فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٩٠ - اِعانت
( --> تكرار)( --> قاعده لاتعاد)
اعاره
اعاره : عاريه دادن(-->عاريه).
اعانت
اعانت: يارى كردن.
به يارى كننده «مُعين»، يارى شونده «مُعان» و امرى كه بر آن يارى مىشود، «مُعان عليه» مىگويند. از اين عنوان به مناسبت در بابهاى صلات، حج، تجارت، ضمان، اجاره، اطعمه و اشربه، غصب و ديات سخن رفته است.
حكم:حكم اعانت بر حسب اختلاف موارد پنج قسم است:
١. واجب:چنانچه نجات جان انسان محترم يا حيوان محترم و يا جلوگيرى مال محترم از تلف شدن بر اعانت شخص معيّنى متوقّف باشد، اعانت بر او واجب است؛ و حتّى اگر مشغول خواندن نماز باشد، واجب است نماز را قطع كند.(١)
٢. مستحب:قلمرو اعانت مستحب بسيار گسترده و در قرآن(٢)و روايات(٣)به آن بسيار سفارش شده است كه از مجموع آنها بر مىآيد اعانت بر هر كارِ محبوب خداوند متعال، مانند برآوردن حاجت مؤمن و كمك كردن به نيازمندان مستحب است.
٣. مكروه:اگر غايت اعانت (چيزى كه اعانت بر آن صورت گرفته است) مكروه و اعانت كننده قصد تحقّق آن را داشته باشد، اعانت كراهت دارد، مانند كمك به حاكم ستمگر به مثل دوختن لباس براى او.(٤)
٤. حرام:اگر مورد اعانت امرى حرام باشد، مانند فروش سلاح به دشمنان دين(٥)و كمك به ستمگر در ستمگرى وى(٦)اعانت حرام است.
٥ . مباح:اعانت در غير موارد ياد شده مباح است.
آثار:علاوه بر ثوابى كه بر اعانت واجب و مستحب و كيفر اخروى و در مواردى كيفر دنيوى كه بر اعانت