لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٧٨٨ - حق شريك
از آن جمله است تلامذه: آنست كه با او معاشرت كنى از روى تفضل و هميشه ترا بر او احسان بيشتر باشد از او بر تو، و با او در مقام عدالت باشى و زياده نگويى و بهر نحوى كه توقع دارى كه او با تو سر كند تو با او سر كن و چنانكه او تعظيم تو كند تو نيز چنان تعظيم او كن و اگر او نكند تو بكن تا او نيز بكند، و هميشه مىبايد كه تو در خوبيها بر او سبقت كنى و اگر او سبقت كند تو تدارك و تلافى بكنى، و چنانكه او ترا دوست دارد تو او را دوست دارى و اگر خواهد كه معصيتى كند او را نگذارى مهما أمكن و بر او رحمت باشى كه او را به طاعات و عبادات و خوبيها بدارى و بر او عذاب مباش كه سبب عصيان او شوى يا آن كه هميشه باركش او باشى و بار خود را بر دوش او نگذارى و چنان نكنى كه او در تعب افتد مثلا اگر يابى كه از مهمانى شرمنده مىشود و مهمانى مىكند ترا و به سبب آن قرض دار و پريشان مىشود او را ضيافت مكن و هر چه سبب تعب و مشقت او باشد واقع مساز
[حق شريك]
(و امّا حقّ الشّريك فان غاب كفيته و ان حضر رعيته و لا تحكم دون حكمه و لا تعمل برأيك دون مناظرته و تحفظ عليه و ماله و لا تخونه فيما عزّ أو هان من امره فانّ يد اللَّه تعالى على الشّريكين ما لم يتخاونا و لا قوّة الّا باللَّه)
و اما حق شريكى كه در مالى يا ملكى شريك باشد با تو آنست كه اگر حاضر نباشد كار او را بكنى و اگر حاضر باشد رعايت خاطر او بكنى، و تا اوامر نكند به كارى تو نكنى و اگر خواهى بخرى يا بفروشى يا اجاره دهى با او مشورت كنى و بكنى، و مال او را محافظت كنى و خيانت نكنى در بسيار كه بر او دشوار باشد يا اندك كه بر او آسان باشد و مضايقه نداشته باشد در جميع امور او به درستى كه رحمت الهى بر هر دو شريك نازل است تا خيانت