ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - بخش ششم فلسفه قيام امام حسين (ع)
بخش اوّل: درود و سلام بر انبيا و پنج تن آل عبا
در اين بخش اوّلًا سلام و درود بر ٢٤ پيامبر به همراه اوصاف مشهور آنها آمده است سپس بر حضرت على (ع) و فاطمه زهرا (س) و امام حسن (ع) درود مىفرستد. پس از آن با درود بر امام حسين (ع)، فصل جديدى از زيارت آغاز مىشود.
درباره اين بخش، توجّه به دو نكته لازم است: اوّل اين است كه بسيارى از زيارات اهل بيت (ع) با درود بر انبياى الهى شروع مىشود كه شايد حكمتش توجّه به اين مطلب باشد كه اين بزرگواران در مسيرى حركت مىكنند كه از حضرت آدم شروع شده است و ادامه راه انبياى الهى است و اينها وارثان انبيا براى رسيدن به اهداف عاليه الهى هستند. پيام اين زيارت نيز همين است كه وقايع عاشورا و مصائبى كه بر امام حسين (ع) و يارانش پيش آمد، در راستاى برنامه الهى است.
دوم اين است كه در هنگام سلام بر حضرت داوود (ع) مىخوانيم:
«السّلام على داوود الّذى تاب الله من خطيئته؛ سلام بر داوود (ع) كه خداوند از خطايش گذشت.»
در اينجا توضيح اين نكته لازم است كه چون ما معتقد به عصمت تمام انبياى الهى هستيم، بنابراين مراد از خطيئه حضرت داوود (ع) در اينجا، آن افسانهاى نيست كه در كتب «عهد عتيق» ذكر شده است[١] چنانكه در روايات مختلفى كه از اهل بيت (ع) رسيده است، به شدّت آن تهمتها را تكذيب مىكنند؛[٢] بلكه مراد، عجله در قضاوتى است كه انجام گرفت و بلافاصله توبه كرد و اين ترك اولايى بيش نبود[٣] و اينكه در ميان تمام اوصاف زيبايى كه خداوند در قرآن، حضرت داوود (ع) را بدان مىستايد، چرا در اينجا، اين وصف انتخاب شده است، علّتش براى ما مشخّص نيست و علمش را به اهلش مىسپاريم.
بخش دوم: بيان حالات و اوصاف شخصى امام حسين (ع)
در اين بخش امام حسين (ع) به عنوان كسى معرفى مىشود كه با خون خود، جانش را در راه دين بخشيد و خدا را در پنهان و آشكار، اطاعت كرد و خداوند در خاك او شفا قرار داد و زير گنبد و بارگاه او، دعا مستجاب است و ائمه (ع) از نسل او هستند و او فرزند پيامبر (ص)، على (ع)، فاطمه زهرا (س) و خديجه كبرا (س) است و او فرزند سدرة المنتهى و فرزند بهشت ابدى و فرزند زمزم و صفا است ...
بخش سوم: بيان مصائب دردناك حضرت اباعبدالله الحسين (ع) و يارانش
در اين بخش از زيارت، گوشهاى از مصائب جانفرسايى كه در واقعه كربلا براى امام حسين (ع) و يارانش پيش آمد، در قالب عبارتهايى بسيار حزنانگيز بيان مىشود:
«پيكرش به خون آغشته شد، حرمت خيمهگاهش شكسته شد. او و يارانش در حالى كشته شدند كه لبانشان خشكيده، جسدهايشان عريان، پيكرهايشان تغيير يافته و اعضايشان قطعه قطعه شده و سرهايشان بالاى نيزه رفته بود. تجهيزاتشان به غنيمت برده شد و در بيابانها افتادند و بدون كفن دفن شدند و محاسن او به خون خضاب شد و دندانش با چوب خيزران نواخته شد و سرش بالاى نيزه و بدنش عريان در صحرا بود ...»
بخش چهارم: اظهار اندوه در برابر واقعه جانگداز كربلا
در قسمتى از اين بخش چنين آمده است:
«اگر روزگاران مرا به تأخير انداخت و تقدير الهى مرا از يارى تو باز داشت و نبودم تا با كسانى كه با تو جنگيدند، بجنگم و با كسانى كه به دشمنى تو برخاستند، به دشمنى برخيزم، در عوض، هر صبح و شام، ندبه و زارى مىكنم و به جاى اشك براى تو خون گريه مىكنم و ...»
پيام اين بخش اين است كه در برابر ظلم ظالمان و ستمى كه به مظلومان مىرسد، نبايد بىتفاوت بود، حتّى اگر كارى از دست ما بر نيايد، بايد با اظهار تأسّف، تنفّر خود را اعلام كنيم.
بخش پنجم: گواهى بر اداى وظيفه حسين (ع)
در اين بخش از زيارت، زائر گواهى مىدهد كه امام حسين (ع) وظايفى را كه در برابر خداوند و جامعه داشت، به نحو احسن انجام داد، در اقامه نماز و انجام زكات و امر به معروف و نهى از منكر كوشا بود، مطيع خدا بود، به ريسمان او تمسّك كرده بود، او خدا را از خود، خشنود ساخت، ياور حق و دين و مدافع حريم آن بود و در برابر سختى و بلا، صابر بود ...
در اين بخش، امام حسين (ع) به عنوان دربردارنده تمام صفات كمالى و عامل به همه تكاليف شرعى و اجتماعى در حدّ اعلاى آن معرفى شدهاند و چنين كسى مىتواند الگوى عملى ما در زندگى باشد.
بخش ششم: فلسفه قيام امام حسين (ع)
اين زيارت علّت قيام را ظلم آشكار ظالمان ذكر كرده است و خطاب به امام حسين (ع) مىگويد:
«... تا آن زمان كه ستم دست تعدّى دراز كرد و ظلم و بيداد، نقاب از چهره برافكند و ضلالت و گمراهى، پيروان خويش را فرا خواند، ... پس در آن زمان بود كه آگاهى تو، به شرايط موجود، موجب گرديد كه به انكار عملى برخيزى و بر تو لازم شد كه با فاجران و بدكاران به جهاد برخيزى ...»