نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ٦٤ - امام على
خشنود است هدايت كند و به طريق بندگيش ارشاد نمايد، اين كار آنها به اين جهت است كه پيشوايشان را دوست ندارند و مسير راه را نيز گم كردهاند و چون ميان آنها و عجمان [غير عربها] به برابرى رفتار كردهاى ناخشنود شدند و با دشمنت به مشورت نشستند و او را بزرگ شمردند و براى پراكنده ساختن جماعت مسلمانان و جلب توجه گمراهان، به خونخواهى عثمان تظاهر كردند و اينك راى تو درباره آنها هر چه باشد درست است و ما عليه هر سركش معاندى همراه تو هستيم».
امير المؤمنين ٧ از خانه بيرون آمد و در حالى كه لباس يكسرهاى پوشيده و عباى قطرى بر دوش افكنده بود و شمشيرش را بسته و بر كمانش تكيه داشت به مسجد داخل شد و بر منبر رفت و بعد از حمد و ثناى خداى عز و جل و صلوات بر پيامبر ٦ فرمود:
«اى مردم! خداوند را سپاس گزاريم كه پروردگار و مولا و ولىّ نعمت ماست او كه نعمتهايش را آشكار و پنهان بر ما ارزانى داشته تا بر ما احسان نمايد بدون آن كه سخنى بر زبان رانده باشيم و يا توانى بر شكر گزارى يا كفران نعمتش داشته باشيم.
پس هر كس را كه شكرش به جا آرد فزونى دهد و آن را كه كفران كند عذابش نمايد. از ميان مردمان كسى نزد خداوند جايگاهش برتر و وسيلهاش نزديكتر است كه فرمان بردارترينشان نسبت به اوامر الهى و داناترين آنها به اطاعت پروردگار و مطيعترين آنان نسبت به سنت پيامبرش محمّد ٦ باشد و كتاب خدا را بيش از همه زنده نگه مىدارد. هيچ كس نزد ما فضيلتى ندارد مگر به طاعت خدا و رسولش ٦.
اين كتاب خداست كه پيش روى ماست و وصيت و سيره رسول خدا ٦ در ميان ماست و فقط نادانى كه با حق عناد مىورزد و راستى را انكار مىكند از آن بى خبر است خداى متعال مىفرمايد:
«اى مردمان، شما را زن و مرد آفريديم و طايفهها و قبايل گونهگون قرار داديم