ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢٢ - آرمگدون، نبردى هسته اى!
در اين مكان، قرار داشته است. بقعه مجدّو ٧ همان جايى است كه باراق و دبوره بر كنعانيان چيرگى يافتند؛ در حالتى كه سيسرا سردار لشكر ايشان بود ٨ و آخريا، پادشاه يهودا نيز در آنجا جهان را بدرود گفت ٩ و يوشيا نيز در آنجا از دنيا رفت ١٠ و در رساله «مكاشفه يوحنّا» هرمجدّون خوانده شده است. ١١
بنيادگرايان ١٢ انجيلى ١٣ بر اين باورند كه در آخرالزّمان نيروهاى شرّ ١٤ ضدّ اسرائيل متّحد مىشوند؛ ارتشى چهارصد ميليونى گرد مىآورند و عليه مسيح صفآرايى و نبرد مىكنند؛ امّا مسيح نخستين ضربه را با سلاحهاى كشنده خود ١٥ بر آنان وارد مىكند و اين ارتش را نابود مىكند و در آن موقع خون تا افسار اسبها خواهد رسيد. اين جنگ كه فرجامى خوشايند خواهد داشت، با ايمان آوردن يهود به مسيح به عنوان منجى ايشان، پس از آنكه دو سوم آنان در اين نبرد از ميان مىروند، به پايان خواهد رسيد. مسيح مؤمنان به خويش را به بالاى ابرها مىبرد و سپس با آنان فرود مىآيد و آنان براى هزار سال تحت حكومت مسيح و سرورى يهود بر تمام جهان، به عنوان قوم برگزيده زندگى سعادتمندى خواهند داشت. ١٦
آرمگدون، نبردى هستهاى!
به باور انجيلىها بازگشت دوباره مسيح ميسّر نمىشود؛ مگر آنكه پيش از آن، جنگها، بلاها، فساد و تباهى در زمين فراگير شود و جنگى هستهاى به وقوع پيوندد كه بيشتر شهرهاى جهان را نابود مىكند. ١٧ در اين زمان آمريكا، در حالى كه دچار انحطاط اخلاقى شده در كنار اسرائيل قرار مىگيرد. ١٨
چنانكه گفته شد، در اين جنگ دو سوم يهود از ميان مىروند و يك سوم باقى مانده به مسيح موعود خويش ايمان مىآورند.
گريس هالسل در كتاب خود، «تدارك جنگ بزرگ» ١٩ مىنويسد:
در سال ١٩٨٠ م. من شروع به نگاه كردن به برنامههاى عامّهپسند تلويزيونى آمريكايى كشيشان پروتستان كردم كه بنابر تحقيق نيلسن در سال ١٩٨٥ م. به تخمين، در حدود ٦٠ ميليون بيننده آنها را تماشا مىكنند. اين برنامهها پيوسته مىكوشند مردم را متقاعد سازند كه لازم نيست در راه صلح بكوشند؛ بلكه به جاى آن بايد جنگ را بخواهند؛ زيرا كه خواست خداست. اين كشيشان مىگويند كه خداوند از ازل مقرّر فرموده است كه دقيقاً همين ما مردمانى كه در اين نسل زندگى مىكنيم، بايد به اين جنگ هستهاى دست بزنيم. اين كشيشان آيات انجيل و اغلب «كتاب حزقيال» و «كتاب دانيال نبى» و «مكاشفات» را نقل مىكنند تا اثبات كنند كه ما در دوره آخرالزّمان هستيم. قصد اينان اين است كه «موعظه كوه» را ناديده انگارند. اين را هم به ياد كسى نمىآورند كه راه و روش عيسى مسيح بر قدرت نظامى استوار نبود؛ بلكه با پيام صلح ظهور كرد. ٢٠
همانگونه كه در ادامه نيز خواهد آمد، بسيارى از سردمداران حكومت آمريكا از بنيادگرايان انجيلى و صهيونيستند و بسيارى از تصميمهاى سياسى را كشيشان انجيلى مىگيرند و به آنان