زكات:دادن زكات( --> زكات)ماديان در صورت چرنده بودن در چراگاه طبيعى در طول سال و سپرى شدن يك سال از زمان مالكيّت آن، مستحب است. مقدار آن، دو دينار( --> دينار)براى هر رأس اسب تازى و يك دينار براى اسب غير تازى است.(٣)
جهاد:به قول مشهور، در تقسيم غنائم جنگى، به اسب سوار يا كسى كه همراه اسبش به جهاد آمده است، دو سهم و به پياده، يك سهم داده مىشود. قول مقابل مشهور، دادن سه سهم به اسب سوار است.(٤)