نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ١٠٨ - رسيدن امير المؤمنين
و خود را براى ضربات شديد و جراحات سخت و مبارزه با همقطاران آماده كردهايد.
هر كدام شما كه به هنگام رو برو شدن با دشمن خودش را شجاعتر مىداند اگر در وجود يكى از برادرانش سستى مشاهده كرد بايد همانطور كه از خودش دفاع مىكند از برادر ضعيفش نيز دفاع كند تا اگر خدا بخواهد برادرش را نيز مثل او گرداند».
سپس فرمود: «اى مردم، چون آنان را به هزيمت رانديد بر كشتهها و زخمىها يورش نبريد و اسيران را نكشيد به دنبال گريختگان نگرديد و فراريان را تعقيب نكنيد عورتى را آشكار نسازيد و مردهاى را مثله ننمائيد حجابى را ندريد و اموالشان را به غنيمت نبريد مگر سلاح و تجهيزات و بنده و كنيزى كه در لشكرگاهشان مىيابيد و اما چيزهاى ديگر بر اساس كتاب خداى عز و جل ميراث بازماندگان آنهاست».[١] مسعودى مىگويد كه منذر ادامه روايت را چنين بازگو كرده است:
«امير المؤمنين ٧ از سمتى كه طفّ را پشت سر مىنهند، به بصره وارد شد و به مكانى به نام زاويه[٢] رفت من بيرون آمدم تا آنها را ببينم و كاروانى را با حدود هزار سوار مشاهده كردم كه پيشاپيش آنها مردى سوار بر اسبى سياه و سفيد و پرچم به دست بود كه قلنسوهاى بر سر و لباس سفيدى بر تن و شمشيرى بر كمر داشت و ناگاه متوجه شدم عمامههاى بيشتر آنها سفيد و زرد است و در اسلحه و پوشش جنگى غرق شدهاند گفتم: او كيست؟
گفتند: او ابو ايوب انصارى صحابى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم و اينان كه با اويند انصار
[١] مروج الذهب، ٢، ٣٧١.
[٢] زاويه: با لفظ زاويه البيت نام چند جا است از جمله: روستايى در موصل از كوره بلد است. و زاويه:
جايى نزديك بصره است كه نبرد مشهور بين حجاج و عبد الرحمن بن محمد بن اشعث در آن واقع شد وعده بسيارى از دو طرف كشته شدند در سال ٨٣ ه نك: معجم البلدان: ٣، ١٢٨.