ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧١ - تعزيه، نمايش نيست، آيين است
است. او معمولًا براى رسيدن به اين هدف متوسّل به هر بيانى مىشود و حتّى گاهى نسبتهاى دروغى هم به ائمه (ع) و اوليا مىدهد تا آنها را مظلومتر بنماياند و اشك بيشترى از چشم مردم سرازير كند. در واقع همين موضوع نقطه ضعف تعزيه به حساب مىآيد.
گاهى تعزيه تنها با احساس مخاطب سر و كار دارد، نه با عقل و منطق او. گاه ضعيف است و بيشتر توسط كسانى نوشته شده كه از يك سو طبع شعر داشتهاند و از سوى ديگر علايق شديد شيعى و مذهبى دارند و احساسات و عواطف خود را در قالب اين شعرها بيان كردهاند. آنها عموماً فاقد دانش تاريخى بودهاند و هيچ كجاى متن به دلايل درگيرى اين نزاع و جنگ نپرداختهاند.
بىترديد ساختار نمايش بسيار قوى است و از عهده اثرگذارى بر مخاطب برمىآيد؛ امّا مسئله اينجاست كه در نظر مخاطبى كه از تاريخ خبر دارد، كار ارزش خود را از دست مىدهد و ديگر او حاضر نيست به دليل ديگر نقاط قوّت نمايش، متن ضعيف را تحمّل كند و به تماشاى تعزيه بپردازد. ضمن اينكه برخى از مخاطبان تعزيه از خود سؤال نمىكنند كه آيا اين چيزها مىتواند واقعيت داشته باشد؟ آنها در نظر نمىگيرند كه واقعه كربلا فقط گريه و زارى و عزادارى نبوده است. امام حسين (ع) بزرگترين قهرمان تاريخ است و قابل دلسوزى نيست و اشكى كه در مراسم عزادارى او ريخته مىشود، به دليل مظلوميت حق است؛ حقّى كه ايشان براى دفاع از آن به مبارزه پرداخت و شهيد شد. به هر حال، اين مسئله در نظر گروهى از روحانيان بسيار پر اهمّيت بوده و هست كه به دليل آن با برگزارى تعزيه مخالفت مىكنند؛ امّا مشكل اين گروه مخالف، اين است كه هرگز پيشنهاد سازندهاى در اين باره نمىدهند و تنها گفتههايشان سلبى است و نه ايجابى.
\* آيا تلاشهايى براى رفع اين مشكل تعزيه شده است؟
، متأسّفانه متنهاى جديد، نوشته نشده است و همه متنهايى كه امروز اجرا مىشود، مربوط به گذشته است. بسيارى از آنها توسط افراد گمنام نوشته شدهاند و آنهايى كه منسوب به شاعران به نام دورههاى پيشين است، از ضعف مبرّا نيستند. اگر متنهاى جديد با رويكرد خردگرايانه و دانشمحور نوشته شود، اين نمايش مىتواند بسيار خوب و ايدهآل اجرا شود و ديگر نقصى در آن نخواهد بود.
گزيدهاى از خطبه امام زينالعبادين (ع) در شام
امّا بعد، اى اهل كوفه! اى نيرنگبازان و فريبكاران و پيمانشكنان.
اى كسانى كه از يارى و ياورى كنار مىكشيد و اى مكّاران!
هان! اشك چشم شما هرگز بازنايستد و ناله شما فرو ننشيند!
مَثَل شما، مثل آن زنى است كه رشته خود را پس از محكم بافتن، يكى يكى از هم مىگسست تا سوگندهاى خود را در ميان خويش وسيله فريب و تقلّب سازيد.
آيا در ميان شما چيزى جز لاف زدن و خودپسندى و دشمنى و دروغ و تملّقگويى مانند كنيزان و كينه دشمنان حكمفرماست؟!
يا جز اين است كه حالت شما همانند گياهى است كه در جايگاه ريختن سرگين روييده باشد يا مانند نقرهاى كه بر روى قبر كشيده باشند؟!
هان چه زشت است آنچه براى خود پيش فرستاديد و در اثر آن خداوند بر شما خشم گرفت و پيوسته در عذاب مىمانيد.
آيا بر برادرم گريه مىكنيد؟!
آرى. بگرييد كه به خدا سوگند به گريستن سزاواريد.
از اين پس، بسيار بگرييد و كم بخنديد كه به عار و ننگ آن مصيبت رسيده بر اباعبدالله (ع) و خاندانش، گرفتار آمديد و رسوايى آن دامنگيرتان شد و تا ابد نخواهيد توانست دامن خود را از آن پاك كنيد ....
واى بر شما! آيا مىدانيد چه جگرى از حضرت محمّد (ص) شكافتيد و چه پيمانى را شكستيد و كدامين زنان بزرگوار او را در برابر ديدگان مردم نمايانديد و كدام پرده حرمت او را دريديد و چه خونى از او ريختيد؟ قطعاً عمل زشتى مرتكب شديد، چيزى نمانده است كه آسمانها از اين عمل شما بشكافد و زمين چاك بخورد و كوهها به شدّت فرو ريزند. چه مصيبت زشتى را مرتكب شديد، مصيبتى كه زمين و آسمان از آن لبريز مىگردد.
با اين حال، تعجّب مىكنيد كه چرا آسمان خون مىبارد و قطعاً عذاب آخرت رسوا كنندهتر است و آنان يارى نخواهند شد.