لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦٥٣ - الوداع فاذا اردت ان تودعه
باد، پدر و مادرم فداى تو باد اى مولى و امام من به زيارت تو آمدهام و به اميد احسان تو آمدهام و پناه به تو آوردهام از گناهانى كه بر خود ستم كردهام و هيمه جهنّم را به سبب معاصى بر پشت خود كشيدهام پس شفاعت كن مرا در روزى كه فقير و محتاج باشم به درستى كه مقام محمود شفاعت از تست و تو نزد او رويى دارى كه هر چه مىطلبى مىدهد.
پس دست راست را بر مىدارى و دست چپ را بر قبر پهن مىكنى و مىگويى كه خداوندا تقرب مىجويم بسوى تو به دوستى ايشان و به ولايت ايشان و تولى مىكنم به آخر ايشان به نحوى كه تولى دارم به اول ايشان و ائمه اثنى عشر را امام خود مىدانم و بيزارم از هر پيشوائى و محل اعتمادى كه غير ايشانند و مراد ائمه جورند، خداوندا لعنت كن جمعى را كه تبديل كردند نعمت ترا يعنى بدل كردند ائمه عدل را بائمه جور يا نعمت ترا در برابر كفران نمودند، يا عوض از شكر نعمت كفران نعمت نمودند و تهمت زدند بر پيغمبر تو كه تو از جهة خواهش خود بىفرمان الهى على و فرزندانش را امام كرد و انكار نمودند معجزات ترا يا امامت ائمه را باور نداشتند و استهزاء نمودند به امامى كه تو از جهة ايشان مقرر فرمودى و مردمان را از خلفاء بنى اميّه و بنى عباس بر دوش اهل بيت پيغمبر تو سوار كردند، خداوندا تقرب مىجويم بسوى تو به لعنت بر ايشان و بيزارى از ايشان در دنيا و آخرت اى خداوند بخشاينده.
پس بيا به نزد پاهاى قبر و بگو صلوات الهى بر تو باد اى ابو الحسن كه كنيت حضرتست، صلوات الهى بر روح و بدن تو باد كه صبر نمودى بر ايذاى امّت و حال آن كه امام صادق تو بودى كه حق سبحانه و تعالى تصديق كرده است، بكشد حق سبحانه و تعالى كسانى را كه ترا شهيد كردند بدست خود كه زهر دادند و به زبان كه امر نمودند پس تضرّع و زارى كن و مبالغه نما