لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٨١٢ - باب الفروض على الجوارح
مىشنود.
ديگر حق سبحانه و تعالى واجب گردانيده است بر دل كه پادشاه جوارح و اعضاست كه آن نفس ناطقه است و جوارح و قوى لشكر اويند و جوارح به سبب دل چيزها را مىدانند و مىفهمند و هر چه مىكنند بامر او مىكنند پس فرمود كه مگر كسى كه به اكراه او را بر كفر بدارند و ايمان در دل او قرار گرفته باشد، و اين آيه در عمار بن ياسر و اصحاب او نازل شد كه والدين او را اهل مكه امر كردند به سبّ حضرت سيد المرسلين ٦ و سب نكردند و ايشان را به زجر تمام شهيد كردند و عمار سب كرد و نجات يافت و چون اين خبر به آن حضرت رسيد اصحاب شروع كردند در مذمّت عمّار حضرت فرمودند كه والدين او سبقت كردند به بهشت و عمّار را نجات داد فقهش و حق سبحانه و تعالى از جهة تصديق آن حضرت اين آيه را فرستاد پس ظاهر شد كه ايمان فعل قلب است و با ايمان منافات ندارد كفر از روى تقيّه.
و در اخبار متواتره وارد شده است كه حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه مىفرمودند كه بعد از من كفّار بنى اميّه بر شما مسلّط خواهند شد و شما را امر خواهند كرد به سبّ من: بكنيد و ظاهر اخبار آنست كه اگر سبّ نكند شهيد شده است و حمل كردهاند بر كسى كه مسأله نداند يا محبّت مفرط مانع او باشد از تلفّظ باين كفر، و على اى حال مغفور است البته بلكه اعلى مراتب شهدا دارد، الآيه يعنى تا آخر آيه كه آن اينست كه ليكن كسى كه بدل كافر شود غضب و عقاب الهى از جهة او مهيّاست، پس ظاهر شد كه كفر و ايمان كار دل است.
ديگر حق سبحانه و تعالى بيان فرموده است احوال منافقان را كه به زبان