فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٢٣ - ١ اقتصاد سياسى در ديدگاه امام خمينى (ره)
از سوى ديگر به نحوه استفاده دولت از قدرت مربوط مىگردد.
در اقتصاد سياسى براى رسيدن به عدالت به همان ميزان كه فرد و دولت صاحب حقند، بهمان اندازه نيز داراى مسؤوليتند، تعدى هر كدام از فرد و دولت در خصوص حقوق و يا مسؤوليتهاى خود مىتواند عدالت را مورد تهديد قرار دهد.
در اقتصاد سياسى تنها دولت نيست كه نقش ايفا مىكند بلكه افراد و ملت نيز سهم حائز اهميتى بر عهده دارند. رفتار عادلانه دولت تنها يك طرف مسأله است و بخشى از مشكل را حل مىكند و بخش ديگر را بايد مردم برعهده بگيرند. همان گونه كه ملتها مورد ستم قرار مىگيرند و مظلوم واقع مىشوند گاه دولتها نيز به جاى اتهام ظلم، دچار محكوميت مىشوند.
هنگامى كه ملت حق دولت را ادا نمىكند يعنى به تكاليف و مسؤوليتهاى تعهد شده خود عمل نمىكند، دولت هر اندازه كه عادل و در ايفاى حق ملت كوشا باشد به اين دليل كه به رغم روش عادلانهاش به عدالت دست نمىيابد ستمديده است و به همان اندازه نيز ملت ستمكار مىباشد.
١. اقتصاد سياسى در ديدگاه امام خمينى (ره)
بىگمان هر كس با انديشههاى امام (ره) آشنايى - هر چند اندك - داشته باشد به اين نكته واقف است كه از ديدگاه امام (ره)، اقتصاد از اهداف اوليه و انگيزههاى اصلى انقلاب اسلامى به شمار نمىآمده و در خطوط اصلى نهضت و انقلاب امام (ره) جايى براى اقتصاد ديده نمىشود. لكن اين نقطه نظر در مقابل مكتبهايى مطرح مىشود كه اقتصاد را عامل اصلى و دگرگونيها، اصلاحات و انقلابهاى سياسى و اجتماعى مىدانستهاند و با نگاهى ديگر در انديشههاى امام (ره) يكى از مهمترين رسالتهاى انقلاب اسلامى و نظام بر آمده از آن، محوظلم و احياى عدالت و ايجاد رفاه براى قشر مستضعف و محروم جامعه است كه اين رسالت، كلاً بار اقتصادى دارد و وظايف نظام و دولت اسلامى را دو چندان مىنمايد.
اقتصاد در انديشه امام (ره) در حقيقت اقتصاد به معنى توسعه سرمايه و توليد به مفهوم مطلق آن نيست. اقتصاد به مفهوم سياسى آن كه حاوى وظايف دولت در