فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٢٥ - اِستحباب
از دو تفسير متأخّران، اراده اگر شديد باشد، افاده وجوب و اگر ضعيف باشد، افاده استحباب مىكند و بنابر تفسير دوم، چنانچه اراده شديد منشأ انتزاع باشد، وجوب و اگر اراده ضعيف منشأ آن باشد، استحباب انتزاع مىشود.(١)
استحباب به هر دو تعريف يادشده تنها در اصطلاح فقها به كار رفته است؛ امّا در قرآن كريم و احاديث معصومان عليهم السّلام غالبا در همان معناى لغوى خود، يعنى دوست داشتن، پسنديدن و ترجيح دادن چيزى به كار رفته است. از اين عنوان در باب طهارت و صوم و نيز به مناسبت در ساير ابواب فقهى و در اصول فقه، مبحث اوامر، ضدّ و مقدّمه واجب، سخن رفته است.
مادّه «امر» و مشتقات آن، مانند «آمُرُك» و نيز هيئت امر، مانند «اِضْرِب» در صورت وجود قرينه بر عدم اراده وجوب از آنها، بر استحباب دلالت مىكند.
اقسام:براى استحباب تقسيمهاى مختلفى ذكر شده است كه به دو مورد اشاره مىشود.
١. استحباب نفسى و غيرى:مستحب نفسى ـ كه از آن به مستحب ذاتى نيز تعبير مىشود ـ عملى است كه استحبابش ذاتى است، نه به خاطر عملى ديگر، مانند نافلههاى روزانه، روزههاى مستحب ـ همچون روزه عيد غدير ـ ، غسل جنابت و وضو بنابر قول به استحباب نفسى آن دو؛ امّا مستحب غيرى عملى است كه در ذاتش استحباب ندارد، بلكه استحبابش به خاطر عملى ديگر است، مانند غسل زيارت.
٢. استحباب عينى و كفايى:مستحب عينى عملى است كه در هر حال بر مكلّف مستحب است، مانند نافلههاى يوميّه و روزههاى مستحب؛ امّا مستحب كفايى عملى است كه با انجام دادن آن توسّط ديگرى، استحبابش از ذمّه فرد ساقط مىشود، مانند اذان اعلام( --> اذان اعلام)و امر به مستحب و نهى از مكروه.(٢)
موارد اجتماع استحباب و وجوب:
١. وجوب واستحباب نفسى و غيرى:گاهى استحباب نفسى با وجوب غيرى يا بالعكس اجتماع مىكند، مانند غسل