لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥١ - باب نوادر الطواف
آن حضرت صلوات اللَّه عليه كه طواف را تند كنم و بسيار كنم يا هموار كنم و كم كنم حضرت فرمودند كه ميانه بكن نه تند و نه هموار.
و در موثق كالصحيح منقولست از صادقين صلوات اللَّه عليهما كه اين رمل و هروله كه عامه مىكنند بر دور خانه مخصوص سالى بود كه حضرت سيد المرسلين ٦ از جهة عمره قضا آمده بودند و آن حضرت مشاهده نمودند كه جمعى از صحابه به سبب ضعف نشسته بودند حضرت فرمودند كه قريش شما را مىبينند كمر را به بنديد و طواف را رمل كنيد يعنى شتر رو به آن كه تند نرويد و گامها نزديك هم باشد و اين رمل در همان سال بود و بس و من هموار طواف مىكنم و پدرم نيز هموار طواف مىكردند شما نيز هموار طواف كنيد
(و روى علىّ بن النعمان عن يحيى الازرق قال قلت لأبي الحسن صلوات اللَّه عليه انّي طفت اربعة اسابيع فعييت أ فأصلّي ركعاتها و انا جالس قال لا قلت و كيف يصلّى الرّجل صلاة اللّيل اذا اعيا او وجد فترة و هو جالس فقال يطوف الرّجل جالسا؟ فقال لا قال فتصلّيهما و أنت قائم)
و در كافى فاعييت است و ظاهرا غلط اين كتاب از نساخ است و در صحيح از يحيى منقولست كه گفت عرض نمودم به حضرت ابو الحسن على بن موسى الرضا صلوات اللَّه عليهما كه من چهار طواف كردم و مانده شدم آيا نوافلش را نشسته مىتوانم كرد فرمودند نه عرض كردم كه نه هر گاه مانده مىشود يا سستى عارض مىشود نافله شبرا نشسته مىكند حضرت فرمودند كه طواف را نشسته مىتواند كرد گفتم نه گفتند پس نافله را ايستاده مىكنى و در كافى فصلّ و أنت قائم است و اين خوبست و دور نيست كه فتصلّيها بوده