ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠٩ - از بين بردن اسلام سياسى، محور جنگ تمدّن ها
تمدّن فراگير دينى بر محور توحيد برسيم، بايد در مقابل اين جبهه فراگير كه برنامه جهانى تاريخى دارد و دنبال ايجاد يك جامعه جهانى واحد بر محور «ليبرال دمكراسى» است، طرح و برنامه داشته باشيم.
تحريف مدرن شخصىسازى دين
تحريفاتى كه نسبت به دين و اين حقيقت قدسى به شكل مدرن اتّفاق افتاده و در گذشته هم بوده، به ويژه در آغاز رنسانس، براى آنكه زندگى بشر را زمينى و خاكى كنند، اين است كه دين را امرى شخصى و فردى و مربوط به حوزه خصوصى زندگى انسان تفسير كردند و اين، خود نوعى تحريف دين بود. اين تحريفات كمكم به تفسير جديد از دين در قالب روانشناسى دين منتهى شد كه دين را به عنوان امرى زاييده مادّه تفسير نمودند يا تفسيرهاى مختلفى كه كمكم دين را زائيده واژگونگى اوضاع اقتصادى و پديدهاى ناشى از جهالت بشر، آشفتگىهاى روانى، اضطرابها، ترسهاى درونى بشر در مقابل خطرات طبيعى و امثال اينها معرفى كردند.
اين نوع تحريفات كه دين را اوّل به يك امر قدسى شخصى و بعد به يك امر خاكى تبديل كند، از جمله «تحريفهاى مدرن» است و در تاريخ، چنين تحريفهايى سابقه ندارد.
تحريف سنّتى و مدرن در فرهنگ انتظار
به عنوان نمونه يكى از مفاهيم اثرگذارى كه در فرهنگ اسلام بوده و هميشه هم تلاش مىشده به نحوى تحريف شود و در فرهنگ همه اديان الهى نيز بوده است، «فرهنگ انتظار» است كه يك روح اميدوارى در بشر ايجاد مىكند. بنابراين سعى كردند در طول تاريخ دائماً آن را تحريف كنند.
مثلًا مفهوم انتظار را اينطور تفسير كردند كه پديده عصر ظهور پديدهاى است كه در آن، يك جهش تاريخى اتّفاق مىافتد و اين جهش به وسيله فرد فوق العادّهاى كه از نظر مذهب تشيع وجود مقدّس امام عصر (عج) است و ساير اديان هم به نحوى او را معرفى كردهاند، اتّفاق مىافتد. در اين جهش تاريخى كلمه توحيد فراگير و جهانگير مىشود. بعد آمدهاند تحريف كردهاند و گفتهاند هيچ رسالتى بر عهده ما نيست. اين حادثه در تاريخ بشر بر محور يك ابرمرد الهى و ملكوتى، اتّفاق مىافتد. ما در اين باره هيچ رسالتى نداريم و بايد منتظر باشيم و سكوت كنيم، ببينيم چه اتّفاقى مىافتد! اين دريافت، يك نوع تحريف است.
در كنار اين نوع تحريف كه يك نوع تحريف سنّتى و بديهى است، دقيقاٌ يك تحريف مدرن داريم كه مىگويد: جامعه بشرى به سمت يك نقطه روشن حركت مىكند. اين حركت اوّلًا يك حركت تدريجى است و هيچ جهشى در آن نيست. ثانياً حركتى است كه خود انسانها آن را مىسازند، اين طور نيست كه يك انسان الهى و يك ولى الهى، محور شكل گيرى حادثه باشد، اين هم يك نوع تحريف است؛ يعنى دقيقاً مفهوم انتظار را به يك مفهوم كاملًا زمينى و خاكى تبديل مىكند. بعد هم آن چيزى را كه بناست تحقّق پيدا كند، در نهايت به گونهاى تفسير مىكند كه مثلًا با يك نظام ليبرالى تطبيق پيدا مىكند. اين هم نوعى تحريف از مفهوم انتظار است.
اثرگذارى اين تحريف در دنياى معاصر، بيشتر و خطرناكتر است؛ يعنى مفهوم انتظار را «سكولار تفسير كردن» و بين اين مفهوم مقدّس دينى و حيات سكولار پيوند برقراركردن؛ به گونهاى كه اين انتظار ديگر يك جهش معنوى به سمت اصل ظهور ايجاد نمىكند. تلقّى انسان در اين فرهنگِ جديد از انتظار اين است كه جريان انتظار، همين شيب اصلاحاتى است كه به سمت مدرنيسم و ليبرال دمكراسى در حال جريان است. در واقع جامعه موعود انبيا، همان جامعه ليبرال دمكراسى است.
تحريفات آشكار و پنهان واقعه عاشورا
نسبت به واقعه عاشورا هم دقيقاً همين اتّفاق افتاده است؛ اين تحريفها از قديم هم وجود داشته است؛ بعضى تحريفها سطحى و بعضى بسيار اساسىاند. از جمله تحريفاتى كه اتّفاق افتاده، اين است كه عدّهاى در جايى كه مىخواستهاند اين حقيقت قدسى و ماورايى را مثلًا در قالب يك حماسه تحليل كنند، گاهى دچار مبالغه شدهاند، (مبالغههاى صورى)؛ چون نمىتوانستهاند باطن عظيم اين حادثه را تبيين بكنند، ناچار به مبالغههاى صورى كشيده شدهاند؛ به طور مثال تعداد لشكر را بيشتر گفتهاند يا زمان حادثه عاشورا را تغيير دادهاند و امثال اينگونه تحريفها. اين قبيل مبالغات غلط است و نبايد اتّفاق بيافتد. ولى واقعاً اين تحريفها در مقابل تحريفهاى بزرگ، تحريفهاى مهمّى نيستند. تحريفهاى مهم، تحريفاتى هستند كه در طول تاريخ، براى فروكاستن از اثر بخشى اين حادثه صورت گرفته است. به دليل اينكه اثرگذارى حادثه عاشورا بر فرآيند جامعه جهانى كاملًا مشهود بوده و دوست و دشمن فهميدهاند كه امواج اين حادثه دارد به يك موج فرهنگ جهانى در برابر فرهنگ مدرن تبديل مىشود.
از بين بردن اسلام سياسى، محور جنگ تمدّنها
اگر صحبت از جنگ بين تمدّنها، يعنى تمدّن اسلامى و تمدّن غرب، يا تمدّن اسلامى و تمدّن مدرن، به عنوان محورىترين اين جنگهاست، در كانون اين تمدّن، «اسلام انقلابى» و «اسلام شيعى» است. اين را دوست و دشمن مىدانند. شما حرفهاى هانتيگتون را كه تئورى پرداز اين جنگ است، ببينيد. آنها اسلام انقلابى و راديكال و به تعبير خودشان بنيادگرا را مبدأ اين درگيرى مىدانند و نقطه كانونى جوشش فرهنگ اثرگذار بر