نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ١٠٧ - رسيدن امير المؤمنين
نگريستم و ديدم پشتيبان و حمايتگر و ياورى ندارم به جز اهل بيتم اما از مرگ ايشان به انديشه افتادم و چشمم را بر خارى كه در آن بود بستم و آب دهانم را با استخوانى در گلو فرو بردم و خاشاكى در ديدگانم بود و براى فرو نشاندن خشمم بر مصيبتى تلختر از علقم و دردآورتر از زخم چاقوى تيز در قلب، صبر كردم».[١] وقتى امير المؤمنين ٧ به بصره رسيد اصحابش را به جهاد تحريض و تشويق مىكرد از جمله سخنان آن حضرت اين بود:
«اى بندگان خدا، به جهاد با اين جماعت بشتابيد در حالى كه سينههايتان براى جنگ با آنان فراخ گشته. آنها بيعتم را شكستند و كارگزار من عثمان را پس از كتك سخت و شكنجه شديد بيرون كردند و سبابجه[٢] را كشتند و حكيم بن جبله عبدى و مردان صالحى را به قتل رساندند.
سپس آنان را كه نجات يافته بودند تعقيب كردند و از هر خانه و زير هر پرچمى بيرون كشيدند و آوردند و گردن زدند و اموالشان را چپاول كردند. آنها را چه مىشود خدا هلاكشان كند به كجا رو كردهاند؟! به جهاد با آنها بشتابيد و بر آنان سخت بگيريد و با شكيبايى سنجيده با آنان رو برو شويد تا به ايشان بفهمانيد كه بر سرشان فرود مىآييد و با آنها خواهيد جنگيد
[١] نك: شرح نهج البلاغه، ٣، ٣٦ و الغارات، ٣٠٤، ٣٠٥ و بحار الانوار، ٣٣، ٦٩.
در الغارات آمده است كه اين سخنان در نامهاى از امام على ٧ به اصحابش پس از كشته شدن محمّد بن ابو بكر بوده كه بسيار طولانى است. ابن ابى الحديد نيز مىگويد اين خطبه امام ٧ پس از قتل محمّد بن ابى بكر است بهر حال چه نامه يا خطبه، ارتباطى با واقعه جمل ندارد و اگر امام اين سخنان را به سبب قتل محمّد بن ابى بكر فرموده معلوم مىشود كه پس از واقعه صفين بوده و اين اشتباهى از طرف مؤلف است كه آن را در اين جا ذكر كرده است.
[٢] سبابجه: مردم صالحى بودند كه امير المؤمنين ٧ بيت المال بصره را به آنها سپرده بود اصحاب جمل آنها را غافلگير كرده و كشتند در حالى كه تعهد كرده بودند اصحاب امير المؤمنين را نكشند. جوهرى در الصحاح، ١، ٣٢١ مىگويد: سبابجه مردمانى از سند بودند كه پيشقراولان و نگهبانان زندان بصره بودند اصل آن از كلمه فارسى« سياه بچگان» است.